حوادث رکنا: مردی که احساس میکرد رابطهاش با همسرش سرد و کممحور شده بود، با گذراندن وقت زیاد همسرش با دوستانش در فضای مجازی با فرد دیگری آشنا شد و ارتباطی بیرونی برقرار کرد. اکنون پس از اطلاع همسرش…
رکنا: زن جوانی که پس از طلاق به امید شروع زندگی تازه راهی مشهد شده بود، قربانی نقشه مردی شد که با وعده ازدواج و کمک، اموال، کارت بانکی و تصاویر خصوصی او را ربود و گریخت. تحقیقات پلیس برای دستگیری…
رکنا: زنی ۲۷ ساله تبعه خارجی در مشهد ادعا کرده پس از سا لها تحمل خشونت جسمی و روحی از سوی همسرش، با مراجعه به کلانتری گلشهر پرده از ماجرای سخت زندگی اش برداشته است. پلیس و مددکاران در حال بررسی…
رکنا: مردی در مشهد که پس از فرار دختر ۱۴ سالهاش برای یافتن او تصاویرش را در فضای مجازی منتشر کرده بود، اکنون با موجی از شایعات و تهمتهای ناروا روبهرو شده و نگران است این ماجرا آینده و ازدواج…
حوادث رکنا: زنی ۳۰ ساله به دلیل مشکلات خانوادگی و اختلافات عاطفی با همسر خود، از جمله بی توجهی و خشونت همسر، به مرکز مشاوره پروانه میرزایی مشاور خانواده مراجعه کرد. او در مشاوره بیان کرد که در پی…
حوادث رکنا: فرماندهی انتظامی شهرستان دزفول از دستگیری فرد ضارب فروشنده یک فروشگاه و کشف سلاح سرد بکار رفته خبر داد.
حوادث رکنا: مرد افغانستانی که میخواست مرگ پسر کوچکش را ناشی از یک دعوای کودکانه نشان دهد با اعترافات پسر بزرگترش به اتهام کودک آزاری و قتل دستگیر شد.
حوادث رکنا: مرد 45 ساله ای وارد اتاق مشاوره فریبا قاسمی کارشناس ارشد روانشناسی شد به زور بغض خود را نگه داشته بود در را که بست پشت در روی زمین نشست وشروع به گریه کرد وبر سر وصورت خود میزد قامت…
حوادث رکنا: دختری 23 ساله و با ظاهری آراسته وارد اتاق پروانه میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی در کلانتری شد. این دختر با این جملات که برای فرار از تاریکی هایی که درخانه با آن روبرو بودم به دوستانی…
حوادث رکنا: من مردی ۳۶ ساله ام که حالا زیر بار سنگین افسردگی و اضطراب خرد شده بود. در مراجعه ای به دفتر مولود هاشمی – کارشناس ارشد روانشناسی کلانتری ۱۸ باغستان کرج ، داستان زندگی اش را اینگونه…
حوادث رکنا: مراجع خانمی ۳۸ ساله با قد و اندامی متوسط و ظاهری نسبتا آراسته با ناراحتی و بغض وارد اتاق مشاوره سهیلا فارجی کارشناس ارشد مشاور خانواده در کلانتری شد و بعد از سلام و تعارف من روی صندلی…
حوادث رکنا: در گوشه بازداشتگاه، اشک ریزان به مسیر زندگی اش فکر میکرد؛ به همه انتخاب هایی که او را تا اینجا رسانده بودند. اما در دل تاریکی، جرقه ای از امید روشن شد. اشک هایش را پاک کرد، خودش…