جوان امروز لوس نیست / چه بلایی سر نسلی آمده که مدام به او می گویند تحملت کم است؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،  گزارش مربوط به بررسی پیتر فوناگی درباره سلامت روان، اوتیسم و اختلال نقص توجه و بیش فعالی، افزایش مشکلات روانی جوانان را موضوعی جدی می داند و بر نقش فشارهای اجتماعی و دشواری دسترسی به حمایت تاکید می کند.

وقتی رنج جوانان به ضعف شخصیت ترجمه می شود

در خانواده، مدرسه و محیط کار، گاهی درباره نسل جوان با برچسب هایی مانند نازپرورده، بی مسئولیت، کم طاقت یا وابسته صحبت می شود. این برچسب ها ممکن است پیچیدگی تجربه روانی یک فرد را به یک قضاوت ساده تقلیل دهند.

جوانی که از آینده شغلی خود می ترسد، ممکن است با این پاسخ روبه رو شود که باید بیشتر تلاش کند. کسی که از فشار تحصیلی شکایت دارد، شاید به مقایسه با نسل قبل دعوت شود. فردی که پس از چند تجربه ناموفق عاطفی یا شغلی احساس فرسودگی می کند، ممکن است به جای شنیدن یک پرسش همدلانه، متهم شود که طاقت سختی ندارد.

البته همه ناراحتی ها نشانه بیماری روانی نیستند و هیچ نسلی نیز از مسئولیت تصمیم های خود معاف نیست. مسئله زمانی آغاز می شود که به جای فهمیدن شرایط، پیش از شنیدن تجربه فرد درباره شخصیت او حکم صادر کنیم.

گزارش تازه چه چیزی را زیر سوال برده است؟

گاردین در ۹ اکتبر ۲۰۲۶ گزارشی درباره مرور تخصصی پیتر فوناگی منتشر کرد که در آن، افزایش مشکلات سلامت روان جوانان در انگلستان واقعی و نیازمند توجه توصیف شده است. فشار اقتصادی، ناامنی مسکن، پیامدهای همه گیری کرونا، رقابت های تحصیلی و اجتماعی، استفاده از شبکه های اجتماعی و کاهش فرصت های تعلق و ارتباط اجتماعی از عوامل مورد بحث در این گزارش هستند.

این مرور همچنین به افزایش تقاضا برای ارزیابی اوتیسم و اختلال نقص توجه و بیش فعالی و طولانی شدن صف انتظار خدمات تخصصی اشاره دارد. یکی از پیشنهادهای اصلی آن، حرکت به سوی حمایت مبتنی بر نیازهای واقعی افراد است؛ یعنی فرد برای دریافت هر نوع کمک اولیه، لزوماً نباید منتظر تکمیل یک فرایند تشخیصی طولانی بماند.

این گزارش درباره نظام سلامت انگلستان است و نمی توان آمار یا نتیجه های آن را بدون بررسی به جامعه ایران تعمیم داد. با این حال، پرسش اجتماعی آن برای خانواده ها و نظام آموزشی ایران نیز قابل تامل است: آیا پیش از قضاوت درباره جوانان، به فشارها و امکانات واقعی زندگی آنان توجه می کنیم؟

چرا مقایسه نسل ها همیشه راهگشا نیست؟

هر نسلی در شرایط اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی خاص خود رشد می کند. تجربه نسل های قبل می تواند منبع ارزشمندی از دانش و تاب آوری باشد، اما مقایسه مستقیم دو دوره تاریخی ممکن است تفاوت شرایط را نادیده بگیرد.

جوان امروز ممکن است همزمان با فشار تحصیلی، نگرانی درباره اشتغال، هزینه مسکن، رقابت آنلاین و مواجهه مداوم با تصویری گزینش شده از موفقیت دیگران روبه رو باشد. شبکه های اجتماعی به او اجازه می دهند زندگی خود را با صدها نفر مقایسه کند؛ افرادی که معمولاً لحظه های موفقیت و جذاب زندگی شان را منتشر می کنند، نه تمام شکست ها و تردیدهایشان را.

این وضعیت به خودی خود به معنای آسیب دیدن همه کاربران نیست. اثر شبکه های اجتماعی به نوع استفاده، وضعیت روانی فرد، کیفیت روابط، میزان خواب و عوامل متعدد دیگر بستگی دارد. اما وقتی فرد مدام احساس کند از دیگران عقب مانده است، مقایسه اجتماعی می تواند نارضایتی او را تشدید کند.

میان تشخیص واقعی و برچسب زدن چه تفاوتی وجود دارد؟

در سوی دیگر، نباید هر ناراحتی، بی حوصلگی یا اختلافی را به اختلال روانی تبدیل کرد. مرور فوناگی نسبت به مشکلات نظام تشخیص و کیفیت برخی ارزیابی های خصوصی نیز هشدار می دهد. بنابراین دو خطا باید همزمان جدی گرفته شوند: انکار رنج روانی جوانان و نسبت دادن شتاب زده یک تشخیص به آنان.

اضطراب پیش از امتحان، غم پس از شکست یا نگرانی درباره آینده می تواند بخشی از تجربه عادی زندگی باشد. اما زمانی که نشانه ها شدید، مداوم یا مختل کننده می شوند و عملکرد تحصیلی، شغلی، روابط یا مراقبت از خود را تحت تاثیر قرار می دهند، ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا می کند.

به جای اینکه بپرسیم این جوان چرا این قدر حساس است، می توانیم بپرسیم چه اتفاقی افتاده، چه مدت است با این فشار روبه روست و چه نوع حمایتی می تواند به او کمک کند.

دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی- می گوید: برچسب زدن به جای فهمیدن، گفت وگو را می بندد. وقتی جوانی احساس می کند تجربه اش جدی گرفته نمی شود، ممکن است کمتر درباره مشکلاتش حرف بزند یا زمانی برای کمک گرفتن اقدام کند که فشارها شدیدتر شده اند. همدلی به معنای تایید تمام رفتارها یا حذف مسئولیت فرد نیست. می توان همزمان رنج یک جوان را به رسمیت شناخت و به او کمک کرد مهارت حل مسئله، تحمل ناکامی و تنظیم هیجان را تقویت کند. حمایت موثر باید هم شرایط بیرونی را ببیند و هم توانایی های فرد را رشد دهد.

وی توصیه می کند: خانواده ها می توانند به جای مقایسه با گذشته، درباره مسئله مشخص گفت وگو کنند. مدرسه ها می توانند نشانه های افت عملکرد و انزوای مداوم را جدی بگیرند و محیط هایی برای درخواست کمک بسازند. خدمات سلامت روان نیز باید تا حد امکان قابل دسترس و متناسب با نیاز افراد باشند.

خودسنجی؛ آیا رنج فرزند جوان تان را جدی می گیرید؟

وقتی جوان خانواده از فشار روانی حرف می زند، آیا پیش از شنیدن حرف هایش او را با دیگران مقایسه می کنیم؟ آیا مشکلاتش را فوراً به تنبلی یا ضعف شخصیت نسبت می دهیم؟ آیا درباره خواب، روابط، فشار تحصیلی و نگرانی های آینده او سوال می کنیم؟ آیا می توانیم بدون تحقیر، درباره مسئولیت پذیری و راه حل گفت وگو کنیم؟

این پرسش ها برای مقصر پیدا کردن نیستند؛ فرصتی هستند تا ببینیم آیا فضای خانواده برای بیان مشکلات روانی امن است یا نه.

جوانان نه به ترحم نیاز دارند و نه به تحقیر. آنها به فرصت، مهارت، حمایت و مسئولیت پذیری نیاز دارند. نمی توان همه مشکلات نسل جدید را به شبکه های اجتماعی نسبت داد و نمی توان همه آنها را نیز نشانه ضعف فردی دانست.

پیش از آنکه به جوان امروز بگوییم تحملت کم است، بهتر است بپرسیم چه فشارهایی را تحمل می کند، چه منابعی برای مقابله با آنها دارد و ما در خانواده، مدرسه و جامعه چه نقشی در دشوارتر یا آسان تر شدن مسیر او ایفا می کنیم.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257115
  • فیلم / سارق طلاجات زنان با شلیک پلیس زمین گیر شدند / گفتگو با زن جوانی که به دام فتاد