خانه تان چه رنگی حرف می زند؟ / روانشناسی رنگ ها بدون نسخه های زرد اینترنتی

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، این یکی از همان سوال هایی است که روانشناسی رنگ را جذاب و در عین حال خطرناک می کند. جذاب است چون همه ما هر روز با رنگ ها زندگی می کنیم؛ دیوار خانه، پرده، مبل، فرش، گل، نور و حتی رنگ لباس ها. خطرناک است چون فضای مجازی گاهی برای هر رنگ یک شخصیت قطعی می سازد: آبی برای آرامش، سبز برای درمان، زرد برای شادی، قرمز برای عشق و بنفش برای معنویت. اما علم چنین نسخه ساده ای برای مغز انسان ندارد. رنگ می تواند بر تجربه روانی ما اثر بگذارد، اما این اثر به ندرت مستقل از زمینه اتفاق می افتد. پژوهش های روانشناسی رنگ نشان داده اند که رنگ می تواند با هیجان، برانگیختگی، توجه و ارزیابی ما از محیط ارتباط داشته باشد، اما نتیجه به عواملی مانند شدت رنگ، میزان استفاده، نور محیط، ترکیب رنگ ها، کارکرد فضا، تجربه قبلی فرد و زمینه فرهنگی وابسته است. بنابراین نمی توان گفت یک رنگ ذاتا آرامش بخش یا ذاتا اضطراب آور است.

برای فهم بهتر این موضوع کافی است به رنگ قرمز فکر کنیم. قرمز می تواند توجه را جلب کند و در برخی زمینه ها با برانگیختگی و هیجان ارتباط پیدا کند. اما قرمز یک گل رز، قرمز یک تابلو هشدار و قرمز یک دیوار بزرگ در اتاق نشیمن، سه تجربه متفاوت هستند. مغز فقط رنگ را دریافت نمی کند؛ شیء، موقعیت و معنای آن را نیز تفسیر می کند.

چه رنگی خوب است؟

در خانه این مسئله حتی مهمتر می شود، زیرا ما معمولا چند دقیقه با یک رنگ مواجه نیستیم. ممکن است ساعت ها و سال ها در محیطی با یک ترکیب رنگی زندگی کنیم. بنابراین تجربه رنگ در خانه فقط به واکنش اولیه مربوط نیست؛ به این هم مربوط است که آیا آن رنگ در طول زمان برای ما خوشایند، خسته کننده، آرام، تحریک کننده یا حتی یادآور تجربه ای خاص می شود.

یکی از عوامل مهم، روشنایی است. یک رنگ واحد در نور طبیعی صبح می تواند با همان رنگ در نور مصنوعی شب متفاوت به نظر برسد. اندازه اتاق نیز اهمیت دارد. رنگی که روی یک دیوار کوچک زیباست، اگر روی تمام دیوارهای یک فضای بزرگ استفاده شود، ممکن است تجربه کاملا متفاوتی ایجاد کند. به همین دلیل توصیه های قطعی مانند : این رنگ برای اتاق خواب خوب است؛  بدون در نظر گرفتن شرایط فضا، از نظر علمی بیش از حد ساده شده اند.

عامل دیگر، ترجیح شخصی است. اگر فردی از رنگ آبی خوشش نمی آید، اینکه به او گفته شود آبی آرامش بخش است، احتمالا تجربه او را ناگهان تغییر نمی دهد. برعکس، رنگی که فرد از کودکی با خانه، امنیت یا خاطرات خوش پیوند داده است، ممکن است در خانه شخصی او احساس بسیار مثبتی ایجاد کند. اینجا رنگ فقط یک محرک دیداری نیست؛ بخشی از حافظه و تجربه زندگی فرد است.

به همین دلیل است که دو نفر می توانند در یک اتاق کاملا یکسان، احساس کاملا متفاوتی داشته باشند. یکی ممکن است فضای زرد را گرم و سرزنده تجربه کند و دیگری آن را بیش از حد تحریک کننده بداند. یکی ممکن است دیوار سبز را طبیعی و آرام ببیند و دیگری آن را یادآور یک محیط ناخوشایند بداند. هیچ کدام لزوما اشتباه نمی کنند. تجربه رنگ، نتیجه تعامل میان ویژگی های محیط و ویژگی های فرد است.

خانه تان چه رنگی حرف می زند؟1

معنای رنگ ها در طول زندگی در کنار نمادها

فرهنگ نیز در این میان نقش مهمی دارد. رنگ ها در طول زندگی در کنار نمادها، مراسم، تبلیغات، لباس ها، معماری و تجربه های اجتماعی معنا پیدا می کنند. بنابراین نمی توان یافته ای را که در یک جامعه درباره معنای یک رنگ به دست آمده، بدون بررسی به تمام انسان ها تعمیم داد. حتی در یک فرهنگ واحد نیز معنای رنگ ممکن است بر اساس موقعیت تغییر کند اما اگر نسخه های قطعی را کنار بگذاریم، آیا اصلا می توان از روانشناسی رنگ برای طراحی خانه استفاده کرد؟ بله، اما بهتر است از آن برای ایجاد تجربه مطلوب استفاده کنیم، نه برای درمان اختلالات روانی. مثلا اگر هدف شما ساختن یک اتاق آرام است، فقط به این فکر نکنید که کدام رنگ «ضد اضطراب» است. به نور، میزان شلوغی بصری، اندازه فضا، میزان حریم، دمای محیط، رنگ های همراه و مهم تر از همه، واکنش شخصی خودتان نیز توجه کنید.

گاهی مشکل یک اتاق، رنگ آن نیست؛ ترکیب بیش از حد رنگ هاست. گاهی رنگ به خودی خود زیباست اما در کنار نور نامناسب، مبلمان شلوغ یا الگوهای متعدد، محیط را خسته کننده می کند. گاهی نیز یک رنگ خنثی و ساده می تواند به فرد احساس کنترل و آرامش بدهد، نه به دلیل اینکه خاصیت درمانی دارد، بلکه چون محیط را برای او قابل پیش بینی و هماهنگ می کند.

در واقع، خانه آرامش بخش بیشتر از اینکه یک پالت رنگی جادویی داشته باشد، یک تجربه هماهنگ دارد. رنگ، نور، نظم، حریم، وسایل شخصی و خاطرات در کنار هم محیط را می سازند. اگر یکی از این عناصر با نیاز فرد ناسازگار باشد، تغییر رنگ به تنهایی لزوما مشکل را حل نمی کند.

تلنگر روانشناختی

دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی و استاد دانشگاه- معتقد است:  وقتی درباره رنگ خانه صحبت می کنیم، من یک سوال را مهمتر از اینکه چه رنگی خوب است؟ می دانم: این رنگ برای چه کسی، در چه فضایی و با چه معنایی قرار است خوب باشد؟؛ این سوال ما را از روانشناسی نسخه ای دور می کند.انسان فقط رنگ نمی بینند؛ آنها رنگ را تجربه می کنند. یک رنگ می تواند با امنیت، عشق، کودکی، یک فرد مهم یا حتی یک خاطره تلخ پیوند خورده باشد. بنابراین اگر بخواهیم خانه را به محیطی آرام تر تبدیل کنیم، بهتر است به جای اینکه از روی فهرست های اینترنتی رنگ انتخاب کنیم، تجربه خودمان را نیز جدی بگیریم.

این به معنای کنار گذاشتن علم نیست؛ دقیقا برعکس، یعنی استفاده دقیق تر از علم. علم به ما می گوید رنگ می تواند بر ادراک و تجربه روانی اثر بگذارد، اما به ما اجازه نمی دهد برای همه انسان ها یک نسخه یکسان بنویسیم.

2خانه تان چه رنگی حرف می زند؟2

بهترین رنگ خانه شما چه رنگی است؟

وی می گوید: شاید بهترین رنگ خانه شما همان رنگی نباشد که بیشترین لایک را در شبکه های اجتماعی گرفته است. شاید رنگی باشد که وقتی وارد خانه می شوید، احساس کنید فضا با شما سازگار است.  برای فهمیدن این موضوع می توانید یک آزمایش کوچک انجام دهید. به سه بخش مختلف خانه نگاه کنید و ببینید کدام ترکیب رنگی بیشتر به شما احساس راحتی می دهد. سپس به جای اینکه فقط بپرسید زیباست؟، از خودتان بپرسید: وقتی مدتی در این فضا می مانم، بدن و ذهنم چه واکنشی نشان می دهند؟ آیا راحت تر می نشینید؟ آیا فضا برایتان بیش از حد تحریک کننده است؟ آیا دوست دارید بیشتر در آن بمانید؟ آیا رنگ شما را یاد خاطره خاصی می اندازد؟ این سوال ها از نظر روانشناختی ارزش بیشتری از یک جدول آماده رنگ ها دارند، زیرا تجربه واقعی شما را وارد معادله می کنند.

تلنگر آخر این است که رنگ ها می توانند روی تجربه ما از خانه اثر بگذارند، اما هیچ رنگی به تنهایی آرامش، شادی یا سلامت روان را تضمین نمی کند. روانشناسی رنگ زمانی علمی است که درباره احتمال ها، زمینه و تفاوت های فردی صحبت کند؛ نه زمانی که برای هر رنگ یک معنای قطعی و یک خاصیت درمانی می سازد.

خانه قرار نیست بر اساس نسخه اینترنتی رنگ آمیزی شود. قرار است محیطی باشد که انسان در آن احساس امنیت، تعلق و راحتی کند. گاهی رنگ می تواند به ساختن این تجربه کمک کند؛ اما آرامش خانه از یک رنگ شروع نمی شود و به یک رنگ هم ختم نمی شود.

منابع

Elliot, A. J., & Maier, M. A. (2014). Color psychology: Effects of perceiving color on psychological functioning in humans. Annual Review of Psychology, 65, 95–120

Elliot, A. J., & Maier, M. A. (2012). Color-in-context theory. Advances in Experimental Social Psychology, 45, 61–125

Valdez, P., & Mehrabian, A. (1994). Effects of color on emotions. Journal of Experimental Psychology: General, 123(4), 394–409

Ou, L. C., Luo, M. R., Woodcock, A., & Wright, A. (2004). A study of colour emotion and colour preference. Part I: Colour emotions for single colours. Color Research & Application, 29(3), 232–240

Gifford, R. (2014). Environmental psychology matters. Annual Review of Psychology, 65, 541–579

Hartig, T., Mitchell, R., de Vries, S., & Frumkin, H. (2014). Nature and health. Annual Review of Public Health, 35, 207–228

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248300
  • نگاهی به دکوراسیون رستوران لاکچری کامبیز دیرباز در جُردن تهران /از نمای رومی و دیوارهای آینه‌کاری تا افتتاحیه‌ای با حضور رضا رویگری!