به گزارش رکنا، اواخر اردیبهشت کارآگاهان پایگاه ششم پلیس پایتخت در جریان سرقت‌های خشن از زنان پایتخت قرار گرفتند. زورگیران به بهانه پرسیدن آدرس به سوژه‌هایشان نزدیک شده و پس از ضرب و شتم آنها با گذاشتن چاقو روی گردنشان پول و طلاهایشان را به سرقتمی‌بردند.به‌دنبال این گزارشات کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته اطراف محل‌های سرقت پرداختند. دوربین‌ها صحنه زورگیری‌های مردان خشن را ضبط کرده بودند.با به‌دست آمدن تصویر متهمان، کارآگاهان به سراغ آلبوم مجرمان سابقه‌دار اداره آگاهی رفته و موفق شدند هویت مردان خشن را شناسایی کنند. سردار علیرضا لطفی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت در رابطه با این خبر گفت: با اعتراف متهمان به ده‌ها سرقت از زنان، به دستور بازپرس بهشتی از شعبه دوم دادسرای ویژه سرقت متهمان در اختیار کارآگاهان پایگاه ششم پلیس آگاهی قرار داده شده و تحقیقات در رابطه با شناسایی سایر مالباختگان احتمالی ادامه دارد.
سرقت مقابل چشمان دختر 6 ساله
با دستگیری متهمان این پرونده، از مالباختگان خواسته شد تا برای شناسایی سارقان به اداره آگاهی بروند. یکی از مالباختگان که زن جوانی است به خبرنگار «ایران» گفت: ظهر بود و منتظر دخترم بودم که سرویس مهدکودک او را بیاورد. وقتی دخترم پیاده شد و به طرف خانه رفتیم به محض این‌که خواستم در را ببندم ناگهان مرد جوانی دستش را روی در گذاشت و مرا به داخل راهرو هل داد بعد چاقو را روی گردنم قرار داد. دخترم شروع به گریه کرد. او با دست دیگرش دهان بچه‌ام را گرفت. مرا تهدید به مرگ کرد و من از ترس جان خودم و بچه‌ام حرفی نزدم. طلاهایم را گرفت و با موتورسیکلتی که در نزدیکی خانه‌مان توقف کرده بود فرار کرد.در میان شاکی‌ها زنان سالخورده هم دیده می‌شدند؛ زنانی که کابوس این سرقت‌ها چنان ترس و واهمه ای به جانشان انداخته بود حتی جرأت نزدیک شدن به متهمانی که دستبند به دست و پایشان گره خورده بود را نیز نداشتند.
گفت‌و‌گو با سردسته باند
شاهین، سردسته 26 ساله این باند است. او که سه سالی است به مواد مخدر رو آورده ، فرزند طلاق است و با خشونت و قساوت قلب به همراه دوستانش نقشه سرقت از زنان را اجرا کرده است.
چطور سرقت می‌کردید؟ در خیابان‌های خلوت شرق تهران با دو موتورسیکلت که هر کدام دو سرنشین داشتند پرسه می‌زدیم. با دیدن یک زن تنها در خیابان به او نزدیک می‌شدیم و من از موتورسیکلت پیاده می‌شدم و آدرس می‌پرسیدم. اگر طلا داشت به او حمله می‌کردم و با گذاشتن چاقو روی گردنش طلاها را سرقت کرده و از محل متواری می‌شدیم.
نقش موتورسیکلت دوم چه بود؟ نقش اسکورت را داشت تا اگر با مشکلی رو به رو شدیم ما را نجات دهند.
چند وقت است این کار را انجام می‌دهید؟یک سال و نیم.
اموال سرقتی را چطور تقسیم می‌کردید؟به‌طور مساوی.
موتورسیکلت‌ها سرقتی بود؟ نه هر دو مال خودم بود. حدود 60 میلیون تومان خریده بودم. هم صدا نداشت و هم سرعت فرارشان خیلی بالا بود.
با پول‌هایی که از این راه بدست آوردید چه می‌کردید؟یک خودروی لیفان و موتورسیکلتی که زیر پایم است را خریدم.
آنطور که در تحقیقات مشخص شده تمام اموالت و حتی یک زمین در شمال را به نام همسر صیغه‌ای‌ات کرده‌ای؟ متهم سکوت می‌کند.
هر چند وقت یکبار برای سرقت می‌رفتید؟معمولاً هفته‌ای یکبار، گاهی اوقات هم هفته‌ای دو مرتبه. از پاکدشت با موتورسیکلت راه می‌افتادیم و به شرق تهران مخصوصاً منطقه تهرانپارس می‌رفتیم تا سرقت هایمان را انجام دهیم.
هر بار چند سرقت انجام می‌دادید؟معمولاً 4 سرقت. البته گاهی اوقات هم بدلی گیرمان می‌آمد.
چرا فقط از زنان سرقت می‌کردید؟خانم‌ها بیشتر طلا دارند. از طرفی توان مقاومت کمتری دارند.
فکر سرقت چطور به ذهنت رسید؟به اتهام گوشی قاپی مدتی در زندان بودم اما وقتی آزاد شدم چند ماهی با ماشینم کار کردم، اما دخل و خرجم تأمین نمی‌شد. اوضاع زندگی‌ام خوب نبود. یک روز که داخل پارک نشسته بودم با پسر جوانی آشنا شدم. او پیشنهاد سرقت را داد و من هم وسوسه شدم.
فکر می‌کردی دستگیر شوی؟فکر می‌کردم دستگیر شوم اما نه به این زودی.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟