وقتی جنگ تمام می شود، اما ذهن هنوز می جنگد

صدای انفجار ممکن است خاموش شود، سربازها به خانه برگردند، خانواده دوباره کنار هم بنشیند و شهر آرام شود؛ اما برای بعضی ها جنگ هنوز تمام نشده است. گاهی میدان نبرد از بیرون زندگی حذف می شود، اما درون ذهن ادامه پیدا می کند.

فردی که یک تجربه جنگی، حمله، از دست دادن عزیزان یا تهدید شدید را پشت سر گذاشته است، ممکن است سال ها بعد همچنان با احساس خطر زندگی کند؛ با صداهایی که دیگر وجود ندارند، با تصاویری که بارها در ذهن تکرار می شوند و با بدنی که هنوز آماده فرار یا دفاع است.

پژوهش های جدید در حوزه تروما نشان می دهند آسیب های ناشی از جنگ فقط به لحظه حادثه محدود نمی شوند. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب، اختلال خواب و حتی آسیب های بین نسلی از پیامدهایی هستند که می توانند سال ها پس از پایان درگیری ادامه پیدا کنند.

مغز چرا خطر گذشته را هنوز واقعی احساس می کند؟

در شرایط عادی، مغز انسان باید بتواند بین گذشته و حال تفاوت بگذارد. اگر صدای بلندی شنیده شود، مغز بررسی می کند که آیا واقعاً خطری وجود دارد یا نه اما در تجربه های شدید تروماتیک، این سیستم ممکن است دچار اختلال شود. مغز فرد آسیب دیده گاهی پیام می دهد که خطر هنوز ادامه دارد، حتی وقتی محیط امن شده است.

در PTSD، شبکه های مرتبط با ترس و هشدار بیش فعال می شوند و فرد ممکن است نشانه های امنیت را به سختی پردازش کند. به همین دلیل بعضی بازماندگان جنگ احساس می کنند بدنشان هنوز در همان زمان و همان مکان گیر کرده است.

پایان جنگ و سلامت روان

چرا بعضی انسان ها بعد از جنگ تغییر می کنند؟

جنگ فقط یک تهدید جسمی نیست؛ یک بحران عمیق روانی است. انسان ممکن است در جنگ با مرگ، بی عدالتی، از دست دادن عزیزان، ناتوانی و احساس گناه روبرو شود.

یکی از مفاهیم مهم در سال های اخیر، آسیب اخلاقی یا Moral Injury است. این مفهوم به تجربه هایی اشاره دارد که فرد احساس می کند برخلاف ارزش های اخلاقی خود عمل کرده، شاهد اتفاقات غیرانسانی بوده یا نتوانسته از دیگران محافظت کند. این نوع زخم همیشه با ترس همراه نیست؛ گاهی با شرم، احساس گناه و از دست دادن معنا همراه است.

چرا بعضی ها قوی تر برمی گردند و بعضی ها فرو می ریزند؟

سال ها تصور می شد شدت حادثه تنها عامل تعیین کننده است، اما تحقیقات نشان داده اند که عوامل زیادی در مسیر پس از تروما نقش دارند: حمایت اجتماعی، احساس تعلق، داشتن روابط امن، امکان بازگویی تجربه و دسترسی به درمان می توانند از شدت پیامدهای روانی بکاهند. در مقابل، انزوا، بی خوابی، مشکلات اقتصادی، از دست دادن نقش اجتماعی و ادامه احساس ناامنی می توانند علائم تروما را تقویت کنند.

جنگ چگونه به خانواده منتقل می شود؟

گاهی کسی که جنگ را تجربه کرده، تنها قربانی آن نیست. خانواده او نیز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند.

فردی که با خشم، بی اعتمادی، بی حسی هیجانی یا کابوس های مکرر زندگی می کند، ناخواسته می تواند فضای روانی خانواده را تغییر دهد. پژوهش ها نشان داده اند PTSD در افراد جنگ دیده می تواند بر روابط خانوادگی و سلامت روان نزدیکان نیز اثر بگذارد.

آیا مغز بعد از جنگ دوباره احساس امنیت می کند؟

اما معمولاً به زمان و بازسازی نیاز دارد. درمان های مبتنی بر تروما مانند درمان شناختی پردازشگر (Cognitive Processing Therapy) و مواجهه طولانی مدت (Prolonged Exposure) از روش هایی هستند که برای PTSD شواهد علمی قابل توجهی دارند. هدف درمان این نیست که فرد گذشته را فراموش کند؛ هدف این است مغز دوباره یاد بگیرد گذشته، پایان یافته است و اکنون امنیت وجود دارد.

تلنگر روانشناختی این است که بزرگ ترین درد بسیاری از بازماندگان جنگ، فقط چیزی نیست که دیده اند؛ چیزی است که مغزشان هنوز باور

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1247717
  • فیلمی از دکوراسیون شیک و جذاب خانه پروین قائم مقای بازیگر سریال مرد سه هزار چهره و مادر بهاره رهنما / مادر و دختر کپ همدیگر