با این خودسنجی ببینید شما کدام شخصیت سریال کوری هستید / پشت چهره آرام این شخصیت ها در سریال کوری چه می گذرد؟ از شیدا تا یونس و دیگر شخصیت های سریال
رکنا: یک حادثه همه چیز را به هم می ریزد، اما آنچه بعد از حادثه اتفاق می افتد از خود فاجعه پیچیده تر است؛ آدم هایی که چیزی را پنهان می کنند، آدم هایی که دنبال حقیقت می روند و کسانی که میان عشق، خشم، ترس و انتقام گیر افتاده اند. کوری را اگر فقط یک سریال جنایی ببینیم، بخش مهمی از داستان را از دست داده ایم.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، کوری در ظاهر داستان یک پرونده جنایی و رازهایی است که بعد از یک حادثه سنگین یکی پس از دیگری آشکار می شوند، اما شخصیت های آن را می توان از زاویه ای متفاوت هم خواند. هر کدام از آنها در برابر یک فشار روانی قرار دارند و واکنش شان به این فشار، بخش مهمی از رفتارشان را توضیح می دهد. یکی می خواهد حقیقت را پیدا کند، دیگری می خواهد گذشته را پشت سر بگذارد و شخص دیگری ممکن است برای حفظ زندگی خودش بخشی از واقعیت را انکار کند. همین جاست که کوری از یک معمای جنایی به داستانی درباره روان انسان تبدیل می شود.
![]()
شیدا؛ خشم زنی که فقط خشم نیست
شیدا را نمی توان فقط با رفتارهای تند و واکنش های شدیدش توضیح داد. برای فهم او باید یک قدم عقب تر رفت و پرسید زیر این خشم چه چیزی قرار دارد.
در روانشناسی، خشم گاهی هیجان روی سطح است و احساسات دیگری زیر آن پنهان شده اند؛ ترس، سوگ، احساس بی عدالتی، تحقیر، درماندگی یا از دست دادن کنترل. وقتی فرد احساس کند اتفاقی مهم از اختیارش خارج شده، خشم می تواند برای مدتی احساس قدرت ایجاد کند. به همین دلیل خشم شیدا را می توان فقط واکنش به یک اتفاق ندانست؛ خشم می تواند برای او راهی برای دوباره به دست آوردن کنترل باشد.
اینجا یک مرز مهم شکل می گیرد؛ مرز میان عدالت و انتقام. کسی که آسیب دیده حق دارد عصبانی باشد، اما اگر تمام زندگی روانی او حول مجازات فرد مقابل شکل بگیرد، دیگر فقط با عدالت خواهی روبه رو نیستیم. در این شرایط انتقام می تواند تبدیل به بخشی از هویت فرد شود.

یونس؛ مردی میان قانون و احساس
یونس یکی از پیچیده ترین شخصیت های کوری است، چون زندگی حرفه ای و زندگی شخصی او دائما یکدیگر را تحت فشار قرار می دهند. از یک طرف با پرونده ای روبروست که باید آن را از مسیر قانون دنبال کند و از طرف دیگر خودش درگیر روابطی است که احساسات، گذشته و اعتماد را وارد ماجرا می کنند.
این تضاد از نظر روانشناختی اهمیت زیادی دارد. وقتی فردی در یک موقعیت حرفه ای باید تصمیمی منطقی بگیرد اما همزمان درگیر یک رابطه عاطفی یا خانوادگی است، امکان دارد مرز میان قضاوت حرفه ای و احساس شخصی کمرنگ شود.
مسئله اصلی یونس فقط پیدا کردن حقیقت نیست. مسئله این است که وقتی حقیقت با زندگی شخصی او برخورد می کند، آیا هنوز می تواند همان آدم قبلی بماند؟

حنا؛ گذشته ای که وارد رابطه جدید شده است
حنا را باید از زاویه اعتماد و امنیت عاطفی بررسی کرد. یک رابطه جدید لزوما به معنای پاک شدن اثر رابطه قبلی نیست. آدم ها می توانند از یک رابطه خارج شوند، ازدواج کنند و زندگی تازه ای بسازند، اما ترس ها، خاطرات، بی اعتمادی ها و زخم های رابطه قبلی ممکن است همچنان در ذهن آنها باقی مانده باشد.
به همین دلیل حضور گذشته در زندگی حنا فقط یک عنصر داستانی نیست. گذشته می تواند روی برداشت او از رفتار دیگران اثر بگذارد و باعث شود اتفاق های امروز با تجربه های دیروز معنا شوند.
در چنین شرایطی یک سوال مهم مطرح می شود: آیا فرد واقعا به آدم جدید اعتماد کرده یا فقط می خواهد ثابت کند این بار رابطه متفاوت خواهد بود؟

شمس؛ وقتی کنترل تبدیل به نیاز روانی می شود
شمس را می توان از زاویه قدرت و کنترل بررسی کرد. کنترل طلبی همیشه به معنای قدرت طلبی ساده نیست. گاهی انسان به این دلیل می خواهد دیگران و شرایط را کنترل کند که تحمل ابهام برایش دشوار است. آدمی که از بی ثباتی می ترسد، ممکن است با کنترل کردن محیط تلاش کند احساس امنیت ایجاد کند.
در مورد شمس، بنابراین باید بیشتر از آنکه بپرسیم او چقدر قدرت دارد، بپرسیم چرا کنترل برایش اهمیت دارد. آیا کنترل برای او ابزار قدرت است یا راهی برای فرار از ترس؟ این تفاوت می تواند معنای رفتارهای او را تغییر دهد.
بهزاد؛ پشت رفتار چه نیازی پنهان است؟
بهزاد از آن شخصیت هایی است که نمی توان صرفا با برچسب های روانشناختی ساده درباره او قضاوت کرد. در تحلیل شخصیت باید میان رفتار و انگیزه تفاوت گذاشت. یک رفتار مشخص می تواند از نیازهای متفاوتی ناشی شود. فردی ممکن است برای منفعت شخصی دروغ بگوید، دیگری از ترس، شخص دیگری برای حفظ جایگاهش و فردی دیگر برای فرار از طرد شدن.
بنابراین درباره بهزاد مهمتر از اینکه بگوییم او چه شخصیتی دارد، این است که ببینیم چه چیزی رفتارهای او را هدایت می کند. ترس؟ نیاز به تایید؟ حفظ موقعیت؟ منافع شخصی؟ یا تلاش برای فرار از پیامدهای گذشته؟
امیر؛ گذشته ای که هنوز تمام نشده است
حضور امیر، همسر سابق حنا، یکی از مهمترین لایه های روانشناختی داستان را وارد ماجرا می کند. پایان یک رابطه لزوما به معنای پایان تاثیر روانی آن نیست. گاهی رابطه تمام شده اما خشم، حسادت، احساس شکست، وابستگی یا نیاز به اثبات خود همچنان باقی مانده است.
در چنین شرایطی فرد سابق فقط یک آدم از گذشته نیست؛ تبدیل به بخشی از داستان روانی رابطه جدید می شود. این وضعیت می تواند احساس مقایسه، ناامنی، مالکیت یا ترس از دست دادن را فعال کند و روابط را وارد چرخه ای کند که ریشه آن در زمان حال نیست.
کوری واقعی کجاست؟
جذاب ترین بخش تحلیل روانشناختی کوری همین جا است. ما نباید فقط دنبال شخصیت بد داستان بگردیم. هر شخصیت ممکن است در جایی از داستان چیزی را ببیند اما حاضر نباشد معنای واقعی آن را بپذیرد.
یکی از ترس حقیقت فرار می کند. یکی برای حفظ رابطه آن را توجیه می کند. یکی به خاطر احساس گناه سکوت می کند. یکی خشم را جایگزین سوگ می کند. یکی برای کنترل شرایط تلاش می کند و یکی ممکن است آنقدر درگیر گذشته باشد که نتواند زندگی امروز را ببیند.
در این نگاه، کوری فقط نام یک سریال نیست؛ استعاره ای است از لحظه ای که انسان حقیقت را می بیند اما پذیرش آن برایش آنقدر دردناک است که ترجیح می دهد روایت دیگری برای خودش بسازد.
خودسنجی روانشناختی
اگر رفتار شخصیت های کوری برایتان آشناست، بد نیست چند سوال را درباره خودتان هم امتحان کنید.
آیا وقتی حقیقتی برایتان دردناک است، آن را کوچک می کنید؟
آیا برای رفتار آدمی که دوستش دارید بیش از حد توجیه می سازید؟
آیا بعد از آسیب بیشتر به دنبال ترمیم می روید یا مجازات؟
آیا رابطه گذشته هنوز روی اعتماد شما به آدم های امروز اثر می گذارد؟
و آیا تا به حال چیزی را در زندگی تان دیده اید که ترجیح داده باشید نبینید؟
تلنگر روانشناختی
کوری را می توان داستان چند فرد دانست که هر کدام با شکل متفاوتی از آسیب، ترس، خشم، راز و فقدان کنترل روبرو هستند. شیدا بیشتر از همه ما را با مسئله خشم و مرز باریک میان عدالت و انتقام روبرو می کند. یونس درگیر تضاد میان نقش حرفه ای و احساسات شخصی است. حنا مسئله اعتماد و تاثیر گذشته بر رابطه جدید را به میان می آورد و شخصیت هایی مانند شمس، بهزاد و امیر هر کدام بخش دیگری از روان انسان در شرایط بحران را نشان می دهند.
اما مهمترین سوال همچنان باقی می ماند: اگر حقیقتی را ببینیم که زندگی مان را خراب می کند، انتخاب می کنیم آن را بپذیریم یا ذهنمان را طوری تغییر می دهیم که بتوانیم با ندیدن آن ادامه بدهیم؟
کوری واقعی دقیقا از همین لحظه شروع شود.
-
فیلم / رونمایی از عجیبترین ولخرجی تاریخ ایران؛ خرید ناخن طلا به ارزش 250 میلیون برای منصرف کردن همسر از کاشت ناخن!
ارسال نظر