دختری 19 ساله هستم. حدود یک سال است با پسرعمهام نامزد کرده و در این مدت هیچ علاقهای به او پیدا نکردهام. نمیدانم درباره این موضوع چطور با او صحبت کنم. از عواقب طلاق میترسم. لطفا راهنماییام کنید.
دختری 14 ساله هستم. با وجود اینکه تا به حال هیچ کار نادرستی انجام ندادهام، اما خانوادهام نسبت به من بیاعتماد هستند. نمیدانم از چه طریقی اعتمادشان را به دست بیاورم. لطفا راهنماییام کنید.
زندگی خوبی دارم، اما خانوادهام بهخصوص خواهرانم به من حسادت میکنند. دخالتهای آنها به حدی شده که احساس افسردگی دارم. لطفا راهنماییام کنید.
شوهرم سالها با زندگی، احساس، غرور، شخصیت و اعصابم بازی کرد و آخرش هم گذاشت و رفت. اصلا نپرسید من راضی هستم که از هم جدا بشويم یا خير؟ کاملا در وجودم حس خودکمبینی پیدا کردهام. لطفا راهنماييام كنيد.
دورویی اطرافیانم باعث شده که خیلی تنها باشم. چطور با آنان برخورد کنم تا دست از این اخلاق بردارند.