هرچه باداباد گفتن کافی نیست! / روانشناسی این تناقض چیست؟
رکنا: گاهی فرد پس از ساعت ها پیش بینی، بررسی و ساختن سناریوهای نگران کننده، ناگهان می گوید هرچه باداباد. این جمله می تواند نشانه پذیرش محدودیت کنترل باشد، اما ممکن است فقط وقفه ای کوتاه در چرخه نگرانی یا راهی برای فرار از تصمیمی باشد که هنوز حل نشده است.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، بعضی جمله ها ظاهرا از رها کردن خبر می دهند؛ دیگر برایم مهم نیست، هر اتفاقی می خواهد بیفتد یا نمی خواهم بیشتر فکر کنم اما پشت همین بی خیالی ظاهری ممکن است ذهنی قرار داشته باشد که ساعت ها تلاش کرده تمام پیامدهای احتمالی را پیش بینی کند. اگر جواب ندهد چه؟ اگر تصمیم اشتباهی بگیرم چه؟ اگر فردا اتفاق بدی رخ دهد چه؟ وقتی ذهن به پاسخ قطعی نمی رسد، ممکن است از فرط خستگی اعلام کند که دیگر اهمیتی نمی دهد. با این حال، اگر چند ساعت بعد دوباره سراغ همان سوال ها برود، مسئله احتمالا رها نشده است.
چرا ندانستن برای بعضی افراد دشوارتر است؟
روانشناسان برای توصیف یکی از عوامل این وضعیت از اصطلاح عدم تحمل عدم قطعیت استفاده می کنند. این مفهوم به گرایشی اشاره دارد که فرد موقعیت های مبهم و پیش بینی ناپذیر را آزاردهنده یا تهدیدآمیز ارزیابی می کند.
مسئله فقط احتمال وقوع یک اتفاق بد نیست. گاهی خود ندانستن، بیش از آن اتفاق فرد را مضطرب می کند. ذهن برای کاهش این ناراحتی شروع به بررسی سناریوها، پرسیدن نظر دیگران، جستجوی اطلاعات و تلاش برای رسیدن به اطمینان کامل می کند.
این فعالیت ها ممکن است برای مدتی احساس کنترل ایجاد کنند، اما فکر کردن مداوم درباره یک نتیجه، همان کنترل کردن نتیجه نیست.
فراتحلیل ۲۰۲۶ چه چیزی نشان داد؟
یک فراتحلیل پیش ثبت شده که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، ۷۳۸ اندازه اثر از ۱۱۵ مطالعه و پایان نامه را در ۱۳۸ نمونه مستقل با مجموع ۲۸ هزار و ۶۹۳ شرکت کننده بررسی کرد. نتایج، ارتباط قابل توجهی میان عدم تحمل عدم قطعیت و نگرانی نشان داد و ارتباط تجمیعی این دو حدود ۰٫۵۹ گزارش شد.
شدت این ارتباط در مشکلات اضطرابی مختلف یکسان نبود. این یافته نیز ثابت نمی کند عدم تحمل ابهام به تنهایی باعث اضطراب می شود. نگرانی و اضطراب تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل زیستی، روانی و محیطی قرار دارند. فراتحلیل منتشر شده در Clinical Psychology Review
بنابراین فردی که از بلاتکلیفی خوشش نمی آید، لزوما اختلال اضطرابی ندارد. مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که تلاش برای رسیدن به اطمینان، زمان و انرژی زیادی مصرف کند یا مانع تصمیم گیری و زندگی روزانه شود.

رها کردن واقعی چه تفاوتی با اجتناب دارد؟
پذیرش و اجتناب ممکن است از بیرون شبیه یکدیگر باشند. در هر دو حالت، فرد ممکن است بگوید دیگر درباره موضوع فکر نمی کند. تفاوت مهم در کاری است که پیش و پس از این جمله انجام می دهد.
در پذیرش، فرد اطلاعات لازم را بررسی می کند، سهم قابل کنترل را انجام می دهد و می پذیرد که نتیجه تضمین شدنی نیست. در اجتناب، فرد برای فرار از اضطراب، تصمیم یا اقدام ضروری را عقب می اندازد و وانمود می کند نتیجه اهمیتی ندارد.
فردی که منتظر پاسخ یک مصاحبه کاری است، می تواند مدارک لازم را ارسال کند، یک پیگیری منطقی انجام دهد و سپس منتظر بماند. اما بررسی ایمیل در هر پنج دقیقه، نتیجه را کنترل نمی کند.
از سوی دیگر، گفتن هرچه شد شد و نفرستادن مدارک لازم نیز پذیرش نیست. این رفتار می تواند اجتناب از اضطراب تصمیم گیری باشد.
جنگ با تجربه های درونی همیشه جواب نمی دهد
استیون هیز، از بنیان گذاران درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر این نکته تاکید دارد که مشکل فقط وجود افکار و احساسات ناخوشایند نیست؛ نوع رابطه فرد با این تجربه ها نیز اهمیت دارد.
اجتناب تجربه ای زمانی رخ می دهد که فرد انرژی زیادی صرف حذف، کنترل یا فرار از افکار و احساسات ناخوشایند کند. ممکن است نتواند آینده را کنترل کند، اما تلاش کند هر نشانه اضطراب درباره آینده را از بین ببرد.
در رویکرد پذیرش و تعهد، هدف بی خیال شدن یا مثبت فکر کردن اجباری نیست. هدف این است که فرد بتواند اضطراب و تردید را تجربه کند و همزمان رفتاری متناسب با ارزش ها و شرایط خود انجام دهد. پذیرش یعنی فرد لازم نیست پیش از هر اقدام، ابتدا تمام تردیدهایش را از بین ببرد.

رفتار بعد از جمله هرچه باداباد مهم است
از نگاه دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، خود جمله هرچه باداباد مشخص نمی کند فرد واقعا چیزی را پذیرفته یا از آن فرار کرده است. برای فهم تفاوت باید به رفتار بعدی نگاه کرد.
اگر فرد سهم خود را انجام داده و با وجود نداشتن تضمین به زندگی ادامه می دهد، احتمالا به پذیرش نزدیک شده است. اما اگر تصمیم را عقب می اندازد، احساسش را انکار می کند و چند ساعت بعد دوباره درگیر همان سناریوها می شود، رها کردن بیشتر ظاهری بوده است.
رها کردن واقعی به معنای مهم نبودن نتیجه نیست. فرد می تواند نتیجه یک رابطه، آزمایش پزشکی یا تصمیم شغلی را مهم بداند و همزمان بپذیرد که کنترل کاملی بر آن ندارد.
آیا روان درمانی تحمل ابهام را افزایش می دهد؟
یک مرور نظام مند و فراتحلیل در سال ۲۰۲۴، نتایج ۲۲ مطالعه شامل ۱۴۹۱ شرکت کننده را بررسی کرد. درمان های روانشناختی در مقایسه با گروه های کنترل غیرفعال با کاهش عدم تحمل عدم قطعیت همراه بودند، اما در مقایسه درمان ها با گروه های کنترل فعال، اثر تجمیعی معنادار نبود. ناهمگونی مطالعات نیز قابل توجه بود.
بنابراین نمی توان گفت هر روان درمانی قطعا تحمل ابهام را افزایش می دهد. با این حال، نتایج نشان می دهند این فرایند قابل بررسی و احتمالا قابل تغییر است و پژوهش های دقیق تری برای شناسایی اجزای موثر درمان لازم است.
خودسنجی کنید: پذیرفته اید یا فقط خسته شده اید؟
آیا برای تصمیم های مهم به دنبال اطمینان صددرصدی هستید؟ آیا وقتی کسی جواب نمی دهد، چندین توضیح احتمالی می سازید؟ آیا پس از گفتن هرچه باداباد دوباره همان مسئله را بررسی می کنید؟ آیا برای فرار از اضطراب، تصمیم ضروری را به تعویق می اندازید؟ آیا بیشتر از خود اتفاق، از ندانستن نتیجه آن ناراحت می شوید؟
پاسخ مثبت به این پرسش ها تشخیص روانشناختی نیست، اما می تواند نشان دهد تحمل ابهام بخشی از چرخه نگرانی فرد است.
سه سوال برای بازگرداندن اختیار
هنگام روبرو شدن با ابهام، فرد می تواند بپرسد چه چیزی اکنون در کنترل من است، چه چیزی خارج از کنترل من است و کوچک ترین اقدام مفید برای بخش قابل کنترل چیست.
اگر اقدامی وجود دارد، انجام آن از ساختن سناریوهای بیشتر مفیدتر است. اگر اقدام دیگری ممکن نیست، تمرین اصلی تحمل ندانستن است.
بی خیالی می گوید نتیجه اهمیتی ندارد. پذیرش می گوید نتیجه مهم است، اما همه آن در اختیار من نیست. تفاوت این دو را نه جمله فرد، بلکه رفتار او در دل ابهام نشان می دهد.
-
فیلم / ترامپ: با پزشکیان در سازمان ملل دیدار میکنم / «تصمیم بزرگی» درباره ایران دارم
ارسال نظر