۱۴ هزار دوقلو راز رابطه هنر و افسردگی را آشکار کردند؟ / آیا رنج، بهای خلاقیت است؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، همه شکل های خلاقیت یک داستان ندارند. مطالعه منتشر شده در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ در مجله Molecular Psychiatry، اطلاعات ۱۴۶۵۸ دوقلوی سوئدی را بررسی کرده است. پژوهشگران چند جنبه متفاوت خلاقیت، از دستاورد هنری و علمی تا خلاقیت شغلی، تفکر واگرا و گشودگی به تجربه را سنجیدند. اطلاعات سلامت روان از گزارش افراد و داده های ثبت شده به دست آمد.

دستاورد هنری بیشتر و گشودگی به تجربه با برخی مشکلات سلامت روان، از جمله نشانه های افسردگی و اضطراب، ارتباط داشتند. این الگو در خلاقیت علمی یکسان نبود و بسیاری از ارتباط ها معنادار نبودند یا جهت متفاوتی داشتند. تحلیل دوقلوها و داده های ژنتیکی نشان داد عوامل خانوادگی و ژنتیکی مشترک، بخش مهمی از روابط مشاهده شده را توضیح می دهند.

بنابراین، این تحقیق ثابت نمی کند هنر باعث بیماری روانی می شود یا فرد برای خلاق شدن باید افسرده باشد. همچنین مطالعه درباره اثر درمانی نقاشی یا موسیقی نبود. تفاوت میان دستاورد خلاق، ویژگی شخصیتی و شرکت در فعالیت هنری، برای خواندن درست نتیجه ضروری است.

درد، شرط ورود به دنیای هنر نیست

در روایت های عمومی، زندگی هنرمندان گاهی طوری تعریف می شود که انگار رنج روانی، بهای طبیعی استعداد است. ایراد این روایت، تبدیل کردن تجربه برخی افراد به نسخه ای برای همه است. اگر یک هنرمند با افسردگی زندگی کرده باشد، از زندگی او نمی توان نتیجه گرفت که بیماری شرط خلق اثر بوده یا درمان، استعدادش را از بین می برد.

این تمایز برای فردی که هم فعالیت هنری دارد و هم از نشانه های روانی رنج می برد، اهمیت عملی دارد. در یک موقعیت فرضی، نویسنده ای ممکن است بی خوابی و افت عملکرد خود را بخشی از هویت هنری بداند و مراجعه را عقب بیندازد. پرسش مفید در این وضعیت، میزان اختلال در زندگی و نیاز فرد به کمک است؛ شهرت، مهارت یا کیفیت آثار، جای ارزیابی بالینی را نمی گیرد.

برای خانواده و دوستان نیز برچسب زدن کمک کننده نیست. هنرمند بودن به معنای داشتن اختلال روانی نیست و ابتلا به یک اختلال، درباره استعداد فرد حکم صادر نمی کند. خبر تازه باید به دقت بیشتر در فهم رابطه ها منجر شود، نه ساختن فهرستی از مشاغل یا افراد ظاهرا بیمار.

فعالیت هنری با دستاورد حرفه ای فرق دارد

یک نفر ممکن است برای لذت شخصی ساز بزند، دیگری از نقاشی درآمد داشته باشد و فردی دیگر در یک برنامه درمانی از فعالیت هنری استفاده کند. این سه موقعیت، هدف و شرایط یکسانی ندارند. پژوهشی درباره میزان دستاورد هنری، به تنهایی نمی تواند اثر هر سه نوع فعالیت را تعیین کند.

سازمان جهانی بهداشت در یک مرور گسترده درباره هنر و سلامت، بیش از سه هزار مطالعه را بررسی کرده و شواهدی درباره نقش فعالیت های هنری در سلامت و بهزیستی گزارش داده است. آن مرور، مجموعه متنوعی از فعالیت ها، جمعیت ها و روش های پژوهش را در بر می گیرد. نتیجه آن را نیز نباید به وعده درمان قطعی با یک فعالیت واحد تبدیل کرد.

این شواهد با مطالعه تازه دوقلوها تناقض ضروری ندارند؛ پرسش های آنها متفاوت است. یکی درباره ارتباط شاخص های خلاقیت با سلامت روان می پرسد و دیگری کاربردهای هنر در سلامت را بررسی می کند. برای خواننده، شناخت سوال هر پژوهش از کنار هم گذاشتن تیترهای ظاهرا متضاد مفیدتر است.

خلاقیت

ژن ها درباره یک فرد حکم قطعی نمی دهند

اشاره به عوامل خانوادگی و ژنتیکی در این خبر، باید در چارچوب تحلیل آماری مطالعه باقی بماند. از نتیجه گروهی نمی توان وضعیت روانی یک نقاش، شاعر یا پژوهشگر مشخص را پیش بینی کرد. همین طور، این تحقیق مجوزی برای نسبت دادن بیماری به خانواده یک فرد یا تفسیر آثار او به عنوان نشانه تشخیصی نیست.

کاربرد روشن تر خبر، کنار گذاشتن یک دوگانه نادرست در گفت و گوهای روزمره است: فرد نباید احساس کند برای حفظ هویت هنری باید رنج خود را تحمل کند. اگر مشکلات روانی خواب، روابط یا کار او را مختل کرده اند، می تواند درباره دریافت کمک تصمیم بگیرد. راهنماهای موسسه ملی سلامت روان، درمان افسردگی را بر اساس نیاز بیمار توضیح می دهند؛ ارزش هنری آثار، معیار محروم کردن فرد از درمان نیست.

خلاقیت موضوعی چند وجهی است و پژوهش تازه همین پیچیدگی را برجسته می کند. خبر جذاب، وجود یک فرمول ساده میان نبوغ و بیماری نیست؛ تفاوت میان انواع خلاقیت و نقش عوامل مشترک است. برای هنرمندان و علاقه مندان هنر، این نتیجه فرصتی است تا استعداد را جدی بگیرند و هم زمان، رنج روانی را شایسته رسیدگی بدانند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1256512
  • پیراهنی که برای سردار سلیمانی مسئولیت آورد + فیلم