در گفت و گو با رکنا مطرح کرد
دخترش جلوی چشمش پرپر شد؛ مهناز هنوز در خیابان برای زندگی میجنگد/ مادر ناشنوای دستفروش غمهایش را روی کاغذ نوشت: همسرم را در کرونا و دخترم را در جنگ از دست دادم
اجتماعی رکنا، مهناز صدایی ندارد که از دردهایش بگوید؛ پاسخهایش را روی کاغذ مینویسد. زن ناشنوایی که سالهاست با دستفروشی در خیابانهای شهر زندگی را میچرخاند، همسرش را در کرونا از دست داده و در روزهای جنگ، دختر ۱۷ سالهاش را نیز از دست داده است؛ حالا با یک دختر دیگر و مادری ۸۰ ساله، بار زندگی را در سکوت به دوش میکشد.
به گزارش خبرگزاری رکنا، مهناز، فروشندهی ناشنوایی است که از کودکی نمیتواند صحبت کند و به دفتر خبرگزاری رکنا آمده بود تا دستبندهایش را بفروشد. سوالات را برایش روی کاغذ نوشتیم و همانجا پاسخها را نوشت. حدود 4 سال است که دستفروشی میکند و در همهی خیابانها راه میرود.
همسرش را به خاطر کرونا از دست داده و میگوید به خاطر بچههایش باید کار کند. در سکوت گریه میکند، وقتی شرح برخی از وقایع زندگیاش را مینویسد تازه متوجه میشویم چه بر او گذشته است.
اکنون دختر 17 ای ساله دارد که درس میخواند و کلاس دوازدهم رشته ریاضی است و توانایی تکلم دارد. وقتی این بخش را مینویسد اشکهایش بیشتر از قبل جاری میشود: یک دختر 17 سالهی دیگرم را متاسفانه در زمان جنگ از دست دادم.
او مینویسد دخترش روز 12 اسفند در روزهای جنگ رمضان سکته مغزی کرد و نتوانست کمکش کند. دنبال درمان دخترش بوده اما دکترها پول زیادی از او میخواستند و از پس مخارجش برنیامده است.
حالا متوجه میشویم چرا در این روزهای گرم تابستان لباس به رنگ مشکی به تن دارد. مهناز مینویسد از هیچ کجا، کسی کمک ما نکرد. گریه میکند و با حوصله و با خط خوش به سوالاتم پاسخ میدهد.
از او میپرسم میتوانیم از او عکس یا فیلم بگیریم، اجازه نمیدهد و میگوید نمیخواهم خانوادهی همسرم ببینند. او مینویسد: از اول من را برای پسرشان نمیخواستند و الان هم دنبال بهانه هستند تا دخترم را از من بگیرند.
در مورد محل زندگیاش میپرسیم، مینویسد همسرش برایشان خانهای به جا نگذاشته و ادامه میدهد: توی یک اتاق در خانهی مادرم هستم. مادرم پیر است و 80 سال دارد.
مهناز دیرش شده و میخواهد زودتر برود. سوالات زیادی به ذهنم میرسید اما میگوید باید به ادامهی کارش برسد. بار غم و اندوه را علاوه بر دسبتندهایش با خود برمیدارد و میرود به دست بقیهی مردم دستبندهای رنگارنگ برساند.
فکر میکنیم در شهر چه تعداد افرادی مثل مهناز هستند که برای مخارج درمانی خانوادهیشان نتوانستند کاری کنند؟ چه تعداد زنانی هستند که با از دست دادن همسرشان بار زندگی را بر دوش گرفتهاند و به مشاغلی مثل دستفروشی روی آوردهاند و در سکوت اندوه را با خود در شهر جا به جا میکنند و چارهی دیگری پیدا نکردند.
![]()
-
فیلم پاسخ تند موگویی به شبهات مصاحبه عراقچی و گلایه از صدا و سیما