چرا بعد از خیانت، بعضی ها وانمود می کنند همه چیز عادی است؟

رکنا: خیانت فقط لحظه ای از شکستن یک توافق نیست؛ برای بسیاری از آدم ها، به زیر سوال رفتن تصویری منجر می شود که از رابطه و حتی خودشان داشته اند. با این حال، بعضی افراد پس از آن طوری رفتار می کنند که انگار اتفاقی نیفتاده است. ممکن است درباره اش حرف نزنند، سوال هایشان را فرو بخورند یا در جمع از رابطه تعریف کنند. این رفتار را می توان از بیرون انکار یا بی تفاوتی دید، اما درون فرد ممکن است ترس، شرم، وابستگی و تلاش برای حفظ زندگی همزمان جریان داشته باشد.

وانمود کردن به عادی بودن گاهی واکنشی برای دوام آوردن است. وقتی اتفاقی دردناک رخ می دهد، ذهن همیشه آماده مواجهه فوری با تمام پیامدهایش نیست. فرد ممکن است ابتدا تلاش کند روزمرگی را حفظ کند: از بچه ها مراقبت کند، سر کار برود، کارهای خانه را انجام دهد و بحران را موقتا کنار بگذارد. این فاصله گرفتن از درد می تواند کوتاه مدت به او فرصت بدهد، اما اگر به تنها راه مواجهه تبدیل شود، مسئله حل نشده باقی می ماند.

ترس از فروپاشی زندگی

برای برخی افراد، پذیرفتن خیانت به معنای روبه رو شدن با پرسش های بزرگی است: آیا باید رابطه را تمام کنم؟ به فرزندم چه بگویم؟ از نظر مالی چطور زندگی کنم؟ خانواده چه واکنشی نشان می دهند؟ آیا می توانم دوباره اعتماد کنم؟ وقتی پاسخ این پرسش ها نامعلوم است، انکار می تواند موقتا از هجوم تصمیم ها جلوگیری کند.

گاهی فرد به خودش می گوید اگر درباره ماجرا حرف نزنم، شاید از بین برود. این امید ممکن است با فشار اجتماعی هم تقویت شود؛ به ویژه در محیطی که حفظ ظاهر یا ماندن در زندگی مشترک به عنوان وظیفه فردی تعریف می شود. در نتیجه، شخص ممکن است درد خودش را کوچک کند تا نظم خانواده از هم نپاشد. اما حفظ ظاهر با بازسازی اعتماد یکی نیست.

شرم و مقصر دانستن خود

پس از خیانت، فرد آسیب دیده ممکن است به جای پرسیدن از انتخاب طرف مقابل، خودش را متهم کند: شاید من کافی نبودم، شاید به اندازه کافی توجه نکردم، شاید اگر بهتر رفتار می کردم این اتفاق نمی افتاد. این پرسش ها قابل فهم اند، اما مسئولیت خیانت را از انتخاب فردی که آن را انجام داده، به دوش فرد آسیب دیده منتقل می کنند.

در هر رابطه ای ممکن است مشکل، سردی یا اختلاف وجود داشته باشد. پرداختن به سهم هر دو نفر در رابطه با پذیرفتن مسئولیت یک خیانت یکی نیست. هیچ اختلافی به خودی خود فرد را مجبور به پنهان کاری یا شکستن توافق نمی کند. اگر فرد آسیب دیده برای حفظ رابطه ناچار شود خودش را سرزنش کند یا از پرسشگری دست بکشد، روند ترمیم دشوارتر می شود.

سکوت چه چیزی را حفظ می کند؟

سکوت شاید در کوتاه مدت جلوی دعوا را بگیرد، اما ممکن است به مرور احساس تنهایی و بی اعتمادی را بیشتر کند. فرد نمی داند کدام بخش از زندگی مشترک واقعی بوده و کدام بخش از او پنهان شده است. ممکن است در هر تماس تلفنی یا دیر رسیدن، دوباره مضطرب شود. اگر طرف مقابل بخواهد از ماجرا بگذرد بی آن که مسئولیت بپذیرد یا شفافیت بسازد، عادی جلوه دادن فقط ظاهر رابطه را نگه می دارد.

بازسازی رابطه، اگر هر دو نفر آن را بخواهند، معمولا به گفت وگوی روشن و رفتار پایدار نیاز دارد. فردی که خیانت کرده باید بتواند درباره انتخابش پاسخگو باشد، به اثر آن بر شریکش گوش بدهد و برای بازسازی اعتماد اقدام های مشخص انجام دهد. فرد آسیب دیده هم باید اجازه داشته باشد درباره نیازها، مرزها و تصمیم آینده اش فکر کند. بخشش فوری یا بازگشت سریع به روال قبلی، معیار سلامت رابطه نیست.

عادی نشان دادن، درد را پاک نمی کند

ممکن است فرد هنوز تصمیم نگرفته باشد که بماند یا برود. ممکن است فعلا فقط بخواهد از شدت آشفتگی کم کند. اما قرار نیست برای اثبات قدرت، وانمود کند آسیبی ندیده است. می تواند همزمان احساس عشق، خشم، اندوه، ترس و تردید داشته باشد. این تناقض ها طبیعی اند و به تنهایی جواب نهایی درباره رابطه نمی دهند.

اگر خیانت با تهدید، اجبار، کنترل یا خطر همراه شده، ایمنی و کمک گرفتن اهمیت ویژه دارد. در غیر این صورت نیز گفت وگو با متخصص می تواند کمک کند فرد خواسته ها و مرزهایش را روشن کند. هدف این نیست که دیگران به جای او حکم بدهند؛ هدف این است که تصمیمش زیر فشار انکار، شرم یا ترس گم نشود. عادی رفتار کردن شاید درد را پنهان کند، اما تنها صداقت و تغییر واقعی می تواند امکان ترمیم را بررسی کند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1256977
  • اژه‌ای از پرونده‌ای با املاک ۱۰ همتی و دریافت ۱۵۰ هزار دلار پرده برداشت / فیلم