خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 365695 ارسال پرینت 14870

حوادث رکنا: نوشین با تصور عشق و ازدواج تحت سلطه فرزاد درآمده بود.

اکنون که پشت حصارهای بلند یک کوچه بن بست قرار گرفته ام از آینده سیاه خود نگرانم و نمی دانم با این شرایط سرنوشتم به  کجا می رسد با اشتباه بزرگی که مرتکب شده ام دیگر جایی در خانواده ام ندارم چرا که آن ها مرا دختری بی بند و بار و سرکش می دانند از سوی دیگر خانواده پسر مورد علاقه ام از من به عنوان دختری خیابانی و هوسران یاد می کنندکه لیاقت ازدواج با پسرشان را ندارد و از همه مهم تر این که تازه فهمیدم مدت ها با عشقی دروغین زندگی کرده ام تا این که ... 

این ها بخشی از اظهارات دختر 17 ساله ای به نام نوشین است که ادعا دارد برای ازدواج با پسر مورد علاقه اش از دام یک ازدواج اجباری گریخته و از منزل پدرش فرار Escape کرده است.

این دختر که به همراه جوان 28 ساله توسط پلیس Police دستگیر شده است درباره چگونگی ماجرا به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری  گفت: چند ماه قبل وقتی با یکی از دوستانم در پارک قدم می زدیم متوجه نگاه های عاشقانه جوانی شدم که ما را تعقیب می کرد چند بار به پشت سرم نگاه کردم و با خنده های بلند به او فهماندم که من هم به دوستی با او تمایل دارم این گونه بودکه فرزاد شماره تلفنش را به من داد و رابطه ما با یکدیگر آغاز شد.

از آن روز به بعد بارها به بهانه ازدواج و صحبت درباره آینده به منزل یکی از بستگان فرزاد رفتیم اما او پس از هر بار سوء استفاده از من چنین وانمود می کرد که چون کار ثابتی ندارد فعلا خانواده اش با ازدواج من موافق نیستند. دختر نوجوان ادامه داد: پدرم کارگاه تولیدی لباس مجلسی دارد و از درآمد خوبی برخوردار است اما اعتیاد او به مواد مخدر Drugs صنعتی موجب شده است طلبکاران زیادی در اطرافش قرار گیرند و من این موضوع را برای فرزاد بازگو کرده بودم تا این که وقتی احساس کردم فرزاد تنها قصد سوءاستفاده از مرا دارد با او تماس گرفتم و گفتم پدرم قصد دارد در قبال بدهکاری هایش مرا به عقد پیرمردی 80 ساله درآورد همچنین به او گفتم پدرم پس از دریافت چک بدهکاری اش، شناسنامه مرا به پیرمرد داد و گفت: «او را به محضر ببر و عقد کن!» اما من پس از طی مسافتی داخل خودرو با پیرمرد درگیر شدم و با استفاده از یک فرصت مناسب فرار کردم و ...

دختر 17 ساله افزود: فرزاد وقتی سخنان مرا شنید از من خواست تا دوباره به منزل یکی از بستگان نزدیکش بروم من هم با این امید که شاید این بار او دلش به حالم بسوزد و با من ازدواج کند به آن خانه رفتم اما ساعتی بعد برادر فرزاد با پلیس تماس گرفته بود و ما دستگیر شدیم این جا بود که فهمیدم فرزاد هیچ گاه قصد ازدواج با مرا نداشته و موضوع را نیز با خانواده اش در میان نگذاشته است. حالا هم که پدرم متوجه ماجرا شده مرا دختری سرکش و بدبخت می داند که ...

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

محمد حسین لطیفی کارگردان ایرانی داغدار شد +عکس

ناگفته های صیاد ایرانی از اسارتگاه دزدان دریایی سومالی + عکس

2 زن در گاراژ مخروبه محله نبرد تهران چه رازی داشتند؟! + عکس

سفر پیرمرد 70 ساله به جام جهانی با تراکتور + تصاویر

عکس جنجالی بن سلمان با یک خانم‌ محجبه

نیروهای ایران با لباس ارتش سوریه در مرزهای اسرائیل

آیا جسد سوخته در خرمشهر با پسربچه گمشده ماهشهری ارتباط دارد؟

زن جوان در دفاع از ناموس خود کتک خورد! / در یزد رخ د اد + جزییات

تجاوز بی رحمانه به دختر 3 ساله در گاراژ متروکه / یک رهگذر ناله های دخنربچه را شنید+ عکس

راز بی حیایی نغمه و ستاره در خانه همسایه چه بود؟!

2 زن مچ مرد بی حیا را در سرویس بهداشتی زنان گرفتند / او با گوشی اش فیلم می گرفت + فیلم

تلاش قاضی یک پرونده اعدام، معلم فیزیک آبادانی را از مرگ نجات داد

وقتی زن صیغه ایم را روی نیمکت پارک ملت همراه 2 جوان غریبه دیدم، با چاقو به جانش افتادم

تجاوز به هانیه 17 ساله در تاکسی زرد رنگ تهران + آخرین خبر و عکس



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر