روانشناسی زندگی زناشویی که با شکایت اخلاقی مرد 45 ساله از زنش بررسی شد
تبلیغات

به گزارش رکنا،  من از14 سالگی کار کردم از اول روی پای خودم ایستادم .بعد از خدمت سربازی خانواده ام خواستند که برایم استین بالا بزنند وزندگیم را سرو سامان بدهند  ودختر خاله ام را که 7 سال از من کوچکتر بود را پیشنهاد دادند چون خانواده خوبی بودند پذیرفتم  همه چیز به خوبی سپری شد وما ازدواج کردیم همسرم ادم ساکت ومطیعی بود من در یک کارگاه مکانیکی کار میکردم خدا رو شکر درامدم بد نبود حتی روزهای تعطیل سرکار میرفتم تا درامد بیشتری داشته باشم

همه چیز به خوبی سپری میشد فرزند اولم به دنیا امد همسرم چیزی تو زندگی برایمان کم نمی ذاشت به فاصله دو سال دختر دومم هم به دنیا امد .  همیشه وقتی احساس میکنی که خوشبختی ودیگر چیزی کم نداری یک دفعه یک سیلی میاد و همه چیز را با خودش میبره.

دخترانم 12 و 14 ساله شدند همسرم گفت دوست داره سر کار بره دریک  بیمارستان بعنوان کمک بهیار مشغول به کار شد دیگر زیاد خانه نبود ومدام میگفت شیفت داره  کم کم از من فاصله میگرفت وبا من زیاد حرف نمیزد  واکثرا سکوت میکرد ومدام توی گوشی بود شبها دیر وقت میخوابید همه اینها را به حساب خستگی اش میگذاشتم  دوسال به همین منوال گذشت یک روز که به خانه اومدم دیدم که همسرم با گوشی چت میکند ومدام گریه میکند گفتم چی شده گفت چیزی نشده مسئول جدید امده وهمکارانم جابه جا شدند رفتار اوتا چند روز به همین منوال بودیک روز یکی از دخترانم گفت بابا موقعی که خانه نیستی مامان با یکی از همکاران مردش خانه می اید ودراتاق میروند وصحبت میکنند .اصلا باورم نمیشد به همسرم که گفتم گفت یکی از همکارانم براش مشکل پیش امده بود اومد اینجا با هم صحبت کردیم .از انجایی که همه جوره به همسرم اطمینان داشتم شک نکردم 

تااینکه یکی از دوستانم بهم گفت مراقب همسرت باش محیط بیمارستان محیط خوبی نیست .دوستم خیلی چیزها را میدانست اما بخاطر ابرو به من چیزی نگفت  فقط اشاره کرد که بیشتر مراقب همسرم باشم.

حساس شدم بیشتر به او توجه کردم واقعا رفتارش مشکوک بود در حال چت بود که گوشیش را از دستش کشیدم  .دنیا روی سرم خراب شد تار میدیدم او داشت با یک اقا چت میکرد اون اقا هم قربان صدقه همسرم میرفت با همسرم به شدت دعوا کردم کتکش زدم ازش خواستم همه چیز را برایم بگوید. 

همسرم گفت اقایی که با او چت میکند سرشیفتشان است وخیلی اورا دوست دارد جالبتر ازهمه این بود که این اقا متاهل بود وهمسر ساده لوح من گول چرب زبانی های این مرد را خورده بود.

روزی هم که همسرم گریه میکرد ومیگفت همکارانش جابجا شدند  منظورش همین اقا بوده که بیمارستان وقتی فهمیده این اقا سورفتار دارد عذرش را خواسته بود و همسر من بخاطر همین حالش بد بود. همسرم به شدت به این اقا علاقه مند بود وبه هیج وجه دیگر زندگی خودش را نمی بیند اون اقا هم بعد از اخراجش با همسر من قطع رابطه کرده وهمسرم هم روزو شب ندارد

والان زندگیم رو هواست من زندگی و همسرم را دوست دارم کمکم کنید که او را به زندگی برگردانم 

نظر کارشناس فریبا قاسمی کارشناس ارشد روانشناسی

ازدواج غیر عقلانی، عزت نفس پایین، سبک مقابله ای انکار در برابر مشکلات، عدم دارا بودن سواد عاطفی، عدم وجود مهارت حل مسئله در مراجع، وجود طرحواره رهاشدگی در مراجع، اقدامات و راهکارهای پیشگیرانه:

پیشگیری اولیه:

شرکت در جلسات مشاوره قبل از ازدواج و الزامی شدن این موضوع توسط قانون، آموزش مهارت‌های زندگی از طریق رسانه‌های جمعی، لزوم افتتاح مراکز حمایتی از طرف دولت و حمایت از افراد نیازمند کمک

پیشگیری ثانویه:

انجام مشاوره و گفتگو با مراجعه در طی چندین جلسه مشاوره فردی، مشاوره در جهت پایین آوردن استرس و اضطراب و درنهایت مدیریت انها،آموزش مهارت حل مسئله، تقویت وبالا بردنعزت نفس، شناساندن تله های زندگی فرد (طرحواره ها) ،کمک به تحکیم وتقویت و استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از فروپاشی ان

پیشگیری ثالثیه:

 مشاوره با همسر مراجع و نشان دادن دورنمای مسائلی که در زندگی به وجود آمده، مشاوره به خانم و آقا ادامه روند مشاوره برای مراجع برقراری مصالحه
مریم سعادتی مفرد 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات