به گزارش گروه حوادث رکنا، عصر نوزدهم تیر ماه سال ۹۶ جنازه خونین یک مرد جوان به نام سعید پشت فرمان خودرو اش در یکی از خیابان های شهرری پیدا شد که با ضربه های چاقو از پا درآمده بود. پلیس به بررسی این مسئله پرداخت و دریافت این مرد دقایقی قبل با یک مرد موتور سوار درگیر شده بود.

پلیس به ردیابی موتورسوار ناشناس پرداخت اما ردی از وی به دست نیاورد .جنازه به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس در نخستین گام از تحقیقات به بررسی مکالمات تلفنی و پیامکی قربانی پرداخت و دریافت این مرد قرار بود آن روز به دیدن یک زن جوان به نام فریبا برود. فریبا بازداشت شد و عامل جنایت را دوست خانوادگی اش به نام محمد معرفی کرد. با اطلاعاتی که زن جوان به پلیس داد محمد بازداشت شد و قتل را گردن گرفت.

وی گفت : از سال ها پیش فریبا را می شناختم و با هم رابطه خانوادگی داشتیم. آن روز او با من تماس گرفت و گفت سعید او را تهدید کرده و گفته قصد دارد به خانه او برود و او را آزار دهد.

این متهم ادامه داد: من به هواخواهی فریبا مقابل در خانه او رفتم و پس از درگیری با سعید او را کشتم.

با اعتراف های این مرد فریبا بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت .

این زن گفت: من هرگز از محمد کمک نخواسته بودم و نمی دانم چرا او بی دلیل چنین موضوعی را مطرح کرده است.

در حالی که برای محمد به اتهام قتل کیفرخواست صادر شده بود وی دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستاد .

در ابتدای این جلسه پدر و مادر قربانی برای محمد حکم قصاص خواستند .اما دو دختر وی گفتند با دریافت دیه اعلام گذشت می کنند.

دختر بزرگ قربانی گفت :زمانی که پدر فوت شده درس می‌خواندم اما این ماجرا تاثیر بدی در روحیه ام گذاشت و ترک تحصیل کردم .من حاضر به قصاص نیستم اما از قاتل پدرم دیه می خواهم.

سپس متهم در جایگاه ویژه ایستاد و گفت : سالها بود از همسرم جدا شده بودم و تنها زندگی می کردم.  بیشتر اوقات دو دخترم را پیش مادرم یا مادر همسر سابقم می‌گذاشتم . آن روز فریبا که دوست خانوادگی مان بود به من زنگ زد و حرف‌های عجیبی زد. او می گفت سعید چند بار با او تماس گرفته و درخواست کرده تا با او رابطه برقرار کند.

فریبا می گفت قرار است سعید تا چند دقیقه دیگر به خانه شان برود .او از من کمک خواست و من به او گفتم بهتر است با همسرش تماس بگیرد اما او گفت همسرش در محل کارش است و اجازه صحبت کردن با تلفن را ندارد .حتی به او گفتم با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرد اما فریبا در حالی که گریه می کرد می گفت اگر پای پلیس به میان کشیده شود آبروریزی می‌شود .او از من خواست تا در حقش برادری کنم.

وی در تشریح جزییات درگیری خونین ادامه داد: من با موتور بلافاصله خودم را مقابل خانه فریبا رساندم و دیدم سعید در حال پارک کردن ماشینش مقابل در است. به او گفتم چرا مزاحم فریبا شده و قصد دارد با او رابطه برقرار کند اما او به من توهین کرد و گفت: این ماجرا به من هیچ ارتباطی ندارد .به همین خاطر با هم گلاویز شدیم. او چند مشت به سر و صورتم زد و من هم او را کتک زدم. او به سمت ماشینش رفت و من از خورجین موتور چاقو برداشتم و چند ضربه به بازوی او زدم و او را به در ماشین کوبیدم. سعید خم شده بود تا از زیر صندلی ماشین چیزی بیرون بیاورد که من یک ضربه به پهلوی او زدم .او بلافاصله سوار ماشین شد و رفت و من سه روز بعد به اتهام قتل بازداشت شدم .

وی در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه آیا با زن جوان رابطه پنهانی داشته است پاسخ داد: نه من هیچ رابطه ای با فریبا نداشتم .او از من خواسته بود تا در حقش برادری و به او کمک کنم .

این متهم درباره اینکه چرا قبلا در بازجویی‌ها به اینکه از فریبا خواسته تا با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرد حرفی نزده گفت : آن زمان خلاصه مسائل را مطرح کردم اما حالا حقیقت را با جزییات می گویم.

وی در آخرین دفاع گفت :من هر چه مال و دارایی دارم حاضرم بفروشم تا پول دیه را به اولیای دم بپردازم .

در پایان جلسه هیئت قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟