خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 381176 ارسال پرینت 6413

حوادث رکنا: بارها از بزرگ ترها شنیده بودم که ازدواج در پی دوستی خیابانی عاقبت خوشی ندارد، اما همیشه این حرف ها را «پوچ» می انگاشتم و تصورم بر این بود که وقتی دو نفر عاشقانه همدیگر را دوست دارند و با هم ازدواج می کنند چرا باید فقط به خاطر نوع آشنایی زندگی آن ها متلاشی شود...

دختر ۱۸ ساله که برای گرفتن حکم طلاق منتظر دستور قاضی Judge بود برای آخرین بار دست پدرشوهرش را بوسید و در حالی که بغض عجیبی گلویش را می فشرد به بیان ماجرای تلخ ازدواج خیابانی اش پرداخت و گفت: سال گذشته در مسیر مدرسه تا منزلمان یک مجتمع مسکونی در حال ساخت بود هر روز ظهر که از مدرسه بیرون می آمدم پسر جوانی را می دیدم که در آن واحد ساختمانی مشغول جوشکاری بود زمانی که به نزدیکی ساختمان می رسیدم، آن جوان دست از کار می کشید و با نگاه هایش مرا تعقیب می کرد دیگر به نگاه ها و لبخندهای هومن عادت کرده بودم تا این که روزی من هم با تکان دادن دستم به ابراز محبت های او پاسخ دادم روز بعد مثل همیشه قدم هایم را تندتر برداشتم تا زودتر به ساختمان در حال احداث برسم، اما هرچه اطراف را نگاه کردم از هومن خبر نبود سعی کردم آرام راه بروم تا شاید او را ببینم در این لحظه وقتی داخل کوچه محل زندگی مان پیچیدم هومن تکه کاغذی را که شماره تلفنش روی آن نوشته شده بود به دستم داد و این گونه دوستی خیابانی ما آغاز شد به طوری که او را نامزد خودم می دانستم و با هم بیرون می رفتیم تا این که یک ماه بعد او به خواستگاری ام آمد پدر هومن در جلسه خواستگاری گفت: «من به پسرم اعتمادی ندارم و از کارهای او نیز سر درنمی آورم» او همچنین گفت: «صادقانه می گویم من با این گونه ازدواج ها مخالفم، اما اگر شما هم اصرار به زندگی مشترک دارید موافقت می کنم.» دختر جوان ادامه داد: هنوز ۲۰ روز از مراسم نامزدی ما نگذشته بود که دیگر هومن غیبش زد وقتی پیگیر موضوع شدم او تلفنی به من گفت: به خاطر این که از او کلاهبرداری Fraud شده و طلبکاران زیادی دارد مجبور است مخفیانه زندگی کند این در حالی بود که مادرم با شور و شوق خاصی جهیزیه ام را تهیه می کرد خیلی از این وضعیت نگران بودم، اما وقتی شادی مادرم را می دیدم جرات نمی کردم سخنی از هومن بر زبان بیاورم دیگر کم کم خانواده ام متوجه فرار Escape هومن شدند، اما من باید از او حمایت می کردم بارها خواستم تلفنی حقیقت را به من بگوید، اما او پاسخ تلفنم را نمی داد تا این که یک روز اتفاقی او را در خیابان دیدم و تعقیبش کردم آن روز فهمیدم هومن با یک زن مطلقه دیگر ازدواج کرده است و در خانه او زندگی می کند این گونه بود که با کمک پدرشوهرم و به طور غیابی از او طلاق گرفتم حالا به درستی سخن بزرگ ترها پی بردم اما ...

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

اصغر فرهادی در کن منشوری شد! + فیلم و عکس

وقتی در خانه اش بلا سرم می آورد از من فیلم گرفت!

تنها یک زن راز خطرناکترین مرد شهر مشهد را می دانست! + عکس

با تولد بچه راز ازدواج مخفیانه ام لو رفت

کتک زدن وحشتناک یک مرد توسط یک زورگیر و دزد خیابانی در مقابل مردم+ فیلم

دختر 11 ساله بودم که مجبور به پذیرفتن یک مرد شدم + عکس

فوری / تیراندازی در مرکز تفریحی ترامپ

شوخی جناب خان با جهانگیری و طعنه به روحانی + فیلم

لباس 40 میلیون تومانی بازیگر مشهور زن گرانترین لباس کن+عکس

امتحان عجیب داماد از عروس در خانه مجردی قبل از ازدواج + عکس

تجاوز به زن باردار در بیمارستان / متجاوز لباس دکتر به تن کرده بود + عکس

همسر شهاب حسینی به زیبایی تولد را تبریک گفت + عکس

 



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر