دختري 37 ساله هستم، وقتي جوانتر بودم، خواستگاران زيادي داشتم که هر کدام از آنها را به يک طريق رد ميکردم؛ از ظاهر يکي خوشم نمي آمد و از ديگري به خاطر تحصيلاتش ايراد ميگرفتم. خودم مهندس هستم و در شرکت خوبي کار ميکنم، اما مساله اينجاست که الان که سنم بالا رفته و ديگر خواستگاري ندارم نگران ازدواجم هستم. لطفا راهنمايي ام کنيد.
22 ساله هستم و به تازگي ازدواج کرده ام، اما شوهرم دچار بدبيني است و مدام مرا به خاطر کارهايي که نکرده ام سرزنش ميکند. او ميداند که اشتباه از خودش است و وقتي عصبانيتش تمام ميشود، از من عذرخواهي ميکند و ميگويد دست خودم نيست. وي از من کمک خواسته او را درمان کنيم. به نظر شما راهي براي اين کار وجود دارد؟
جواني 22 ساله هستم و دانشجوي رشته پزشکي، خانواده خوبي دارم و زندگي ام نسبتا مرفه است. مدتي است خودم هم نميدانم چه اتفاقي برايم افتاده که هيچ چيزي خوشحالم نميکند. غم عجيبي درونم احساس ميکنم و هيچ عاملي براي خوشحالي ام وجود ندارد. من قبلا آدم شادي بودم، اما الان مدتي است فکر ميکنم حالم خوب نيست و حتي علتي هم براي آن پيدا نميکنم. لطفا راهنمايي ام کنيد.
شخصی که از دوستش مبلغی طلبکار است، ضمن یک دادخواست دعاوی متعددی را علیه او مطرح میکند، آیا قاضی رسیدگیکننده مکلف است به همه دعاوی رسیدگی کند؟
رایی علیه شخصی صادر شده است و آن شخص در جریان دادرسی این پرونده به عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته، چه راهکار قانونی پیش روی این شخص وجود دارد؟