به گزارش گروه حوادث رکنا، 13 تیرماه امسال بود که بدن بی رمق محسن بابایی را از یک کمپ ترک اعتیاد در ماهدشت کرج به بیمارستان شریعتی ماهدشت منتقل شد. مسئولان کمپ مدعی بودند پسر جوان که تازه روزهای اول مراحل ترک اعتیاد را سپری می کرده ناگهان دچار سرگیجه شده و به زمین خورده و در اثر همین زمین خوردن نیز سرش دچار آسیب شده است، هرچند اظهارات مسئولان کمپ از همان ابتدا قابل استناد نبود اما تا زمانی که پای خانواده محسن به پروند باز نشد هیچ اقدام قانونی در این خصوص صورت نگرفت .

حرف از خانواده محسن بابایی شد، خانواده ای که این روزها در غم از دست دادن فرزند دلبندشان در غم و اندوه روزگارشان را سپری می کنند. وحید برادر بزرگتر محسن در گفت و گو با خبرنگار رکنا از آن روزهای پر از درد و رنجی می گوید که با خانواده‌اش پشت سر گذاشته است.

وحید می گوید: از بعدازظهر همان روز مادرم به شدت دلش شور می زد، چند بار با کمپ تماس گرفت اما هربار به او می گفتند محسن نمی تواند صحبت کند،شب بود که یکی از مسئولان کمپ با مادرم تماس گرفت و گفت محسن را به بیمارستان شریعتی ماهدشت منتقل کرده اند ،همان موقع مادرم با من تماس گرفت و با هم به بیمارستان رفتیم . برادرم بدون اینکه کوچکترین حرکتی داشته باشد بیهوش روی تخت افتاده بود.

وی ادامه می دهد: از همان ابتدا ماجرا مشکوک به نظر می رسید، آثار ضرب و شتم روی سر و گردن برادرم مشخص بود .متاسفانه نه مسئولان کمپ پاسخ درستی به ما می دادند و نه پزشکان بیمارستان. تنها موضوعی که آنجا متوجه شدیم این بود که محسن حالش بد شده و به زمین خورده ولی نمی توانستم باور کنم که قضیه به این سادگی رخ داده باشد.چند نفر از دوستانم گفته بودند که در این کمپ افرادی را که برای ترک کردن می آورند رفتار بدی دارند و حتی کتکشان می زنند.

برادر مقتول ادامه می دهد: به هرحال آن شب فرصت پیگیری این ماجرا نبود و بیشتر از هرچیزی برای ما حال جسمی برادرم بود. دست به دعا برداشته بودیم تا شاید اتفاقی بیفتند و محسن دوباره بتواند سلامتی اش را به دست بیاورد اما این اتفاق نیفتاد و فردای آن روز حال محسن خراب تر شد و او را به بیمارستان شهید مدنی تهران منتقل کردند.

به این ترتیب بود که پسرجوان به بیمارستان تهران منتقل شد و پزشکان متخصص تمام تلاش خود را کردند تا او دوباره سلامتی اش را به دست بیاورد اما شدت ضربه ای که به سر او وارد شده بود باعث شد هیچ کدام از تلاش های پزشکان به سرانجام نرسد و او دچار مرگ مغزی شود.

برادر محسن می گوید: دو روز از بستری شدن محسن در بیمارستان مطهری می گذشت که باخبرشدیم محسن را برای همیشه از دست دادیم. درست به خاطر دارم که صبح روز دوشنبه یکی از پزشکان بیمارستان من و مادرم را به اتاقش دعوت کرد.ابتدا کلی مقدمه چینی کرد و در نهایت گفت بیمار شما دچار مرگ مغزی شده و بهتر است اعضای بدن او را به چند بیمار نیازمند اهدا کنید.

وی ادامه می دهد: تصمیم سختی بود، آن هم برای پدر و مادرم. ما پنج پسر بودیم ، یکی از برادرهایم به خاطر اعتیاد جان خودش را از دست داد، برادر دیگرم در جریان یک درگیری با چاقو به قتل رسید و حالا محسن و این اتفاقی که برای او رخ داده بود.

پدر و مادرم قبول کردند، دیگر کار از گذشته به همین خاطر رضایت دادند تا اعضای بدن محسن به چند بیمار نیازمند اهدا شود.

پیگیر پرونده قتل برادرم هستیم

برادر محسن از ماجرای پیگیری پرونده قتل برادرش اینطور می گوید:همان روزی که برادرم را به بیمارستان تهران منتقل کردیم از مسئولان کمپ هم شکایت کردیم با مرگ برادرم دیگر پرونده با جدیت بیشتری پیگیری شد و درنهایت پلیس مدیر کمپ را دستگیر کرد.

وی می گوید: روزهای اول که مدیر کمپ می گفت محسن به هوش بیاید خودش ماجرا را تعریف می کند ،اما حالا که محسن از بین ما رفته است دیگر نمی دانم چه بهانه ای می خواهد سرهم کند اما با جدیت پرونده او را دنبال می کنیم تا خون برادرم پایمال نشود .ما مطئن هستیم که او را کتک زده اند و به احتمال زیاد فردی که هادی نام دارد و الان فراری است برادرم را به این روز انداخته است.

اهدای کلیه و کبد و نسوج

دکتر ساناز دهقان رئیس واحد فراهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان سینا در گفت و گو با خبرنگار رکنا گفت: با اعلام رضایت خانواده، بیمار مرگ مغزی از بیمارستان شهید مدنی به بیمارستان سینا منتقل و با تلاش کادر پزشکی دو کلیه و کبد و نسوج او به چند بیمار نیازمند پیوند زده شد تا این بیماران فرصت دوباره ای برای ادامه زندگی پیدا کنند. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟