بحران خاموش دوره جنگ در جغرافیای انسانی/  هشدار نسبت به پیامدهای ادامه کوچ اضطراری از کلان‌شهرها به شهرهای کوچک
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  از نهم اسفند و همزمان با  تنش‌ها و حملات نظامی در برخی مناطق، موجی از مهاجرت‌های موقت و شتاب‌زده از شهرهای بزرگ، به‌ویژه تهران، آغاز شد.

بسیاری از خانوارها، به‌خصوص خانواده‌های دارای کودک و سالمند، از ترس ادامه ناامنی به شهرهای کوچک‌تر و روستاهای امن‌تر پناه بردند؛ کوچ‌هایی که در ابتدا چندروزه تصور می‌شد اما با طولانی شدن درگیری‌ها، برای بسیاری از افراد شکل نامعلومی پیدا کرده و به اقامت‌هایی تبدیل شده که زمان پایانش مشخص نیست.

برخلاف مهاجرت‌های بلندمدت که در آمار رسمی ثبت می‌شود، این جابه‌جایی‌های اضطراری عدد و صورت دقیق ندارند، اما پیامدهای آن به‌وضوح در بافت اجتماعی شهرهای مقصد و مبدأ دیده می‌شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت ادامه این روند، مجموعه‌ای از آسیب‌ها و دگرگونی‌های اجتماعی شکل خواهد گرفت که اثرات آن تا سال‌ها باقی می‌ماند.

در شهرهای کوچک و متوسط، زیرساخت‌ها برای پذیرش ناگهانی جمعیت آماده نیست و ورود خانوارهای مهاجر فشار سنگینی بر شبکه‌های آب، برق و گاز، تأمین نان و مواد غذایی، حمل‌ونقل عمومی و خدمات درمانی وارد کرده است.

در برخی نقاط، درمانگاه‌ها و بیمارستان‌های کوچک با موج بیماران و مراجعات اضطراری به مرز اشباع می رسند. همزمان افزایش تقاضا برای مسکن، بازار اجاره را دستخوش جهش ناگهانی کرده و خانه‌های خالی کمیاب می شود. موجران افزایش قیمت را موقتی و اضطراری توصیف می‌کنند و خانواده‌های کم‌درآمد بومی برای تأمین مسکن با دشواری روبه‌رو می شوند؛ مسئله‌ای که شکاف اجتماعی میان ساکنان قدیمی و تازه‌واردها را بیشتر می‌کند.

شهرهای کوچک که معمولاً ساختار اجتماعی منسجمی دارند، با ورود مهاجرانی که سبک زندگی، الگوهای مصرف و نیازهای خدماتی متفاوتی دارند، دچار تغییرات تدریجی در هویت اجتماعی می‌شوند.

این تغییرات گاه به اصطکاک‌های فرهنگی منجر می‌شود و اگر حضور مهاجران طولانی شود، احساس بیگانگی و جدایی فضایی میان بومی‌ها و غیربومی‌ها محتمل خواهد بود. در مقابل، شهرهای بزرگی مانند تهران نیز از پیامدهای ترک جمعیت در امان نمانده‌؛ کاهش تقاضا در برخی خدمات، نیمه‌تعطیل شدن فعالیت‌های شهری، اختلال در چرخه اقتصادی محله‌ها و کمبود نیروی متخصص، شهر را با رکود اجتماعی مواجه کرده و بازگشت به وضعیت عادی را دشوار می‌سازد.

در شهرهای مقصد، به‌ویژه آن‌هایی که ظرفیت اسکان خویشاوندی محدود است، برخی خانواده‌ها ناچار به استقرار در حسینیه‌ها، سالن‌های ورزشی، مدارس یا خانه‌های نیمه‌کاره می شوند. اقامت طولانی‌مدت در این فضاها موجب افت کیفیت سلامت، افزایش فشار روانی، آسیب‌پذیری بیشتر کودکان و شکل‌گیری اسکان‌های موقت شبیه حاشیه‌نشینی می شود.فضاهایی که احتمال دارد بعدها دائمی شوند. این جابه‌جایی‌های ناخواسته از نظر روانی نیز تأثیرات عمیقی بر جا می گذارد. مهاجران با افسردگی، اختلال خواب، بی‌ثباتی هویتی، احساس بی‌پناهی و سردرگمی درباره آینده روبه‌رو می شوند، در حالی که ساکنان بومی شهرهای مقصد نیز به دلیل تغییر ناگهانی فضای شهر، ترس از کمبود منابع و احساس اشغال شدن فضاهای عمومی دچار اضطراب خواهند شد. این فشار روانی برای کودکان چند برابر سنگین‌تر است و آثار بلندمدتی بر رشد و احساس امنیت آنان می‌گذارد.

اگر شرایط کنونی طولانی شود و اسکان‌های موقت به اقامت‌های پایدار تبدیل شود، الگوی جمعیتی کشور نیز دستخوش تغییرات مهمی خواهد شد؛ کلان‌شهرها ممکن است بخشی از جمعیت خود را از دست بدهند، شهرهای کوچک ناخواسته بزرگ شوند و تعادل جمعیتی کشور برهم بخورد.

چنین وضعیتی برنامه‌ریزی شهری، سیاست‌گذاری اجتماعی، تأمین خدمات، اشتغال و حتی برنامه‌ریزی آموزشی را با چالش‌های بیشتری مواجه خواهد کرد.

آنچه امروز به‌عنوان مهاجرت اضطراری دیده می‌شود، فقط یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ یک تغییر عمیق اجتماعی است که اثرات آن بر زیرساخت‌ها، مسکن، روان جامعه، هویت شهری، اقتصاد خانوار و پیوستگی اجتماعی در سال‌های آینده نیز باقی خواهد ماند.

این بحران خاموش ممکن است بعدها در چهره دگرگون‌شده محله‌ها، در تجربه کودکانِ بزرگ‌شده با ترس و در شهرهایی با سیمای جمعیتی جدید خود را نشان دهد.

 

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات