خشونت چگونه در ذهن شما شکل می گیرد؟ / این خشونت ها نباید به نام عشق پذیرفته شوند
رکنا:گاهی اولین نشانه یک رابطه خشونت آمیز، فریاد، تهدید یا رفتار فیزیکی نیست؛ بلکه جمله هایی است که در ظاهر شبیه عشق، نگرانی یا دلبستگی بیان می شوند. من فقط نگران تو هستم، نمی خواهم با آن فرد صحبت کنی، اگر واقعا دوستم داشتی این کار را نمی کردی. جمله هایی که ممکن است در ابتدا نشانه علاقه به نظر برسند، اما گاهی آغاز الگویی هستند که در آن کنترل جای اعتماد را می گیرد و ترس جای امنیت را.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، مرور تازه منتشر شده در مجله Nature Reviews Psychology درباره عوامل روانشناختی ارتکاب خشونت شریک عاطفی علیه زنان نشان می دهد که خشونت معمولا یک اتفاق ناگهانی و بدون زمینه نیست. این رفتار می تواند حاصل تعامل مجموعه ای از عوامل ذهنی، رفتاری و اجتماعی باشد؛ از نگرش هایی که خشونت را توجیه می کنند تا باورهایی که رابطه را به میدان قدرت تبدیل می کنند. پژوهشگران در بررسی عوامل خطر به موضوعاتی مانند باورهای مالکیت نسبت به شریک عاطفی، نیاز افراطی به کنترل، مشکلات تنظیم احساسات، نگرش های تبعیض آمیز و تجربه های یادگرفته شده از محیط رشد اشاره کرده اند.
وقتی عشق با کنترل اشتباه گرفته می شود
خشونت همیشه با رفتار آشکار و شدید آغاز نمی شود. گاهی از تغییر آرام نگاه فرد به رابطه شروع می شود. زمانی که شریک عاطفی به جای یک انسان مستقل با نیازها و انتخاب های شخصی، به فردی تبدیل می شود که باید مطابق خواسته دیگری رفتار کند، زمینه برای رفتارهای آسیب زا فراهم می شود. در بسیاری از روابط ناسالم، کنترل ابتدا با ظاهر مراقبت وارد می شود. پرسیدن مداوم درباره محل حضور، بررسی تلفن همراه، محدود کردن ارتباط با دوستان یا خانواده و حساسیت افراطی نسبت به رفتارهای معمولی ممکن است با عنوان هایی مانند عشق، غیرت یا نگرانی بیان شود، اما در واقع می تواند نشانه کاهش تدریجی آزادی روانی فرد باشد.
باورهایی که خشونت را برای فرد توجیه پذیر می کنند
از نگاه روانشناسی شناختی، یکی از مسیرهای مهم شکل گیری خشونت، افکاری است که فرد درباره رابطه، قدرت و حق مالکیت در ذهن خود ساخته است. فردی که باور دارد شریک من باید همیشه مطابق خواسته من عمل کند یا مخالفت او یعنی بی احترامی، ممکن است رفتارهای کنترل گرانه خود را منطقی بداند. این افکار به تدریج می توانند مرز میان محبت، مراقبت و سلطه را از بین ببرند.
کنترل اجباری؛ خشونتی که همیشه دیده نمی شود
اوان استارک (Evan Stark)، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه خشونت خانگی، با مطرح کردن مفهوم «کنترل اجباری» (Coercive Control) توضیح می دهد که خشونت فقط به آسیب فیزیکی محدود نمی شود.در این الگو، مجموعه ای از رفتارهای تکرارشونده مانند ایجاد ترس، محدود کردن ارتباطات، نظارت افراطی، تحقیر و کاهش استقلال فرد، به تدریج فضای رابطه را تغییر می دهد و فرد مقابل را در شرایطی قرار می دهد که احساس کند آزادی انتخاب خود را از دست داده است.

ذهنی که همیشه در حالت آماده باش قرار می گیرد
تجربه طولانی مدت کنترل و تهدید می تواند فرد آسیب دیده را وارد وضعیت آماده باش روانی کند. فرد ممکن است دائما واکنش طرف مقابل را پیش بینی کند، مراقب حرف های خود باشد و برای جلوگیری از تعارض، نیازهای خودش را نادیده بگیرد.این شرایط به مرور می تواند احساس امنیت، اعتماد به نفس و حس اختیار فرد را کاهش دهد.
تلنگر روانشناختی دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
در بسیاری از روابط آسیب زا، خشونت از جایی آغاز می شود که یکی از طرفین احساس می کند حق دارد احساسات، ارتباطات و انتخاب های طرف مقابل را مدیریت کند. رابطه سالم بر پایه امنیت، احترام و پذیرش تفاوت ها شکل می گیرد، نه بر پایه ترس و کنترل.
تفاوت میان یک تعارض طبیعی و یک رابطه خشونت آمیز در این است که در تعارض سالم، دو نفر تلاش می کنند یکدیگر را بفهمند و مسئله را حل کنند؛ اما در رابطه آسیب زا، یک نفر تلاش می کند با فشار، تهدید یا ایجاد احساس گناه، دیگری را تغییر دهد.
نشانه هایی که نباید به نام عشق پذیرفته شوند
کنترل تلفن همراه، محدود کردن ارتباط با دیگران، تحقیر، تهدید به ترک رابطه، مقصر کردن مداوم، بی ارزش کردن احساسات و استفاده از محبت به عنوان ابزار فشار، از جمله نشانه هایی هستند که می توانند زنگ خطر یک رابطه ناسالم باشند.
خشونت از لحظه ای شروع نمی شود که دستی بالا می رود؛ گاهی مدت ها قبل، در ذهنی شکل می گیرد که رابطه را نه بر پایه همراهی، بلکه بر پایه قدرت و کنترل تعریف کرده است. شناخت این الگوهای ذهنی و رفتاری، یکی از مهمترین گام ها برای پیشگیری از خشونت و ساختن رابطه ای امن تر است.
-
شکار پهپادهای جاسوسی در آسمان ایران/ راز غافلگیری آمریکا در الازرق/ پیوند سپر و شمشیر در عملیات پنهان
ارسال نظر