رکنا گزارش می دهد
جامعه ای که گفت و گو میان تفاوت ها را نیاموخته است، خود را به درگیری داخلی می سپارد
وقتی شهروندان یاد نگیرند چگونه اختلاف نظرها را با گفتگو حل کنند، خشونت و نزاع جای تفاهم را میگیرد و جامعه در چرخه بی اعتمادی و شکست های مکرر گرفتار میشود. بدون آموزش گفت و گو، امنیت و توسعه پایدار به رویا تبدیل میشود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، جامعه ای که گفت و گو و دموکراسی را نمیآموزد، در واقع خود را محکوم به تکرار مداوم بحران ها میکند؛ بحرانی که نه صرفاً سیاسی است و نه صرفاً اقتصادی، بلکه اجتماعی و روانی است و با هر نسل بازتولید میشود.
این جامعه، در غیاب مهارت های بنیادی تعامل مدنی، به جای تفاهم، به خشونت کلامی و رفتاری پناه میبرد و هر اختلاف ساده یا بزرگ، به درگیریهای گسترده و مخرب تبدیل میشود. در این شرایط، پیشرفت علمی، اقتصادی یا فرهنگی، حتی اگر ظاهراً حاصل شود، بی پایه و شکننده خواهد بود؛ زیرا ساختار اجتماعی اساساً ناپایدار است و اعتماد میان مردم و نهادها به سرعت از بین میرود.
از منظر جامعه شناسی، این معضل فراتر از آموزش و سواد رسمی است. نابرابری های اقتصادی، تفاوت های فرهنگی و حتی اختلافات نسلی وقتی با فقدان مهارت گفت و گو ترکیب میشوند، به انفجاری اجتماعی می انجامند. فردی که تحصیلکرده است اما گفت و گو نمیداند، همانقدر در نزاع ها مشارکت می کند که فرد بیسواد؛ ثروتمند یا فقیر، زن یا مرد، جوان یا مسن، همه در دام این بحران گرفتارند.
حتی آگاهی سیاسی یا کتابخوان بودن، نمی تواند خلا مهارت گفت و گو را پر کند، زیرا فرهنگ عمومی جامعه در تقویت احترام به دیگری و پذیرش تفاوت ها ضعف دارد. اینجا است که ما با یک پدیده بحران زا مواجهیم «جامعه فاقد اخلاق تعامل مدنی». جامعه ای که توانایی حل مسالمت آمیز اختلافات ندارد، درگیر چرخه ای میشود که هر بار با شدت بیشتر، اعتماد اجتماعی را فرو میپاشد و شکافهای طبقاتی و هویتی را عمیق تر میکند.
بحران دیگری که از فقدان گفت و گو زاییده میشود، «انزوای گروههای اجتماعی» است. وقتی گروهها و طبقات جامعه نمی توانند با یکدیگر وارد تعامل معنادار شوند، هریک در حباب خود زندگی می کنند و با هر اختلاف، جهان خود را تنگ تر و خصمانه تر میسازند. این انزوا، بذر خشونت را در خانواده ها، محل کار، مدارس و حتی محافل دوستانه می کارد. از سوی دیگر، فقدان گفت و گو و دموکراسی باعث می شود که سیاست و قدرت در انحصار گروه های کوچک قرار گیرد و اکثریت جامعه فقط ناظر باشد یا قربانی تصمیماتی شود که خود نقشی در شکل گیری آن نداشته است.
در نهایت، آموزش گفت و گو و فرهنگ دموکراسی، نه یک آرزو، بلکه یک ضرورت حیاتی است. این آموزش باید از خانه و مدرسه آغاز شود، در رسانه ها و نهادهای مدنی تقویت شود و در نهایت به یک ارزش اجتماعی تبدیل شود.
بدون آن، جامعه نه تنها در معرض بحران های لحظهای، بلکه درگیر فروپاشی آرام و مستمر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی خواهد بود. جامعه ای که خشونت را جایگزین تعامل میکند، هرگز نمیتواند امنیت واقعی، توسعه پایدار و همزیستی مسالمت آمیز را تجربه کند؛ بلکه صرفاً در چرخه ای از نزاع، تحقیر و تکرار خطا گرفتار میشود، چرخه ای که با هر نسل دوباره آغاز میشود و جامعه را به سمت فروپاشی اخلاقی و اجتماعی سوق میدهد.
ارسال نظر