مرگ پر ابهام نوجوان شانزده ساله مشهدی در آغل گوسفندان

مرگ پرابهام یک نوجوان 16 ساله در آغل گوسفندان در مشهد رخ داد . وقتی جنازه این نوجوان 16 ساله در آغل گوسفندان کشف شد پلیس در جستجوی این بود که این نوجوان 16 ساله خودکشی کرده یا به قتل رسیده است.

مثل همیشه لباس بر تن کرد و چوب دست همیشگی اش برای پیش راندن گوسفندها را به دست گرفت.

به گزارش رکنا، روز دوشنبه بود و او مثل هر روز برای چرای گله گوسفند خانه را ترک می کرد. این کار آن قدر تکرار شده بود، که هیچ یک از اعضای خانواده به خود زحمت ندادند یک بار دیگر به قد و بالای پسر نگاه کنند. اصلا به ذهنشان خطور نمی کرد که این آخرین صحنه ای است که چوپان 16ساله را زنده می بینند.

راه بسیار ناهموار بود. خودرو به کندی پیش می رفت و گاهی برای اینکه راننده بتواند جلویش را ببیند، متوقف می شد. تاریکی بر منطقه حکم فرما بود و تنها چراغ های خودرو اندکی روبه رو را روشن می کرد. راه آن قدر کم تردد بود که به سختی می شد خط سفید محوی که بر اثر فرسایش ایجاد شده بود را تشخیص داد. لحظه ای صدای زوزه گرگ ها قطع نمی شد.

همه چیز مانند فیلم های ترسناک بود و تنها یک موضوع ماورایی کم داشت. وقتی این حرکت کند از ساعت سوم گذشت، صدای اعتراض راننده هم بلند شد. اما چاره ای نبود و باید به نقطه ای که یک راهنمای محلی برایشان ترسیم کرده بود می رسیدند.

هر کس چیزی می گفت و روایت ها متفاوت بود، به طوری که نمی شد در همان لحظه فهمید اول چه کسی وارد آغل شده است. تنها شاهدان لحظه صفر این ماجرا، گوسفندانی بودند که از حضور این همه آدم در دل شب متعجب بودند.

به دستور مقام قضایی جسد را پایین آوردند و طناب را از دور گردنش باز کردند. لامپ کوچک آویزان از سقف، آن شب باید نقش یک نورافکن را بازی می کرد تا شاید بتواند علت مرگ را نشان دهد. اما این کار از یک لامپ 100کوچک ساخته نبود.

شب شده بود، اما از پسر چوپان خبری نبود. سابقه نداشت که تا این وقت شب بیرون بماند. او هر غروب پس از اینکه گوسفند ها را به آغل می برد، راه خانه را پیش می گرفت و پیش از تاریکی هوا به خانه می رسید. اولش احتمال دادند که شاید جایی رفته و با کسی کار داشته، اما می دانستند او آن قدر خسته است که هر شب بعد از برگشتن شام خورده و نخورده، خوابش می برد.

کشف جنازه نوجوان 16 ساله در آغل گوسفندان چه رازی داشت؟

احتمال دیگر این بود که شاید در راه اتفاقی برایش افتاده باشد، خاطره دور از حمله گرگ ها به گله هم در ناخودآگاهشان زنده بود، اگر چه می ترسیدند که آن را به لب بیاورند.

نتایج این کوشش های بی حاصل، حرکتی شبانه به سمت محل نگهداری گوسفندان شد. در راه هیچ چیز مشکوکی نظرشان را جلب نکرد. هیچ تغییری در بین راه مشاهده نکردند و درحالی که مرتب پسر نوجوان را صدا می زدند، به آغل گوسفندان رسیدند.

برخی صحنه ها هیچ گاه از ذهن افراد پاک نمی شود. آن ها وقتی وارد آغل شدند متوجه شدند که پسر از سقف آویزان است و تقریبا ثابت است.

با اعلام موضوع به پلیس و حضور مأموران در این نقطه ناهموار در حوالی جاده کنه بیست، مأموران پس از مشاهده جسد، بلافاصله موضوع را به بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد اعلام کردند. مقام قضایی به همراه تیم جنایی شبانه راهی محل شدند. آن ها پس از 4ساعت رانندگی بالاخره به محل رسیدند.

بررسی های قاضی محمود عارفی راد، نشان می داد که جسد متعلق به نوجوان 16ساله است و بر اساس اظهارات اطرافیان او هر روز برای چرای گوسفندان به این محل می آمده است.

معاینات اولیه درباره جسد این پسر نوجوان نشان از مرگ خودخواسته او داشت، اما با توجه به سن متوفی، فرضیه قتل نیز یکی از موضوعاتی بود که ذهن مقام قضایی را درگیر کرده بود.

در نهایت با دستور بازپرس جنایی، جسد متوفی به پزشکی قانونی منتقل شد تا پس از بررسی های تخصصی از سوی پزشکان این سازمان، علت اصلی مرگ این نوجوان 16ساله مشخص شود.

محمد جواد ابوعطا

آیا این خبر مفید بود؟