کدخبر: 455101 61651

رکنا:خانواده مهدی رسول زاده در بیمارستان سینا رضایت دادند تا اعضای بدن پسرشان اهدا شود مرد نجات یافته هم دستش در اثر برخورد با قطار قطع شده است که به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شده ‏تا در صورت امکان تحت عمل پیوند قرارگیرد.

به گزارش گروه حوادث رکنا، جان داد و جان بخشید، نجات داد و خودش رفت. مهدی با مرگ شجاعانه‌اش ناجی ‌خیلی‌ها شد. از مرد معتادی که در ایستگاه متروی سعدی قصد خودکشی داشت تا جان انسان‌هایی که ‌هرکدام در گوشه‌ای از این کشور چشم انتظار پیوند بودند. مهدی غروب شنبه در اقدامی شجاعانه جان یک ‌مرد را نجات داد. اما این جوان فداکار خودش در این حادثه به شدت آسیب دید و مرگ مغزی شد. مهدی ‌رسول زاده پسر ٣٥ ساله اهل کرج غروب شنبه وقتی دید که مردی با پریدن روی ریل مترو قصد خودکشی ‌دارد، بی‌درنگ دست به کار شد و خودش را به آن مرد رساند. او در مقابل دیدگان بهت‌زده مسافران مترو با ‌همه توانش مرد معتاد را که فقط چند ثانیه با مرگ فاصله داشت از مسیر عبور قطار دور کرد و به لبه سکو ‌رساند. اما دیگر فرصتی برای مهدی نبود تا بتواند خودش را نجات دهد. قطار با سرعت وارد ایستگاه شد و با ‌مهدی برخورد کرد. مهدی چند ساعت بعد روی تخت بیمارستان سینا مرگ مغزی شد. اما این پایان کار این ‌پسرفداکار نبود. درواقع پدر و مادر او نگذاشتند که کار پسرشان ناتمام بماند، آنها همه اعضای بدن تنها ‌پسرشان را اهدا کردند تا با مرگ مهدی انسان‌های زیادی از مرگ نجات پیدا کنند‎.

به دنبال این حادثه هر دو مصدوم با آمبولانس به نزدیک‌ترین بیمارستان اعزام شدند. اورژانس بیمارستان ‌سینا جایی بود که هم ناجی و هم مرد نجات یافته در آن بستری شدند. اما مهدی حالش وخیم بود. ضربه ‌محکم به سر و صورتش باعث جراحات شدید مغزی او شده بود. از سوی دیگر مرد نجات یافته هم دستش در ‌اثر برخورد با قطار قطع شده بود. مرد نجات یافته که به گفته شاهدان عینی ماجرا و البته تأیید مسئولان ‌درمانی بیمارستان سینا اعتیاد شدیدی هم دارد، به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شده تا در صورت امکان ‌تحت عمل پیوند قرار بگیرد‎.

اما مهدی بخش مهم این حادثه، اصلا وضع خوبی نداشت. به گفته یکی از پرسنل اورژانس بیمارستان سینا، ‌مهدی وقتی به بیمارستان رسید اصلا وضع مناسبی نداشت، برخورد شدید قطار صدمات جدی به سر و ‌صورت او وارد کرده بود. او در توضیح بیشتر گفت: «وقتی این جوان به بیمارستان رسید عملا ‌علایم حیاتی نداشت. با این وجود کادر درمانی همه تلاششان را کردند. تا حدودی هم جواب گرفتیم اما برخورد ‌خیلی شدید بود و بیشتر مایع مغزی خارج شده بود، خون ریزی داخلی هم داشت، با توجه به این ‌شرایط ما امید چندانی به زنده بودن این جوان نداشتیم. با این حال همه کارهای لازم انجام شد‎.»

اما ساعاتی پس از بستری شدن مهدی، وضع عمومی این جوان رو به وخامت گذاشت و درنهایت هم پزشکان ‌اعلام کردند که او به دلیل عارضه شدید دچار مرگ مغزی شده است. یکی از مسئولان کادر درمانی ‌بیمارستان سینا که نخواست نامش فاش شود با تأیید مرگ مغزی مهدی گفت: «تقریبا شرایط ‌ابتدایی این جوان برای ما مسجل بود. با این همه تلاش برای احیا و بازگرداندن او انجام شد. اما او مرگ مغزی ‌شد و این یعنی او درحال حاضر فقط با دستگاه زنده است‎.»

اما مرگ مهدی پایان ماجرا نبود. مثل این‌که شجاعت و فداکاری در خانواده رسول‌زاده ارثی است. پدر ‌مهدی، با شنیدن خبر شوکه‌کننده مرگ پسرش در اقدامی انساندوستانه از کادر درمانی بیمارستان خواست ‌تا اعضای بدن پسرش را اهدا کنند. خانواده رسول‌زاده با این‌که اصلا وضع روحی مناسبی نداشتند و این ‌خبر تکان دهنده حسابی آنها را شوکه کرده بود، با این وجود سعی داشتند تا اعضای بدن مهدی را به دست ‌نیازمندان برسانند. به گفته یکی از مسئولان پیوند اعضای بیمارستان سینا، پدر مهدی در همان دقایق اولیه و ‌حتی قبل از مراجعه مسئولان این واحد برای صحبت با این خانواده خودش موضوع اهدای پیوند پسرش را ‌مطرح کرد و همین مسأله باعث شد تا اقدامات اولیه برای پیوند خیلی سریع‌تر انجام شود. درنهایت هم با ‌رضایت مادر مهدی حوالی بعداز ظهر یکشنبه اقدامات درمانی برای فراهم کردن شرایط پیوند آغاز شد. آن طور ‌که تیم پیوند این بیمارستان اعلام کردند معاینات و آزمایش‌های انجام گرفته نشان می‌‌دهد که همه اعضای حیاتی مهدی قابلیت پیوند را دارد و با توجه به افراد لیست انتظار و اعضای اهدایی به ‌بیماران اهدا می‌شود‎.‎

اما دیروز بخش فراهم‌آوری اعضای بیمارستان سینا حال دیگری داشت. چشمان گریان و صداهایی که بغض‌های ‌شکسته درگلو شنیدن آنها را سخت می‌کرد. خانواده مهدی تاب دیدن چهره خون آلود برادرشان را ‌نداشتند، در گوشه‌ای از حیاط دورهم جمع شده بودند و در فراغ تلخ و شوکه‌کننده مهدی گریه می‌کردند. ‌اقوام و آشنایان یکی پس از دیگری از راه می‌رسیدند. مادر مهدی مرگ تنها پسرش را باور نداشت. او می‌گفت ‌که مهدی هنوز زنده است و نفس می‌کشد، شاید به همین دلیل هم بود که او دیرتر از همسرش به اهدای ‌اعضای بدن مهدی رضایت داد. اما این مادر هم راضی شد، راضی شد به تپیدن قلب پسرش در بدن یک انسان ‌دیگر. پدر مهدی اما زودتر از همه حتی قبل از درخواست کادر درمانی بیمارستان خودش خواست تا با اعضای ‌بدن تنها پسرش جان چند انسان دیگر را هم نجات دهد. گفتگو با این پدر سالخورده که هنوز در شوک از دست دادن پسرش است را در زیر می خوانید:

مهدی چند‌سال داشت؟

مهدی بچه اول من بود. ٣٥‌سال داشت‎.‎

ازدواج کرده بود؟

نه. مجرد بود و با ما زندگی می‌کرد‎.

به جز مهدی پسر دیگری هم دارید؟

نه. مهدی تنها پسر من بود. بعد از مهدی خدا به من دو دختر داد‎.

شغل مهدی چه بود؟

او نقاشی می‌کرد. شاگرد هم داشت. در بنگاه املاک هم به من کمک می‌کرد. در کارهای خانه هم کمک حال ‌مادرش بود. اما درآمد اصلی‌اش از همان نقاشی بود‎.

چطور از این حادثه مطلع شدید؟

می‌دانستم که برای خرید به تهران آمده است. معمولا هفته‌ای دو بار به تهران می‌آمد و خرید می‌کرد. ‌حدود ساعت ٩ شب شنبه بود که تلفنم زنگ خورد. از بیمارستان تماس گرفتند. البته ابتدا نگفتند که حالش ‌وخیم است، اما وقتی به این‌جا رسیدم فهمیدم که پسرم از دستم رفت‎.‎

پسر شما اقدام شجاعانه‌ای انجام داده است‎.‎

او همیشه خوب بود. همه آدم‌ها را دوست داشت. به همه کمک می‌کرد. همه فامیل، دوست و آشنا از او ‌راضی بودند. همیشه در کار خیر پیشقدم بود. آخرش هم جانش را درهمین راه داد‎.‎

شما فردی که مهدی او را از مرگ نجات داده است، دیده‌اید؟

نه. فقط به ما گفتند که در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است و دستش هم قطع شده. تا جایی که من ‌اطلاع دارم کس و کاری هم ندارد‎.

چه شد که تصمیم گرفتید اعضای بدن مهدی را اهدا کنید؟

مهدی جانش را برای کمک به یک مرد از دست داد. حالا انصاف نیست که من راه او را ادامه ندهم. من همان ‌موقع که دکترها گفتند دیگر نمی‌شود برای او کاری کرد از آنها خواستم که همه اعضای بدنش را اهدا ‌کنند. از آنها خواستم که به بیماران نیازمند و بی‌پول بدهند. آنهایی که وضع مالی خوبی دارند بالاخره می‌‌توانند کاری انجام دهند، اما بیماران نیازمند و بی‌پول واقعا نیاز به کمک دارند. مهدی هم جانش را برای کمک ‌به همین آدم‌ها داد‎اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

فیلم آرشیوی از یک فداکاری دیگر در مترو

آیا این خبر مفید بود؟

به گزارش گروه حوادث رکنا، جان داد و جان بخشید، نجات داد و خودش رفت. مهدی با مرگ شجاعانه‌اش ناجی ‌خیلی‌ها شد. از مرد معتادی که در ایستگاه متروی سعدی قصد خودکشی داشت تا جان انسان‌هایی که ‌هرکدام در گوشه‌ای از این کشور چشم انتظار پیوند بودند. مهدی غروب شنبه در اقدامی شجاعانه جان یک ‌مرد را نجات داد. اما این جوان فداکار خودش در این حادثه به شدت آسیب دید و مرگ مغزی شد. مهدی ‌رسول زاده پسر ٣٥ ساله اهل کرج غروب شنبه وقتی دید که مردی با پریدن روی ریل مترو قصد خودکشی ‌دارد، بی‌درنگ دست به کار شد و خودش را به آن مرد رساند. او در مقابل دیدگان بهت‌زده مسافران مترو با ‌همه توانش مرد معتاد را که فقط چند ثانیه با مرگ فاصله داشت از مسیر عبور قطار دور کرد و به لبه سکو ‌رساند. اما دیگر فرصتی برای مهدی نبود تا بتواند خودش را نجات دهد. قطار با سرعت وارد ایستگاه شد و با ‌مهدی برخورد کرد. مهدی چند ساعت بعد روی تخت بیمارستان سینا مرگ مغزی شد. اما این پایان کار این ‌پسرفداکار نبود. درواقع پدر و مادر او نگذاشتند که کار پسرشان ناتمام بماند، آنها همه اعضای بدن تنها ‌پسرشان را اهدا کردند تا با مرگ مهدی انسان‌های زیادی از مرگ نجات پیدا کنند‎.

به دنبال این حادثه هر دو مصدوم با آمبولانس به نزدیک‌ترین بیمارستان اعزام شدند. اورژانس بیمارستان ‌سینا جایی بود که هم ناجی و هم مرد نجات یافته در آن بستری شدند. اما مهدی حالش وخیم بود. ضربه ‌محکم به سر و صورتش باعث جراحات شدید مغزی او شده بود. از سوی دیگر مرد نجات یافته هم دستش در ‌اثر برخورد با قطار قطع شده بود. مرد نجات یافته که به گفته شاهدان عینی ماجرا و البته تأیید مسئولان ‌درمانی بیمارستان سینا اعتیاد شدیدی هم دارد، به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شده تا در صورت امکان ‌تحت عمل پیوند قرار بگیرد‎.

اما مهدی بخش مهم این حادثه، اصلا وضع خوبی نداشت. به گفته یکی از پرسنل اورژانس بیمارستان سینا، ‌مهدی وقتی به بیمارستان رسید اصلا وضع مناسبی نداشت، برخورد شدید قطار صدمات جدی به سر و ‌صورت او وارد کرده بود. او در توضیح بیشتر گفت: «وقتی این جوان به بیمارستان رسید عملا ‌علایم حیاتی نداشت. با این وجود کادر درمانی همه تلاششان را کردند. تا حدودی هم جواب گرفتیم اما برخورد ‌خیلی شدید بود و بیشتر مایع مغزی خارج شده بود، خون ریزی داخلی هم داشت، با توجه به این ‌شرایط ما امید چندانی به زنده بودن این جوان نداشتیم. با این حال همه کارهای لازم انجام شد‎.»

اما ساعاتی پس از بستری شدن مهدی، وضع عمومی این جوان رو به وخامت گذاشت و درنهایت هم پزشکان ‌اعلام کردند که او به دلیل عارضه شدید دچار مرگ مغزی شده است. یکی از مسئولان کادر درمانی ‌بیمارستان سینا که نخواست نامش فاش شود با تأیید مرگ مغزی مهدی گفت: «تقریبا شرایط ‌ابتدایی این جوان برای ما مسجل بود. با این همه تلاش برای احیا و بازگرداندن او انجام شد. اما او مرگ مغزی ‌شد و این یعنی او درحال حاضر فقط با دستگاه زنده است‎.»

اما مرگ مهدی پایان ماجرا نبود. مثل این‌که شجاعت و فداکاری در خانواده رسول‌زاده ارثی است. پدر ‌مهدی، با شنیدن خبر شوکه‌کننده مرگ پسرش در اقدامی انساندوستانه از کادر درمانی بیمارستان خواست ‌تا اعضای بدن پسرش را اهدا کنند. خانواده رسول‌زاده با این‌که اصلا وضع روحی مناسبی نداشتند و این ‌خبر تکان دهنده حسابی آنها را شوکه کرده بود، با این وجود سعی داشتند تا اعضای بدن مهدی را به دست ‌نیازمندان برسانند. به گفته یکی از مسئولان پیوند اعضای بیمارستان سینا، پدر مهدی در همان دقایق اولیه و ‌حتی قبل از مراجعه مسئولان این واحد برای صحبت با این خانواده خودش موضوع اهدای پیوند پسرش را ‌مطرح کرد و همین مسأله باعث شد تا اقدامات اولیه برای پیوند خیلی سریع‌تر انجام شود. درنهایت هم با ‌رضایت مادر مهدی حوالی بعداز ظهر یکشنبه اقدامات درمانی برای فراهم کردن شرایط پیوند آغاز شد. آن طور ‌که تیم پیوند این بیمارستان اعلام کردند معاینات و آزمایش‌های انجام گرفته نشان می‌‌دهد که همه اعضای حیاتی مهدی قابلیت پیوند را دارد و با توجه به افراد لیست انتظار و اعضای اهدایی به ‌بیماران اهدا می‌شود‎.‎

اما دیروز بخش فراهم‌آوری اعضای بیمارستان سینا حال دیگری داشت. چشمان گریان و صداهایی که بغض‌های ‌شکسته درگلو شنیدن آنها را سخت می‌کرد. خانواده مهدی تاب دیدن چهره خون آلود برادرشان را ‌نداشتند، در گوشه‌ای از حیاط دورهم جمع شده بودند و در فراغ تلخ و شوکه‌کننده مهدی گریه می‌کردند. ‌اقوام و آشنایان یکی پس از دیگری از راه می‌رسیدند. مادر مهدی مرگ تنها پسرش را باور نداشت. او می‌گفت ‌که مهدی هنوز زنده است و نفس می‌کشد، شاید به همین دلیل هم بود که او دیرتر از همسرش به اهدای ‌اعضای بدن مهدی رضایت داد. اما این مادر هم راضی شد، راضی شد به تپیدن قلب پسرش در بدن یک انسان ‌دیگر. پدر مهدی اما زودتر از همه حتی قبل از درخواست کادر درمانی بیمارستان خودش خواست تا با اعضای ‌بدن تنها پسرش جان چند انسان دیگر را هم نجات دهد. گفتگو با این پدر سالخورده که هنوز در شوک از دست دادن پسرش است را در زیر می خوانید:

مهدی چند‌سال داشت؟

مهدی بچه اول من بود. ٣٥‌سال داشت‎.‎

ازدواج کرده بود؟

نه. مجرد بود و با ما زندگی می‌کرد‎.

به جز مهدی پسر دیگری هم دارید؟

نه. مهدی تنها پسر من بود. بعد از مهدی خدا به من دو دختر داد‎.

شغل مهدی چه بود؟

او نقاشی می‌کرد. شاگرد هم داشت. در بنگاه املاک هم به من کمک می‌کرد. در کارهای خانه هم کمک حال ‌مادرش بود. اما درآمد اصلی‌اش از همان نقاشی بود‎.

چطور از این حادثه مطلع شدید؟

می‌دانستم که برای خرید به تهران آمده است. معمولا هفته‌ای دو بار به تهران می‌آمد و خرید می‌کرد. ‌حدود ساعت ٩ شب شنبه بود که تلفنم زنگ خورد. از بیمارستان تماس گرفتند. البته ابتدا نگفتند که حالش ‌وخیم است، اما وقتی به این‌جا رسیدم فهمیدم که پسرم از دستم رفت‎.‎

پسر شما اقدام شجاعانه‌ای انجام داده است‎.‎

او همیشه خوب بود. همه آدم‌ها را دوست داشت. به همه کمک می‌کرد. همه فامیل، دوست و آشنا از او ‌راضی بودند. همیشه در کار خیر پیشقدم بود. آخرش هم جانش را درهمین راه داد‎.‎

شما فردی که مهدی او را از مرگ نجات داده است، دیده‌اید؟

نه. فقط به ما گفتند که در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است و دستش هم قطع شده. تا جایی که من ‌اطلاع دارم کس و کاری هم ندارد‎.

چه شد که تصمیم گرفتید اعضای بدن مهدی را اهدا کنید؟

مهدی جانش را برای کمک به یک مرد از دست داد. حالا انصاف نیست که من راه او را ادامه ندهم. من همان ‌موقع که دکترها گفتند دیگر نمی‌شود برای او کاری کرد از آنها خواستم که همه اعضای بدنش را اهدا ‌کنند. از آنها خواستم که به بیماران نیازمند و بی‌پول بدهند. آنهایی که وضع مالی خوبی دارند بالاخره می‌‌توانند کاری انجام دهند، اما بیماران نیازمند و بی‌پول واقعا نیاز به کمک دارند. مهدی هم جانش را برای کمک ‌به همین آدم‌ها داد‎اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

فیلم آرشیوی از یک فداکاری دیگر در مترو

: امتیاز : 3.75 تعداد رای : 3.75


اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • امین 22 0

    خدا رحمتش کنه روحش شاد کار خیلی بزرگی انجام داد

  • ناشناس 17 1

    خدارحمتش کند.

  • الی 20 0

    اخه چرا پسر ب این خوبی جونشو از دست بده برا کسی که قصد خودکشی داشته.ادم اعصابش خرد میشه

  • آوای باران 14 1

    خدابیامرزد.....آفرین ...ولی من اگه جای اون بودم نمیتونستم چنین کاری کنم 😓

  • ناشناس 15 0

    درود بیکران

  • Aa 19 1

    فقط می توانیم با اشک بی اختیار برای این قهرمان آرزوی رحمت الهی و برای بازماندگان آرزوی صبر و سلامتی کنیم که اینچنین فرزند برومندی تربیت کردن و دیگر چه متدتن گفت ....

  • سزار 10 1

    ادم معتاد قبلا مرده چرا ؟چون ادم سست عنصر و تنوع طلب دنبال تست کردن مواد عاقبت خود و خانواده و جامعه را به گند می کشد . حداقل از زنبور یاد بگبریم که زنبوری که قانون کندو را زیر پا می زاره و روی کثافت می شینه و الوده میشه حق ورود به کندو رو نداره و اون رو با لگد از کندو پرت می کنند بیرون

  • سام 1 0

    فیلم برای این ماجرا نبود
    رکنا: فیلم های قبلی بر اساس موضوع خبر در زیر اخبار می آید و ارتباط به خبر اصلی ندارد. لطفا به شرح فیلم ها توجه فرمایید.

  • امیر 4 0

    روحش شاد

  • مسعود 9 1

    حقش است شهر داری تهران مجسمه و یا یاد بودی از این جوان فداکار در اون ایستگاه بزاره تا فداکاری توی کشور نمیره که متاسفانه برای اون شخصی هم که کمک خلبان را چند روز پیش نجات داد هیچ قدر دانی نشد اینها سرمایه اجتماعی ملت است باید حفظ و تقویت بشه

  • محمد 6 0

    واقعا خدا رحمتش کنه توی این وانفسا که دیگه این آدما نیست این یه دونشم حیف بود.دم پدرش گرم

  • یک ایرانی 5 0

    من برای این قهرمان اشک ریختم

  • ابی 5 0

    خیلی دردناک و جگر سوز بود آفرین بر جسارت و فداکاری این بزرگمرد ،هر کس جرأت این کارو نداره ، آفرین بر پدر و مادرش با تربیت چنین فرزند قهرمانی ، ما رو هم در غم خود شریک بدانید این دومین حادثه دردناک زمستان امسال بود اولیش آتش سوزی دبستان دخترانه در زاهدان ، امیدوارم این خانواده بزرگ بتونن این غم بزرگ و ناخواسته رو تحمل کنن ، جریان زندگی این مرد بزرگ رو باید در کتابهای درسی منتشر کنن

  • ناشناس 0 0

    خدا رحمتش کنه ولی .......

  • محمد 1 0

    خدارحمتت کنه مردشجاع وباغیرت ایرانی

  • ناشناش 3 0

    مهدی نباید خودشو برای کسی که عمرشو تو اعتیاد هدر داده به خطر مینداخت

    • ابوالفضل 3 0

      من ابوالفضل واقاشهرزاد شوهر عمه مهدی رسول زاده
      هستیم واقعا مهدی (امید)خیلی مهربان وسوسه داشتنی بود واحدها به بزرگترها دوست بوسی آنها
      وخوش رو بودن از او فردی تو دل برو ساخته بود
      باید کار او را تحسین کرد واز نظر وجدانی او شهید زنده است خداوند متعال به پدر ومادر و خواهرانش صبر دهد

  • ناشناس 2 0

    نمی گویم او فرد خوبی بود . چون او فرد خوبی است

  • سید محمد مصطفوی 1 0

    رشادت و از خود گذشتگی هم لیاقت می خوادو هم و جرات ؛ بعضی ها هستند داخل جبه های جنگ فدای مردم میشن و بعضی ها هستند که اینطور مثل این دلاور ؛ مردونه و با شهامت جونش رو فدا می کنه و مطمئن باشید هردوحالت شهید محسوب میشه. خوشبحالش الان اون دنیا سر سفره پیامبره واقعا خوش بحالش.

  • ناشناس 1 0

    با تمام احترام به نظر های متفاوت شما دوستان باید گفت که هیچ چیزی نمیتونه اوج جسارت و مردانگی این جوان رو نشون بده که در یک لحضه برای نجات یک انسان جان خودش رو به خطر انداخت وبه این فکر نکرد که اون معتاده یا پیره یا ایرانیه فقط وفقط برای نجات تصمیم گرفت واین فداکاری رو انجام داد وافرین به پدر و مادرش که دوباره کار پسر رو ادامه دادند وجان جند انسان دیگر رو نجات دادند وجود چنین نازنینی سر تا سر عشق بود محبت بود وازجان گذشتگی که اینها به زور بازو نیست پس عشق به هم نوع وجود داره هنوز با این همه مشکلات نمرده که ما در زندگی نمونه های بارز ان میبینیم چنین افرادی هرگز از یاد وخاطره ها محو نمشوند حتی اگر در کتابی از انها نامی برده نشود برای قدر دانی میتوان نام خیابان یا ورزشگاهی را با نام چنین جوانانی مزین کرد

  • ابوالفضل 2 0

    واقعا مهدی بی‌نظیر بود خوشگل خوش تیپ خوش رو
    هنوز باورمان نمیشه که مهدی رفته باشه
    مهدی جان همیشه در دل ملت ایرانی ولی با رفتنت
    اشک همه را در آوردی

    • Abolfazl 0 0

      سلام مراسم تشیع پیکر مهدی رسول زاده فردا پنج شنبه ساعت ۸ قطعه نام آوران

  • شمس 2 0

    مهدي زميني نبود متعلق به دنياي انسانها و كثافت كاري هاشون نبود
    مهدي به آغوش مادرِ كائنات بازگشت ، مهدي از دهقان فداكارِ كتابهامون هم فداكارتر بووود

  • ناشناس 1 0

    خدابیامرزش روحش شاد

  • ناشناس 1 0

    ماهم به نوبه ی خودمان تسلیت عرض مینماییم خدا ب مادرش صبر بده ...از طرف خانواده ی حسنی

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها