شکارچی من غریبه نبود + عکس

دراین رویارویی ماندن و رفتن، خود را برداشته و تا هر کجا که می‌توانی، بی‌چاروق و توشه به پیش می‌روی، چون تو می‌خواهی و آنان نمی‌خواهند. تو می‌کوشی و آنان می‌کشند. در این مسیر، حس می‌کنی که همه جا بی‌رحم و بی مایه است و کاشانه ات به اجبار« خانه بی‌کسی» است. دلت می‌خواهد تو هم کاری کنی کارستان، تا غریبستان پیرامونت را گلستان کنی. اما افسوس که گاهی درگیر مصافی نابرابر می‌شوی. تودلت می‌خواهد که کسی باشی با دستانی التیام بخش و مددآفرین، اما چرخ روزگار و محتسب غدار، امانت نمی‌دهد. دلت می‌خواهد جنگل نشینانی که دوستشان داری، از زندگی کام بگیرند و با سبدهای پراز میوه‌های جنگلی هر غروب تو و جنگل‌ها را در آغوش مهر بگیرند. اما افسوس که گاهی غیر از باروت و سرب سهمی از جنگل نداری و کمند خشم غریبه‌ای آشنا بازویت را در چنگ کین گرفتار می‌‌کند. تو در محاصره قرار می‌گیری و گویی تمام خشم و کینه آن سوی آبها از سایش دندان سربازهای وطنی درلابه لای درختان جاری می‌شود. تو تنهایی و فرد دیگری در کنارت نیست. گویی آنجا تو را به خودت هم قرض نمی‌دهند، تو غرق در رؤیایی که، چگونه گام هایت نلرزد و او سرخوش از صیدی است که درغروب سرمستی به گرگ های گرسنه هدیه خواهد کرد. صیاد خودی است، آری خودش است، همراه با خشمی سیاه درپس دندان‌های سپید.
پی‌نوشت:
یک افسر ارتش ویتنام جنوبی در «دلتا مگونگ»، در حال بازجویی از فرد مظنون به همکاری با «ویت‌گونگ»‌ها دیده می‌شود.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 423589
  • خلاصه بازی نوستالژی منچستریونایتد 4-3 رئال مادرید/ شب جادویی اولدترافورد در تقابل منچستریونایتد و رئال مادرید

اخبار تاپ حوادث