سرنوشت تلخ مریم : بعد از ۲۸ سال فهمیدم زن دیگری در قلب شوهرم است؛ روایت زن گریان از دادگاه خانواده + قانون تعدد زوج ها چه می گوید ؟!
حوادث رکنا؛ مریم که ۲۸ سال از زندگی مشترکش میگذشت، با یک تماس تلفنی ناشناس متوجه شد همسرش مدتی است به زن دیگری علاقهمند شده و برای ازدواج دوباره برنامهریزی کرده است. او که از بیتوجهی، قطع نفقه و درخواست انتقال سهدانگ خانه شوکه شده بود، برای پیگیری حقوق قانونی خود راهی دادگاه خانواده شد.
عکس ساخته هوش مصنوعی است
مریم به زندگی مشترک ۲۸ساله اش نگاه کرد. درهفت آسمان هم داود برایش یک ستاره نگذاشته بود. تنها چیزی که در این زندگی داشت، چند بچه بود که با مشکلاتشان شانه های خمیده او را بیشتر آزرده می کردند.
زن چقدر خسته بود. در این سالها با نداری داود ساخته بود. پا به پای او کار کرده بود، رنج برده بود و زندگی را ساخته بود. کم کم زندگی شان رونق گرفته بود. چه صرفه جویی هایی که نکرده بود و دست آخر با همین زحمتها توانسته بودند، سقفی بالای سرشان داشته باشند، سقفی که نیمی از آن را ارث مریم درست کرده بود.
درست یک سال بودکه داود به او و به بچه ها کاملاً بی توجه شده بود. انگار دیگر دوستشان نداشت. انگار مریم مزاحم راه اش شده بود. مریم ای که روزی ستاره اقبال و خوشبختی اش بود، حالا شده بود مزاحم اش.
زن آهی کشید. به یاد آخرین حرف داود افتاد. از دیشب که رفته بود، انگار این حرف روی دل مریم خیلی سنگینی می کرد.
ـ ببین زن! باید نصف خونه رو به اسم من کنی و گرنه دیگه نه من و نه تو.
مریم نگاهش کرده بود.
ـ داود مگه من رو به خاطر خونه می خوایی.
داود او را به خاطر خانه می خواست. حاضر بود او و زندگی ۲۸ساله اش را با تمام خاطرات با سه دانگ از یک خانه عوض کند.
درست یک سال بود که به او و بچه ها خرجی نداده بود. تنها پول آب و برق را می داد و به هیچ چیز دیگر زندگی کاری نداشت. در تمام این مدت مریم با حقوق و پس اندازی که داشت، زندگی اش را گذرانده بود. احساس می کرد، واقعیت تلخی پشت این رفتار داود باید پنهان باشد ولی هر چه فکر می کرد عقلش به جایی قد نمی داد.
صدای زنگ تلفن که بلند شد، مریم از عالم خودش بیرون آمد. به طرف تلفن رفت و گوشی را برداشت.
ـ بفرمائید.
ـ شما خانم آقا داود هستی؟
ـ بله! شما؟
ـ من نگران زندگی شما هستم. همین قدر بدونید که در زندگیتون پای زن دیگری وارد شده... مریم تا آمد دهان باز کند، گوشی قطع شد.
دلهره و اضطراب در تمام وجودش رخنه کرد. شاید کسی می خواست آزارش بدهد، شاید کسی می خواست با دشمنی نیمه کوچک مانده از زندگی اش را به هم بریزد.
این شخص چه کسی بود؟ چرا به او این خبر دردناک را داده بود؟ چراباید داود این کار را کرده باشد، من که هیچ وقت در زندگی کم و کسری برای داود نگذاشتم، من که به او بی مهری و کم محبتی نکردم، چرا باید به زن دیگری تمایل پیدا کرده باشد؟!
مریم به یاد عید افتاد. داود با اصرار او را به شهرستان پیش خانواده اش فرستاده بود. در حالی که داود همیشه از اینکه مریم به شهرستان پیش خانواده اش برود، ممانعت می کرد.
هر چه بیشتر فکر می کرد، بیشتر به این نتیجه می رسید که زندگی اش دستخوش تلاطم شده است، حالا علت بی تفاوتی های داود را بهتر می فهمید.
اشک از چشمان مریم جاری شد. بعداز ۲۸سال چه بدبختی بزرگی نصیب اش شده بود. با بچه های بزرگ اش که در جامعه در موقعیت حساس قرار داشتند چه باید می کرد. جلوی دامادش چه رفتاری باید می کرد، نکند این مشکل در زندگی دخترش هم تأثیر می گذاشت.
دو پسرش دانشجو بودند. نکند اگر می فهمیدند پدر را تحت فشار قرار می دادند یا از روی عصبانیت دست به کار خطرناکی می زدند.
مریم آهی کشید هر چه بود باید مبارزه می کرد. او در تمام ۲۸سال زندگی مشترک اش مبارزه با سختی ها را به خوبی آموخته بود، اما چگونه؟ چطور می توانست حق و حقوق بربادرفته اش را از داود بگیرد.
داود برای خانه خرید می کرد، پول آب و برق را می داد، اماهیچ مخارج دیگری را متحمل نمی شد داود خرج مسکن به او نمی داد به او بی توجه بود و بدون اجازه اش دل به زن دیگری داده و با او پیوند بسته بود.
زن باید جواب تمام سؤالاتش را می گرفت. به طرف دادگاه خانواده راه افتاد.
پاسخ
قانون مدنی ایران باتوجه به فقه اسلامی و عرف مردم تعدد زوجات را منع نکرده است. قرآن کریم در سوره نساء می فرماید: «…فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع…» «… پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآورید که نیکو و مناسب با عدالت است دو یا سه یا چهار (نه بیشتر)…» زیرا دلایلی مانند نازایی زن، عدم قدرت او به ایفای وظایف زناشویی، ابتلای زن به جنون یا امراض صعب العلاج، عدم تمکین زن از شوهر و دلایلی دیگر می تواند تعدد زوجات را در موارد استثنایی توجیه کند و لیکن نمی توان به مرد متأهل اجازه داد که آزادانه و بدون هیچگونه قید و شرط اقدام به ازدواج مجدد کند. قرآن کریم می فرماید: «… فان خفتم انا تعدلوا فواحدة…» «… و اگر بترسید راه عدالت نه پیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کنید…» باید یادآور شد که اسلام تعدد زوجات را برای موارد استثنایی تجویز کرده و اصل در اسلام نظام تک همسری است. رعایت عدالت کاری است بس دشوار که از هرکس ساخته نیست. در حقوق ایران طبق ماده ۱۶ و ۱۷ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۵۳ که جایگزین ماده ۱۴ قانون حمایت از خانواده سال ۱۳۴۶ است. ماده ۱۶ می گوید: «مرد نمی تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:
۱ . رضایت همسر اول
۲ . عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
۳ . عدم تمکین زن از شوهر
۴ . ابتلای زن به جنون یا امراض صعب العلاج موضوع بندهای ۵ و ۶ ماده ۸
۵ . محکومیت زن وفق بند ۸ ماده ۸
۶ . ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر برابر بند ۹ ماده ۸
۷ . ترک زندگی خانوادگی از طرف زن
۸ . عقیم بودن زن
۹ . غایب مفقو الاثر شدن زن برابر بند ۱۴ ماده ۸
ماده ۱۷ قانون مذکور مقرر می دارد: «متقاضی باید تقاضانامه ای در دو نسخه به دادگاه تسلیم و علل و دلایل تقاضای خود را در آن قید کند. یک نسخه از تقاضانامه ضمن تعیین وقت رسیدگی، به همسر او ابلاغ خواهد شد. دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان، تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت در مورد بند یک ماده ،۱۶ اجازه اختیار همسر جدید خواهد داد.
دفاتر رسمی ثبت ازدواج حق ثبت رسمی ازدواج دوم دائم هیچکس را بدون اجازه دادگاه ندارند و عدم ثبت ازدواج دائم نیز طبق ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی جرم شناخته شده است. چنانچه ازدواج مجدد دائم قبل از مراجعه به دادگاه و کسب اجازه صورت گیرد همسر دوم می تواند به طرفیت شوهرش دادخواست صدور گواهی زوجیت و الزام به تنظیم سند رسمی ازدواج تسلیم کند و همسر اول نیز می تواند اقدام به طرح شکایت در این خصوص کند. در نمونه احکام صادره از دادگاهها چنین آمده است طبق قاعده معروف «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» در صورتی که ازدواج مجدد موجب اضرار به همسر اول و فرزندان باشد و نیز اضرار به هرکس که ازدواج دوم با وی صورت گیرد موضوع را ازمصادیق ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده نمی گیرد.
چنانچه ازدواج مجدد صورت گیرد به هرحال در تمام موارد مذکور در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده حق طلاق برای همسر اول باقی است و همسر اول می تواند به طرفیت شوهرش دادخواستی به خواسته طلاق تسلیم کند. چنانچه زوج بخواهد همسر دومی را اختیار کند، باید دادخواستی به طرفیت همسر اول به خواسته اجازه ازدواج مجدد تنظیم و تقدیم کند چنانچه دلیل اجازه ازدواج مجدد از موارد مقید در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده نباشد، دعوی مردود اعلام میشود. در نمونه احکام صادره از دادگاهها چنین آمده است طبق قاعده معروف «لاضرر و لا ضرارفی الاسلام» در صورتی که ازدواج مجدد موجب اضرار به همسر اول و فرزندان باشد و نیز اضرار به هرکس که ازدواج دوم با وی صورت گیرد و با عنایت به اینکه دلیل ارائه شده از موارد مقید در ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده نیست رأی به رد دعوی مطروحه صادر و اعلام میشود.
در خصوص مخالفت مادر همسر باید گفت: طبق قانون، ازدواج دختر حتی پس از بلوغ (در صورت باکره بودن دختر) فقط با اجازه پدر میسر است و موافقت و مخالفت مادر نقشی ندارد و اگر پدر نباشد، اجازه پدربزرگ که او هم ولی قهری محسوب می شود، باید کسب شود.
با این حال، چنانچه ولی قهری (جد پدری و یا پدر) بدون علت موجه از دادن اجازه ازدواج خودداری کند، دختر می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده، مردی را که قصد ازدواج با او را دارد، به دادگاه معرفی کند. قاضی پرونده پس از رسیدگی به دادخواست دختر و در صورت هم کفو (شبیه بودن) بودن و با رعایت موارد قانونی و لازم مانند تعیین شرایط مربوط نظیر مهریه و امثالهم، اجازه ازدواج را صادر خواهد کرد و زوج جوان می توانند با مراجعه به یکی از دفاتر ازدواج، عقد خود را به ثبت برسانند.
در صورتی که پدر و یا جد پدری دختر فوت کرده باشند، دختر نیازی به مجوز برای ازدواج ندارد، اما در صورت عدم حضور پدر یا جد پدری در محل و یا در هنگام ازدواج و عقد، دختر باید برای ازدواج از دادگاه مجوز دریافت کند. مرد باید مهریه زن را در این مورد (به دلیل در عقد بودن زن و به خانه بخت نرفتن)، نصف پرداخت کند که البته مهریه فوق را باید به صندوق دادگستری تودیع کند، زیرا چون طلاق به خواسته شوهر است، باید کلیه حق و حقوق زن از سوی مرد پرداخت شود.
و اگر شوهر مدعی اعسار از پرداخت مهریه همسر مجهول المکان خود باشد، نامبرده با ارائه دادخواست اعسار به دادگاه خانواده موضوع اعسار خود را مطرح کند و دادگاه پس از رسیدگی به اعسار شوهر در صورتی که مرد استحقاق آن را داشته باشد، از پرداخت مهریه معاف خواهد شد و یا اینکه نصف مهریه همسر خود را (که زن به خانه بخت نرفته باشد) به صورت تقسیط پرداخت خواهد کرد که این امر بستگی به تصمیم و رأی قاضی پرونده دارد.
ضمناً در چنین طلاقی که به دلیل عدم زندگی مشترک زن مستحق اجرت المثل و یا نحله ایام زوجیات نخواهد بود.
در صورتی که شوهر دادخواست تمکین در خصوص زن مجهول المکان خود را به دادگاه تسلیم کند، دادگاه پس از رسیدگی به موضوع فوق با رعایت موازین قانونی و لازم از جمله چاپ سه بار آگهی در روزنامه کثیرالانتشار، زن را محکوم به تمکین خواهد کرد و اگر زوجه حاضر به تمکین نشد، در این موقع زن ناشزه محسوب می شود و نفقه به او تعلق نخواهد گرفت، چون نفقه فرع به تمکین است.
مردانی که همسران شان مجهول المکان هستند باید با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست تمکین به دادگاه تسلیم کنند و دادگاه نیز با رعایت موازین قانونی سه بار اقدام به چاپ آگهی در روزنامه خواهد کرد و از این طریق همسر مرد تحت تعقیب قانونی قرار خواهد گرفت.
-
فیلم های تلخ از محل تخریب پل در کهورستان شهرستان خمیر بر اثر حملات آمریکا