تذکر مهم رهبر معظم انقلاب به هنرمندان در جشنواره فجر: عشق مثلثی و مربعی در سینما مضر است/کارى کنیم که اینها توى فیلم ها نیاید!
آیه الله خامنه ای در سالیان گذشته ضمن جلسات متعددی که با جامعه سینمایی و مدیران فرهنگی داشتند بر نکات مختلفی تصریح کردند که مورد غفلت جامعه فرهنگی و رسانه ای ما قرار گرفته است.
پایگاه جریان شناسی دیدبان با توجه به اهمیت این نکات قبل از آغاز بزرگترین رویداد هنری سال اقدام به طرح این دغدغه ها و اتمام حجت با سینماگران و جشنواره فجر می کند.
خطر اصلی: قطع ارتباط سینماگران با کتاب های انقلابی و اسلامی
من توصیه مى کنم و واقعاً دوست مى دارم شماها بخوانید. من مى ترسم این کتابها اصلاً دست شماها نرسد.
عشق مثلثی و مربعی در سینما
اینکه شما نوع برخورد یک زن و مرد را، یک عشق غلط را – این عشقهاى مثلث و مربع را – توى فیلم بیاورید، این مضر است؛ این را کاریش نمیشود کرد. کارى کنیم که اینها توى فیلمها نیاید.
تحریم جشنواره های خارجی یا شرکت در آن؟
آنها مصالح فرهنگى شان را رعایت مى کنند، ما هم باید مصالح فرهنگى خودمان را رعایت کنیم. ما که از او توقع نداریم که مصالح ما را رعایت کند؛ ما از خودمان توقع داریم که مصالح خودمان را رعایت کنیم. بنابراین شما اگر جشنواره هم مى روید، آن وقتى بروید و آن طورى بروید که مصالح فرهنگى کشورتان را مراعات بکنید. اگر طورى شد که او بناست مصالح خودش را علیه مصالح کشور شما رعایت کند، بله، ترجیح با نرفتن است، ترجیح با حضور پیدا نکردن است؛ این چیز روشن و واضحى است.
سینمای دینی تنها نشان دادن نام و نماد دین نیست
هیچ لزومی ندارد که در محاورات سینمایی یا در تئاتر، نام و یا شکلی که نماد دین است، وجود داشته باشد تا حتماً دینی باشد؛ نه. شما می توانید در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهای نمایشی بیاورید. در این صورت به هنر دینی توجّه کرده اید.
معضل به نام “گیشه گرایی”
کسانی هم که در رشته های هنری سرمایه گذاری می کنند، غالباً وقتی به چیزهایی پایبند هستند، نمی توانند بازده مالی داشته باشند. یقیناً باید به اینها کمک شود؛ اگر کمک نشد، به سمت هر چیزی که بتواند پول را به سمت آنها بیاورد و آنها را تأمین کند – به قول اصحاب سینما، «گیشه گرایی» – می روند، که طبعاً این هم در همه وقت چیز خوبی نیست. گرایش به مسائل جنسی و شهوانی و امثال اینها در سینما، یک مقدار عاملش همین است. می خواهند فیلم جاذبه پیدا کند، لذا یک مشت افرادِ بخصوصی را جمع می کنند. متأسّفانه این عیب بزرگی است که در بسیاری از فیلمهای ما دیده می شود. (5)
انتقاد کنید!
من میگویم شما انتقاد کنید، منتها انتقاد به معناى واقعى کلمه؛ یعنى مبارزه و چالش خیر و شر را نشان بدهید تا معلوم شود که اگر این نقطه ى زشت و مردود در جامعه هست، اما انگیزه اى براى رفع آن وجود دارد، جریانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان میدهید، معنایش این نباشد که در جامعه فقر هست، اما هیچ انگیزه اى براى مبارزه ى با فقر وجود ندارد. اگر اینجور شد، طبعاً فیلم یأس آور میشود؛ فضا را تاریک نشان میدهد و برخلاف واقعیت هم هست.
ضعف در قصه پردازی
یکی از ضعف های اصلی فیلم ها و مجموعه های نمایشی داخل نداشتن قصه خوب است. قوام یک اثر هنری به قصه پردازی مناسب، قوی و جذاب است که باید در این زمینه توجه جدی تری شود.
تقلید از رفتار بازیگران خارجی ممنوع!
از هنرمندان فیلم و سینما می خواهم که خود را به اجتناب از تقلید رفتار هنرپیشگان غربی مقید کنند و تنها رفتار و فرهنگ ایرانی را الگوی کار هنری خود قرار دهند.
پرهیز از پرداختن سطحی به سینمای معناگرا
سینماى معناگرا؛ خوب کدام معنا شیواتر و عمیق تر از احساس فداکارى و ایثار و گذشت یک جوان هجده، نوزده ساله، که از خانواده ى مرفهى بلند مى شود مى آید اهواز – که من دیدم از این قبیل جوانها.
فیلمسازی غرب بر اساس پروژه مطالعاتی روی ملت ها
اینها به صورت پروژه اى یک ملت را تحت مطالعه قرار میدهند، نقاط ضعفش را پیدا میکنند، از روان شناس و جامعه شناس و مورخ و هنرمند و اینها استفاده میکنند، راههاى تسلط بر این ملت را پیدا میکنند؛ بعد به فیلمساز، به فلان بنگاه هنرى در هالیوود سفارش میکنند که بسازد و میسازد. بسیارى از فیلمهائى که براى ماها و براى کشورهائى نظیر ما میسازند، از این قبیل است. … سلیقه سازى میکنند، فرهنگ سازى میکنند؛ بعد از آنکه سلیقه ها را عوض کردند، ذائقه ها را عوض کردند، آن وقت اگر احتیاج به زر و زور بود، دلارها را وارد میکند، نیروهاى نظامى و ژنرالها را وارد میکنند. این، شیوه ى حرکت غربى هاست؛ باید مراقب بود.
حوزه علمیه، سازمان تبلیغات و … شما برای سینما چه کرده اید؟
آیا در زمینه ى انعکاس آن معارف ارزشىِ اسلامى – که من معتقدم در سینماى ما نشان زیادى از آنها وجود ندارد – به آن سازنده ى فیلم، به آن کارگردان و حتّى به آن بازیگر، کارى انجام گرفته و منعکس نشده است؟! من به خودم نگاه مى کنم، به حوزه ى علمیه مان نگاه مى کنم و به دستگاههاى مدیریت فرهنگى مان نگاه مى کنم، مى بینم نه، ما در این زمینه کم کارى داشته ایم. بنابراین به قول معروف گفت:
هر بلایى کز آسمان آید گرچه بر دیگرى قضا باشد
به زمین نارسیده مى گویند خانه ى انورى کجا باشد
نمى شود رفت سراغ کارگردان و یقه ى او را گرفت که شما چرا؟ خوب، من یک مقدار وزارت ارشاد را، یک مقدار سازمان تبلیغات را، یک مقدار حوزه ى علمیه را، یک مقدار آن کسانى که صاحبان اندیشه ى دینى هستند، همین اندیشه هاى عرفانى، حکمت متعالیه و این چیزهایى که آقایان گفتید، اینها را مخاطب قرار مى دهم و مى گویم شما براى برخوردارى کشور از این هنر فاخر – که در این جمع هست – چه کرده اید؟ «شما» چه کرده اید؟
سینماست که کلید پیشرفت است
من مى گویم الان کلید دست شماست. من شأن سینما را این مى دانم. من مى گویم امروز کلید پیشرفت این کشور، به میزان زیادى دست شماست؛ شما مى توانید این نسل را یک نسل پیشرونده، امیدوار، پُرشوق، معتقد به خود و معتقد به ارزشهاى اسلامى و ملىِ خود بار بیاورید؛ و همین طور مى توانید این نسل را شرمنده، پشیمان، زیر سؤال برنده ى افتخارات گذشته و زیر سؤال برنده ى افتخار انقلاب و دفاع مقدس بار بیاورید.
صریح ترین سوال از جامعه سینمایی
شما سینماگران جنگ، پشت صحنه ى جنگ را چقدر تصویر کردید؟ چه شد که این جنگ شروع شد؟ … خوب، چه شد که این را وادار کردند که این حمله را انجام بدهد و او حمله کرد؟ و چگونه به او کمک کردند؟ و کدام کارخانجات به او سلاح شیمیایى فروختند؟ آنهایى که آن سنگرهاى هشت ضلعى و پنج ضلعى را درست کردند، چه کسانى بودند؟ کدام کشورها آن هواپیماها را به او دادند؟ آن مأمورین عالى رتبه ى سیاسى، امنیتى و نظامى اى که از کشورهاى مختلف – از جمله امریکا – به بغداد آمدند و با او و مردان او ملاقات کردند، چه کسانى بودند؟ شما به اینها نپرداختید. اصلاً شخصیت صدام کیست؟ اینها براى قصه نویسى جا دارد.
ارسال نظر