من مدتی پیش در ساختمان خود تعمیرات داشتم که در غیاب من، پسر همسایه طبقه پایین به خانه ما آمده و پس از شکستن در و ورود به عنف به همسر من فحاشی کرده است. پس از شکایت از ایشان، بازپرس وی را یک روز بازداشت کرده و اکنون با سند آزاد است، ولی برادر ایشان هم پس از 5 ماه از من شکایت کردند که من آنها را تهدید به قتل کردهام، در صورتی که من از همان روز اول کارم را با شکایت از طریق قضایی پیگیری کردم و با مشاوره با وکیل هیچگونه حرف ناربطی نزدم، چه برسد به تهدید! با این حال پرونده من هم با پرونده متهم در قالب یک پرونده به دادگاه ارسال شده است. لازم به ذکر است ایشان برادر و خواهران خود را جهت شهادت دروغ معرفی کردهاند.
دختری 27 ساله هستم، فردی به خواستگاریام آمده و قرار بر ازدواج بود. مدتی است که خانوادهاش او را مجبور به ازدواج با اقوام کردهاند، او راضی به ازدواج اجباری با اقوام خود نیست. از چه طریقی میتوان خانوادهها را راضی به این وصلت کرد؟ لطفا راهنماییام کنید.
24 ساله هستم و 7 ماه است ازدواج کردهام. نسبت به عملکرد و برخوردهای همسرم بسیار حساس شدهام؛ مدام به او ایراد میگیرم و همین مساله باعث ایجاد جر و بحث میشود. او را با همه مقایسه میکنم و خیلی در روحیهام تاثیر گذاشته است. احساس افسردگی میکنم. لطفا راهنماییام کنید.
دختری۲۰ ساله هستم، همیشه در خانه بحثهای زیادی پیش میآید. این بحثها همیشه سر پول یا حرف گذشته است که باعث دعوا و آخرش حرف از طلاق و جدایی زده میشود. لطفا کمک کنید چطور مشکلم را حل کنم.
پسري 20 ساله و به دخترخالهام علاقهمند هستم. مادرش از اين علاقه باخبر است. خانوادهها نيز در اين رابطه مسائل جزئي را با هم در ميان گذاشتهاند، اما خالهام ميگويد هنوز براي ازدواج زود است. لطفا راهنماييام کنيد.