حوادث رکنا: مردی پس از تجربه شکست در دو ازدواج و مواجهه با اختلافات همسرانش، تحت نظارت کلانتری شهرک فراجا و با کمک جلسات زوجدرمانی، تلاش میکند زندگی مشترک و آرامش فرزندانش را بازسازی کند.
حوادث رکنا: مداخله به موقع سرهنگ نوشین رضایی معاون اجتماعی کلانتری ۱۳۴ شهرک قدس پس از افشای یک رابطه مجازی ناسالم، مانع فروپاشی زندگی مشترک زوجی شد که در آستانه جدایی قرار داشتند.
حوادث رکنا: زنی ۲۷ ساله از کودکی در سایه اعتیاد خانواده بزرگ شد و خودش نیز به مواد مخدر روی آورد، حالا پس از تجربهای تلخ از ازدواج و مادری معتاد، به کلانتری گلشهر مشهد پناه آورده تا راهی برای نجات…
یک تماس تلفنی ناشناس، یک جوان را به خانهای در حاشیه مشهد کشاند؛ جایی که با تهدید و ضرب و شتم از سوی چند نفر روبهرو شد. این پرونده اکنون در دست بررسی است.
حوادث رکنا: دختر ۲۳ سالهای با مراجعه به کلانتری از مردی ۶۵ ساله در اصفهان شکایت کرد که خود را «انرژیدرمانگر» معرفی کرده بود و از او سواستفاده جنسی کرده بود.
حوادث رکنا: مردی که احساس میکرد رابطهاش با همسرش سرد و کممحور شده بود، با گذراندن وقت زیاد همسرش با دوستانش در فضای مجازی با فرد دیگری آشنا شد و ارتباطی بیرونی برقرار کرد. اکنون پس از اطلاع همسرش…
رکنا: زن جوانی که پس از طلاق به امید شروع زندگی تازه راهی مشهد شده بود، قربانی نقشه مردی شد که با وعده ازدواج و کمک، اموال، کارت بانکی و تصاویر خصوصی او را ربود و گریخت. تحقیقات پلیس برای دستگیری…
رکنا: زنی ۲۷ ساله تبعه خارجی در مشهد ادعا کرده پس از سا لها تحمل خشونت جسمی و روحی از سوی همسرش، با مراجعه به کلانتری گلشهر پرده از ماجرای سخت زندگی اش برداشته است. پلیس و مددکاران در حال بررسی…
حوادث رکنا: زنی ۳۰ ساله به دلیل مشکلات خانوادگی و اختلافات عاطفی با همسر خود، از جمله بی توجهی و خشونت همسر، به مرکز مشاوره پروانه میرزایی مشاور خانواده مراجعه کرد. او در مشاوره بیان کرد که در پی…
حوادث رکنا: فرماندهی انتظامی شهرستان دزفول از دستگیری فرد ضارب فروشنده یک فروشگاه و کشف سلاح سرد بکار رفته خبر داد.
حوادث رکنا: مرد افغانستانی که میخواست مرگ پسر کوچکش را ناشی از یک دعوای کودکانه نشان دهد با اعترافات پسر بزرگترش به اتهام کودک آزاری و قتل دستگیر شد.
حوادث رکنا: مرد 45 ساله ای وارد اتاق مشاوره فریبا قاسمی کارشناس ارشد روانشناسی شد به زور بغض خود را نگه داشته بود در را که بست پشت در روی زمین نشست وشروع به گریه کرد وبر سر وصورت خود میزد قامت…