کالبدشکافی سقوط آزاد یوزپلنگ آسیایی / ۲۷ جان در برابر بی‌تدبیری دستگاه ها/ وقتی جاده‌ها، گله‌های غیرمجاز، شترها و خاک‌خوری اعتبارات آخرین سنگر تنوع زیستی را می‌ بلعند

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  نهم شهریور ماه در تقویم ملی محیط‌ زیست ایران نه مجالی برای تبریک‌های نمادین و صدور بیانیه‌های اداری، بلکه موعد بررسی کارنامه نهادهایی است که بقای سریع‌ترین دونده خشکی را در مرزهای نابودی قطعی معلق نگه داشته‌اند.

یوزپلنگ آسیایی که روزگاری گستره پراکنش آن از دشت‌های شبه‌قاره هند تا بین‌النهرین و قفقاز امتداد داشت، اکنون تمام بار سنگین تداوم ژنتیکی خود را تنها بر دوش چند زیستگاه شکننده و جزیره‌ای در فلات مرکزی و شمال شرق ایران گذاشته است. نگاهی به شاخص‌های بوم‌شناسی جمعیت و ارزیابی خسارت‌های ساختاری نشان می‌دهد که بحران کنونی بیش از آنکه حاصل چالش‌های اقلیمی باشد، محصول مستقیم تعلل وزارتخانه‌ها، تکه‌تکه شدن کریدورهای مهاجرتی و پروژه‌های نیمه‌کاره‌ای است که به حال خود رها شده‌اند.

واقعیت آماری ۲۷ فرد و توهم بهبود وضعیت جمعیتی

ثبت رسمی ۲۷ فرد یوزپلنگ آسیایی در جریان پایش‌های اخیر شامل ۲۱ فرد بالغ و ۶ توله، در فضای عمومی به عنوان نشانه‌ای از بهبود تعبیر شد، اما تحلیل تخصصی ساختار این جمعیت پیام کاملا متفاوتی دارد.

از میان ۲۱ فرد بالغ، تنها هفت فرد نر و شش فرد ماده با قطعیت شناسایی و شناسنامه‌دار شده‌اند و جنسیت چهار فرد دیگر همچنان نامشخص است. همچنین چهار یوز جوان به تازگی از وابستگی به مادر جدا شده و گام در زیستگاه‌های باز گذاشته‌اند.

مقایسه این آمار با ثبت ۱۷ فرد در سال گذشته نشان‌دهنده یک جهش واقعی در زادآوری نیست، بلکه محصول توسعه شبکه دوربین‌های تله‌ای و ارتقای متدهای ثبت میدانی است. در بوم‌شناسی حیات‌وحش، افزایش ضریب پایش هرگز معادل رشد ظرفیت برد زیستگاه و تکثیر گونه نیست.

گردنه بطری ژنتیکی؛ خطری ویرانگرتر از شکار مستقیم

جمعیت بازمانده یوز در ایران اکنون به صورت کامل در پدیده گردنه بطری ژنتیکی گرفتار شده است. این گونه به لحاظ طبیعی در قیاس با سایر پستانداران از هم‌خونی بالا و تنوع ژنتیکی پایینی رنج می‌برد و محدود شدن جمعیت آن به چند ده فرد، این نقص ساختاری را به مرز انفجار رسانده است.

تقلیل شدید خزانه‌ ژنتیکی موجب افزایش بیماری‌های مادرزادی، تضعیف سیستم ایمنی در برابر پاتوژن‌های نوپدید، افت محسوس نرخ باروری در ماده‌ها و کاهش شدید شانس بقای توله‌ها در سنین استقلال می‌شود. وقتی جمعیت موثر تولیدمثل‌کننده به زیر بیست فرد بالغ سقوط می‌کند، مرگ حتی یک یوز ماده بارور یا یک نر جوان در حال مهاجرت، به مفهوم از دست رفتن چند ده درصد از ذخیره ژنتیکی کل گونه است؛ آسیبی که هیچ برنامه اصلاح نژادی یا تکثیر در اسارت کوتاه‌مدتی توان جبران آن را ندارد.

مرگ رسمی لکه مرکزی و انقباض حیات به لکه شمالی

باقر نظامی بلوچی، مدیر پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی در گفت و گو با رکنا ، تصویر روشنی از جغرافیای زیستی این گونه ارائه می‌دهد که در حقیقت تاییدکننده یک عقب‌نشینی اکولوژیک تمام‌عیار است.

وی تاکید می‌کند که در دهه‌های گذشته پراکنش یوزپلنگ آسیایی در دو پهنه عمده تعریف می‌شد؛ لکه مرکزی با محوریت استان‌های یزد، اصفهان، کرمان و خراسان جنوبی و لکه شمالی شامل استان‌های سمنان و خراسان شمالی.

به اذعان مدیر پروژه ملی، جمعیت یوز در پهنه وسیع مرکزی کشور به دلیل انباشت تلفات جاده‌ای، تخریب معادن، قطع کریدورها و عدم زادآوری مناسب به طور کامل نابود شد و معدود نرهای باقی‌مانده در این گستره نیز تا حوالی سال ۱۴۰۲ تلف شدند تا زیستگاه‌های مرکزی رسما از مدار زیست این گربه سان خارج شوند.

اکنون تمام پویایی و زادآوری یوزپلنگ آسیایی به باریکه زیستگاهی لکه شمالی منحصر شده است؛ محدوده‌ای که پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده توران در استان سمنان به عنوان پایگاه اصلی زادآوری و پناهگاه حیات‌وحش میاندشت و پارک ملی ضامن آهو در خراسان شمالی به عنوان زیستگاه‌های کلیدی آن تعریف می‌شوند. تمرکز کل سرنوشت یک گونه در یک جغرافیای محدود، ضریب آسیب‌پذیری آن را در برابر هرگونه حادثه غیرمترقبه، شیوع بیماری و تخریب‌های محلی به حداکثر ممکن رسانده است.

محورهای مواصلاتی؛ شمشیر دولبه توسعه و قتلگاه یوزها

در میان تمامی عوامل تهدید، تصادفات جاده‌ای به عنوان اصلی‌ترین عامل مرگ‌ومیر مکانیکی یوزها ثبت شده است. محور ترانزیتی تهران-مشهد در محدوده میاندشت تا توران مانند یک دیوار بتنی کریدور تاریخی تردد این جانوران را قطع کرده است. در این میان وزارت راه و شهرسازی متهم اصلی این فاجعه شناخته می‌شود.

پروژه‌های ایمن‌سازی این مسیرها سال‌هاست میان وعده‌های مدیران و بروکراسی تخصیص بودجه معطل مانده‌اند. سازمان حفاظت محیط‌زیست با اعتبارات محدود خود هرگز توانایی مالی لازم برای فنس‌کشی ده‌ها کیلومتر از جاده‌های پرخطر، نصب سیستم‌های روشنایی استاندارد و احداث زیرگذرها و روگذرهای اختصاصی حیات‌وحش را ندارد.

باقر نظامی بلوچی با هشدار نسبت به شکنندگی وضعیت فعلی تصریح می‌کند که این گونه ارزشمند هم اکنون بر لبه باریک انقراض حرکت می‌کند و حفاظت از آن دیگر صرفا یک وظیفه درون‌سازمانی برای محیط‌زیست نیست، بلکه نیازمند یک عزم ملی و همکاری بین‌دستگاهی است. وی به صراحت تاکید دارد که وزارت راه و شهرسازی موظف است با ایمن‌سازی فوری محورهای مواصلاتی و رفع نقاط حادثه‌خیز در محدوده زیستگاه‌ها، مانع از تکرار حوادث مرگبار برای بازماندگان این گونه نایاب شود. تداوم تعلل در تخصیص اعتبارات لازم از سوی نهادهای برنامه و بودجه و وزارت راه، در عمل به معنای صدور مجوز برای حذف تدریجی تک‌تک یوزهای باقیمانده زیر چرخ خودروهاست.

فاجعه خاموش در میاندشت؛ تخریب ۷۰ درصدی سایت ۲۵۰ هکتاری تکثیر

سوءمدیریت و بلاتکلیفی در برنامه‌ریزی‌های کلان به تلفات جاده‌ای محدود نمی‌شود؛ سایت تکثیر یوزپلنگ در پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم نماد بارز هدررفت میلیاردها تومان سرمایه و تجربه تخصصی است. این سایت ۲۵۰ هکتاری که ۱۲ هکتار آن به صورت اختصاصی برای تکثیر در شرایط نیمه‌طبیعی فنس‌کشی و تجهیز شده بود، در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ با هدف اجرای نخستین برنامه جامع تکثیر با نگهداری یوزپلنگ نری به نام «کوشکی» آغاز به کار کرد. در آن دوره، شرایط نگهداری و تغذیه با طعمه زنده به گونه‌ای بود که وضعیت جسمانی حیوان در عالی‌ترین سطح استاندارد بین‌المللی ارزیابی می‌شد.

احمد صفرزاده، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست جاجرم، با تشریح وضعیت تلخ این زیرساخت ملی به خبرنگاران اعلام کرد که انتخاب این مکان بر پایه ماه‌ها مطالعات دقیق اکولوژیک، دسترسی به آبراهه‌ها، پناهگاه‌های طبیعی و پوشش گیاهی ایده‌آل صورت گرفته بود و فازهای بعدی برای نگهداری ماده‌ها و تکثیر طعمه‌ها نظیر آهو و قوچ طراحی شده بودند. با این حال با تصمیم سازمان حفاظت محیط‌زیست مبنی بر توقف پروژه و انتقال کوشکی در سال ۱۳۹۳، این سرمایه عظیم به حال خود رها شد. صفرزاده تصریح می‌کند که هم اکنون نزدیک به ۷۰ درصد از تاسیسات این مجموعه تخریب شده و سرمایه‌گذاری سنگین انجام‌شده به تلی از خاکستر بدل گشته است؛ در حالی که این سایت می‌توانست به عنوان پایگاه دوم پشتیبان برای پروژه‌های اصلاح ژنتیکی و تکثیر نیمه‌طبیعی یوز در کشور فعالیت کند.

اشغال آبشخورها و تخریب پوشش گیاهی با ورود شترهای غیرمجاز

فراتر از جاده‌ها و زیرساخت‌های تخریب‌شده، زیستگاه‌های باقیمانده در لکه شمالی با تهدید مستقیم گونه‌های اهلی غیرمجاز دست به گریبان هستند.

بر اساس مقررات مدون، دامداران سنتی مجاز تنها به مدت ۱۰۰ روز از ابتدای زمستان تا دهم فروردین اجازه استفاده از مراتع پناهگاه حیات‌وحش میاندشت را دارند و با رعایت اصول حفاظتی و مهار سگ‌های گله، تعامل سازنده‌ای با محیط‌بانان برقرار کرده‌اند. بحران اصلی زمانی رخ می‌دهد که قانون‌شکنی‌ها آغاز می‌شود.

احمد صفرزاده، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست جاجرم، چالش اساسی منطقه را هجوم دام‌ها و شترهای غیرمجاز در ماه‌های اردیبهشت و خرداد می‌داند؛ مقطعی که دقیقا منطبق بر فصل حساس زادآوری حیات‌وحش و به‌ویژه یوزپلنگ آسیایی است. وی هشدار می‌دهد که گله‌های شتر متعلق به روستاهای حاشیه شرقی وارد مناطق امن می‌شوند و میزان تخریب یک نفر شتر به مراتب بیشتر از گله‌های گوسفند است. این حیوانات نه تنها پوشش گیاهی شکننده کویری را بوته‌کنی و نابود می‌کنند، بلکه با هجوم سنگین به آبشخورها، شکستن سیستم‌های شناور و لوله‌کشی، موجب هدررفت منابع حیاتی آب در فصل گرما می‌شوند. این وضعیت حیات‌وحش بومی را از منابع آبی دور کرده و توله‌ها را در معرض خطر مستقیم کم‌آبی و تلفات قرار می‌دهد.

احیای طعمه‌ها؛ دستاورد بومیان و آخرین روزنه امید

در میان تمامی نقاط تاریک مدیریتی، تجربیات میدانی نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی مبتنی بر جامعه محلی می‌تواند معادلات اکولوژیک را تغییر دهد. منطقه میاندشت و بخش‌هایی از لکه شمالی نمونه عینی این تحول هستند. باقر نظامی بلوچی با اشاره به ساختار پایگاه‌های محیط‌بانی و گشت‌زنی شبانه‌روزی تاکید می‌کند که یکی از مناطق این محدوده با وجود وسعت کم، از نظر تراکم طعمه به شاخص‌های کم‌نظیری دست یافته است، به طوری که بیش از ۳۵۰۰ رأس از طعمه‌های اصلی یوز شامل آهو و سایر علفخواران در آن سرشماری شده‌اند.

مدیر پروژه ملی یوزپلنگ آسیایی یادآور می‌شود که از سال ۱۳۹۵ به بعد هیچ مشاهده‌ای از یوز در این پهنه وجود نداشت و بسیاری این زیستگاه را مرده قلمداد می‌کردند. اما تغییر بنیادین در شیوه مدیریت، آگاه‌سازی بومیان، همراه کردن شکارچیان باسابقه و تضمین معیشت مکمل موجب شد که طی یک برنامه ۱۰ ساله، جمعیت طعمه‌ها رشد تصاعدی پیدا کند. افزایش امنیت و بازگشت پایدار آهوها بستری ساخت تا سال گذشته و پس از ۹ سال بی‌خبری مطلق، ردپای حضور مجدد یوزپلنگ در این منطقه به ثبت برسد. این دستاورد میدانی سندی قطعی است که نشان می‌دهد حفاظت اصیل نه در اتاق‌های دربسته و پشت تریبون‌ها، بلکه در گرو تعامل مستقیم با جوامع محلی و تقویت پاسگاه‌های محیط‌بانی رقم می‌خورد.

پایان زمان تعارفات اداری برای آخرین سنگر دفاعی

مرور وضعیت کنونی یوزپلنگ آسیایی در ایران یک پیام روشن و بدون ابهام دارد؛ زمان بازی‌های آماری و جلسات بی‌حاصل به پایان رسیده است. جامعه ناظر و کارشناسان مستقل حیات‌وحش دیگر فریب افزایش مشاهدات ناشی از گسترش دوربین‌های تله‌ای را نخواهند خورد. وقتی یک گونه با جمعیت موثر فوق‌بحرانی، در محاصره جاده‌های ایمن‌نشده وزارت راه، شترهای سرگردان و سایت‌های ویران‌شده رها شده است، هرگونه توقف در تخصیص اعتبارات ملی و انفعال دستگاه‌های اجرایی، به مثابه امضای حکم انقراض این گونه در طبیعت ایران خواهد بود. اگر لکه شمالی نیز مانند دشت‌های یزد و کرمان خالی از یوز شود، تاریخ محیط‌زیست ایران دستگاه‌های مقصر در این فاجعه اکولوژیک را هرگز نخواهد بخشید.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1243712
  • فیلم فرار دزد موبایل قاپ از خط ویژه اتوبوس در اتوبان امام علی / هنگام ترافیک مراقب باشید