خواب عجیب دزد / زائرم مریضاحوال بود، چرا از او دزدی کردی؟
رکنا: ۴٨ساله هستم. چند سابقه کیفری دارم. من در کوچهوخیابانهای شلوغ شهر پرسه میزدم و دلهدزدی میکردم. دو روز قبل خانم جوانی را زیرنظر داشتم. از دستگاه عابربانک پول گرفت و رفت. در این لحظه متوجه شدم گوشی تلفنهمراهش را کنار صفحهکلید دستگاه عابربانک جا گذاشته است. بلافلاصله گوشی تلفن را برداشتم و به آن طرف خیابان رفتم. زن حواسپرت چند متر جلوتر ایستاد، با عجله طرف عابربانک دوید.
اطراف دستگاه را نگاه میکرد و دنبال گوشیاش میگشت. من با خوشحالی از محل دور شدم و به خانه رفتم. در بین راه، گوشی زنگ خورد که آن را خاموش کردم. از اینکه به این راحتی یک گوشی تلفنهمراه گرانقیمت به جیب زده بودم، احساس خوشحالی میکردم. قرار بود روز بعد گوشی را به مالخر بفروشم. شب، غذایی خوردم و خوابیدم؛ اما با خوابی عجیب از خواب پریدم. من آقایی نورانی را در خواب دیدم که به صورتم نگاه نمیکرد. جلو رفتم تا چهرهاش را ببینم، روبرگرداند و گفت: زائرم مریضاحوال بود، چرا گوشیاش را دزدیدی؟
او این حرف را زد و از من دور شد. تا صبح نخوابیدم و فکرم درگیر شده بود. گوشی را روشن کردم و زنگ زدم. زن جوان گفت همراه خانوادهاش توی اتوبوس هستند و به شهر خودشان میروند. از آنها خواستم بیایند و گوشی را تحویل بگیرند. او و همسرش وسط راه پیاده شدند و به مشهد برگشتند. من گوشی را تحویلشان دادم و اعتراف کردم دزد هستم. ما به کلانتری٢٩ آمدهایم. نمیخواهم همسایه آقا امامرضا(ع) باشم و روسیاه بشوم. خاک بر سرم کنند که آقا را از خودم رنجاندهام .
-
نگاهی به دکوراسیون شیک و هنری خانه بهاره رهنما / از کتابخانه بزرگ و تابلوهای هنری تا مبلمان مدرن و چشم انداز تماشایی
نه فقط این دزد اکثر ا که خلاف می کنند دوست ندارند ولی بی کاری وگرانی مردم را بیچاره کرده وهر روز هم بیشتر می شود