توقیف «پیرپسر» و بحران هماهنگی در نظام نظارت فرهنگی
رکنا: فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی، پس از ماهها اکران در سینماها، وارد مرحله نمایش آنلاین شد؛ اما تنها چند روز پس از آغاز این اکران، ساترا با ابلاغ حکمی از سوی نهاد قضایی، پخش فیلم را متوقف کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که نسخه قاچاق فیلم از مدتها پیش در فضای مجازی منتشر شده و بهراحتی در دسترس مخاطبان قرار دارد. تصمیمی که از نگاه بسیاری از فعالان فرهنگی، نه تنها به حل مسئله کمکی نکرد، بلکه به سردرگمی سازندگان و بیاعتمادی مخاطبان انجامید.
از موفقیت در سالن تا سرنوشت پرحاشیه در فضای مجازی
« پیرپسر » از جمله فیلمهایی بود که با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سینماها اکران شد و توانست با وجود محدودیتهای تبلیغاتی، مخاطب خود را پیدا کند.
پس از پایان اکران سینمایی، پلتفرمهای آنلاین به امید جذب تماشاگران جدید، نمایش اینترنتی آن را آغاز کردند. فروش اولیه فیلم در روزهای نخست قابلتوجه بود؛ اما همزمان نسخه قاچاق فیلم در فضای مجازی منتشر شد و همهچیز را بههم ریخت.
در شرایطی که نسخه غیرقانونی همهجا رایگان پخش میشد، توقیف نسخه قانونی از سوی ساترا اتفاقی بود که بسیاری آن را «بیمعنا و ضدمنفعت فرهنگی» توصیف کردند.
تصمیمی حقوقی یا واکنشی احساسی؟
ساترا اعلام کرد که فیلم «پیرپسر» بدون دریافت مجوز نمایش آنلاین از این سازمان پخش شده و به همین دلیل دستور توقف صادر شده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان یادآور شدند که فیلم پیشتر از وزارت ارشاد مجوز عمومی نمایش داشته و تمام فرآیند قانونی اکران سینمایی را طی کرده است.
به همین دلیل، برخی تحلیلگران این تصمیم را نوعی همپوشانی غیرضروری میان نهادهای ناظر میدانند؛ مسئلهای که پیشتر هم در پروندههای مشابه، باعث توقف ناگهانی آثار شده بود.
در واقع، مسأله فقط درباره یک فیلم نیست، بلکه درباره نبود هماهنگی بین وزارت ارشاد، ساترا و دستگاه قضایی است؛ فقدانی که باعث میشود تولیدکنندگان فرهنگی، همواره نگران تصمیمهای پیشبینیناپذیر باشند.
بعد اقتصادی: ضربه به مدل نوپای اکران آنلاین
توقف نمایش قانونی فیلم، در حالی رخ داد که قاچاق گسترده آن، عملاً سود اقتصادی اثر را از بین برده بود. این وضعیت، پیام روشنی برای تهیهکنندگان دارد: حتی اگر مجوز بگیرید و قانون را رعایت کنید، باز هم تضمینی برای پایداری نمایش وجود ندارد.
چنین تجربههایی میتواند سرمایهگذاران را از ورود به حوزه اکران آنلاین منصرف کند؛ در حالی که این حوزه در جهان بهعنوان راه نجات سینمای مستقل شناخته میشود.
از سوی دیگر، پلتفرمهای پخش آنلاین نیز با ریسک بالا و نبود چارچوب مشخص روبهرو هستند؛ مسئلهای که میتواند کل اکوسیستم توزیع دیجیتال در ایران را تضعیف کند.
بعد فرهنگی و مخاطبشناسی: اعتماد از دسترفته
از نگاه مخاطب، ماجرا ساده است: فیلمی که میخواست بهصورت قانونی دیده شود، ناگهان حذف شد، اما همان فیلم در سایتها و کانالهای غیررسمی در دسترس ماند.
این تناقض، در واقع ترویج ناخواسته رفتار غیرقانونی است؛ چون مخاطب یاد میگیرد راه آسانتر، همان غیرقانونی است.
در بلندمدت، این روند به تخریب فرهنگ مصرف فرهنگی قانونی منجر میشود؛ درست بر خلاف هدفی که نهادهای ناظر مدعی آن هستند.
بعد ساختاری: ناهماهنگی نهادی و بلاتکلیفی مقررات
پرونده پیرپسر بار دیگر ضعف ساختار تصمیمگیری در حوزه نمایش آنلاین را عیان کرد. از یکسو وزارت ارشاد پروانه نمایش صادر میکند، از سوی دیگر ساترا خود را مرجع نظارت بر فضای آنلاین میداند، و در نهایت، تصمیم قضایی میتواند هر مرحله را متوقف کند.
این درهمریختگی نهادی باعث میشود هیچکس دقیقاً نداند «مرجع اصلی» کیست و چه مقرراتی باید رعایت شود. در نتیجه، مسئولیتها هم میان نهادها تقسیم و در عمل، پاسخگویی گم میشود.
نتیجهگیری: بلوغ فرهنگی یعنی پیشبینی، نه توقیف
ماجرای «پیرپسر» تنها درباره یک فیلم نیست؛ درباره آینده شیوه اکران، قانونمندی و اعتماد در صنعت سینمای ایران است.
اگر هدف نهادهای ناظر، حمایت از محتوای فرهنگی و نظمبخشی است، راه آن در پیشگیری، هماهنگی نهادی و اطلاعرسانی شفاف نهفته است نه در تصمیمهای ناگهانی که هم تولیدکننده را متضرر میکند و هم مخاطب را سردرگم.
سینمای ایران، بیش از هر زمان دیگری به سیاستگذاری هوشمند و یکپارچه نیاز دارد؛ نه فقط برای حمایت از فیلمها، بلکه برای حفظ اعتماد عمومی. در غیر این صورت، فیلمهایی چون «پیرپسر» تنها نخواهند ماند؛ بلکه به نماد تکرار خطاهای ساختاری بدل خواهند شد.
خبرنگار:سوگل امیری
ارسال نظر