از زبان ریحانه ؛عاشق دایی دوستم شدم؛ ازدواج در ۱۴ سالگی، بارداری در ۱۵ سالگی و شوهرم که 2 زن داشت و راهی زندان شد
حوادث رکنا؛ریحانه، دختر نوجوانی که در ۱۴ سالگی به اصرار خود با دایی ۲۵ ساله دوستش ازدواج کرد، حالا در حالی که هنوز ۱۶ سالش نشده و باردار است، برای دریافت راهنمایی به مرکز مشاوره پلیس مراجعه کرده است. شوهر او به اتهام سرقت به پنج سال زندان محکوم شده و این دختر پس از اطلاع از ازدواج قبلی همسرش، میان بازگشت به خانه پدری و ادامه زندگی مشترک، در سختترین دوراهی زندگیاش قرار گرفته است.
عکس ساخته هوش مصنوعی است
به گزارش رکنا؛ وقتی وارد مرکز مشاوره پلیس شد، هنوز ۱۶ سالش نشده بود. «ریحانه» روسریاش را محکمتر روی سرش کشید، دستش را روی شکم برآمدهاش گذاشت و با چشمانی اشکآلود روبهروی مشاور نشست. چند دقیقه طول کشید تا بتواند حرف بزند.
با صدایی لرزان گفت: «همه فکر میکنند من لجباز بودم، اما آن موقع فقط ۱۴ سالم بود. هر روز به خانه دوستم میرفتم و کمکم عاشق دایی ۲۵ سالهاش شدم. او هم به من ابراز علاقه میکرد. هرچه پدر و مادرم مخالفت کردند، فایدهای نداشت. فکر میکردم اگر با او ازدواج نکنم، تا آخر عمر بدبخت میشوم.»
اشکهایش را پاک کرد و ادامه داد: «آنقدر اصرار کردم که خانوادهام بالاخره کوتاه آمدند. حتی برای اینکه ازدواجمان قانونی شود، از دادگاه حکم رشد گرفتند. آن روز خیال میکردم خوشبختترین دختر دنیا هستم، اما فقط چند ماه طول کشید تا بفهمم چقدر اشتباه کردهام.»
ریحانه لحظهای سکوت کرد و بعد گفت: «الان هنوز ۱۶ ساله نشدهام و باردارم، اما شوهرم به خاطر سرقت بازداشت شده و میگویند باید پنج سال زندان بماند. تازه بعد از ازدواج فهمیدم قبل از من زن دیگری هم داشته و این موضوع را از همه پنهان کرده بود. احساس میکنم تمام زندگیام بر پایه دروغ ساخته شده است.»
دختر نوجوان نفس عمیقی کشید و گفت: «پدرم گفته اگر طلاق بگیری، در خانه به رویت باز است، اما من از کاری که با خانوادهام کردم خجالت میکشم. آن روزها برای رسیدن به این ازدواج با همه جنگیدم، به مادرم بیاحترامی کردم و حتی چند بار از خانه قهر کردم. حالا روی برگشتن ندارم. از طرفی دیگر هم دیگر حاضر نیستم با مردی زندگی کنم که هم به من دروغ گفته و هم آیندهام را با زندان و دردسر گره زده است.»
مشاور پلیس بعد از شنیدن حرفهای ریحانه، دقایقی سکوت کرد و سپس به او گفت: «اشتباه در نوجوانی ممکن است برای هر کسی رخ بدهد، اما مهم این است که امروز با کمک خانواده و از مسیر قانونی، بهترین تصمیم را برای آینده خودت و فرزندت بگیری. گذشته را نمیتوان تغییر داد، اما میتوان اجازه نداد یک تصمیم احساسی، تمام آینده زندگیات را نابود کند.»
این دختر نوجوان با چشمانی اشکبار از اتاق مشاوره خارج شد؛ در حالی که این بار برخلاف دو سال قبل، تصمیم داشت پیش از هر انتخابی، به جای احساس، به آینده فرزندش فکر کند.
نظر مشاور خانواده
دکتر نرگس احمدی، مشاور خانواده، در اینباره میگوید:
«نوجوانی، دوران تصمیمهای احساسی و هیجانی است و بسیاری از نوجوانان تصور میکنند علاقه شدید، بهتنهایی برای ساختن یک زندگی مشترک کافی است؛ در حالی که ازدواج موفق، علاوه بر علاقه، به بلوغ فکری، شناخت کافی، مسئولیتپذیری و ثبات اقتصادی نیاز دارد. در این پرونده، اصرار برای ازدواج در سن پایین، نادیده گرفتن هشدارهای خانواده و تصمیمگیری بر پایه احساس، زمینهساز بحرانهای متعددی شد که امروز آینده یک مادر نوجوان و فرزندش را تحت تأثیر قرار داده است.
خوشبختانه هیچ اشتباهی به معنای پایان زندگی نیست. اکنون مهمترین اولویت، حفظ سلامت جسمی و روانی این دختر، تأمین امنیت و آینده فرزندش و انتخاب بهترین مسیر قانونی برای ادامه زندگی است. خانواده نیز بهتر است به جای سرزنش و یادآوری گذشته، با حمایت عاطفی و استفاده از مشاوره تخصصی، شرایط بازگشت او به یک زندگی آرام را فراهم کنند. گاهی یک تصمیم اشتباه میتواند سالها پیامد داشته باشد، اما با حمایت خانواده و انتخابهای آگاهانه، میتوان از تکرار اشتباه جلوگیری کرد و آیندهای بهتر ساخت.»
-
فیلم از زیبایی آبشار اشیلکوی قیصری ترکیه