شب بخیر! برای تو که دلتنگ مادرت هستی!

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، شاید یکی از سخت ترین غم های دنیا همین باشد؛ اینکه کسی که تمام کودکی ات را به خاطر دارد، کم کم تو را از یاد ببرد. یک روز صدایت کند و بداند چه کسی هستی، و یک روز دیگر نگاهت کند و بپرسد تو کی هستی؟ و تو لبخند بزنی، در حالی که چیزی درونت فرو می ریزد. شاید با خودت فکر کنی اگر نامم را فراموش کرده، پس هنوز دوستم دارد؟ اما عشق همیشه در حافظه زندگی نمی کند.

گاهی ممکن است نامت را فراموش کند، اما آرامشی که با دیدنت پیدا می کند هنوز برایش آشنا باشد. پس اگر امشب خسته ای، اگر از مراقبت کردن بریده ای، اگر گاهی عصبانی شده ای و بعد از خودت خجالت کشیده ای، خودت را سرزنش نکن.

مراقبت از یک مادر که کم کم حافظه اش را از دست می دهد، فقط مراقبت از او نیست؛ گاهی تحمل هم زمان خستگی، غم، ترس و احساس گناه است.

امشب اگر کنارش هستی، دستش را بگیر. لازم نیست چیزی را به یاد بیاورد.  گاهی عشق، قبل از اینکه در حافظه بماند، در دل و بدن احساس می شود.

شب بخیر به تو، فرزند خسته ای که شاید مادرت نامت را فراموش کرده باشد...

اما تو هنوز هر روز، نام او را در قلب ات تکرار می کنی.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246999
  • فیلم / ترامپ: با پزشکیان در سازمان ملل دیدار می‌کنم / «تصمیم بزرگی» درباره ایران دارم