حجم ویدیو: 14.27M | مدت زمان ویدیو: 00:02:07

ابراهیم انصاری برادر بزرگتر محمد انصاری جوان ۲۹ ساله اهل شهرستان نکا منطقه هزار جریب روستای ملاخیل گفت: برادرم در یک خانواده فقیر به دنیا آمد، مادرم از کودکی ما را بیمه حضرت ابوالفضل ‌‌(ع) کرد و می‌گفت به خاطر فقر و سختی‌هایی که در زندگی با آن مواجه می‌شوید نگران نباشید.

وی افزود: در بیستم مهرماه سال گذشته برادرم به علت فشار خون بالایی که داشت به‌طور ناگهانی دچار سکته مغزی شد، بلافاصله او را به بیمارستان امام خمینی ‌(ره‌) بهشهر منتقل کردیم و تشخیص پزشکان مرگ مغزی بود.

برادر محمد انصاری با بغض ادامه داد: تنها یک سال از فوت ناگهانی پدرم می‌گذشت که ما با قرار گرفتن محمد در این وضعیت مواجه شدیم، توانی برایمان نمانده بود و پزشکان ابراز ناامیدی کردند، پنج روز صبر کردیم برادرم همچنان در کما بود...

در این مدت به یاد حرف‌های محمد افتادم که می‌گفت فقیر دلش برای فقیر می‌سوزد، برادرم مداح بود و صدای خوبی داشت، با اهل خانواده تصمیم گرفتیم در راه ابوالفضل عباس (ع) دستی از کسی بگیریم و از جسم محمد بگذریم و بگذاریم برادرم به دیگران زندگی ببخشد.

او کارت اهدای عضو نداشت ولی بسیار مهربان، ساده و دلسوز بود، همسرش باردار بود ولی 6 ماه بعد از فوت محمد جنین در شکم مادر فوت کرد...

بالاخره تصمیم به اهدای عضو گرفته شد؛ پیکر برادرم را با آمبولانس به بیمارستان امام خمینی ‌‌‌(ره) تهران منتقل کردیم، معاینات اولیه صورت گرفت و 16 عضو از محمد برای پیوند به بیماران اهدا شد.

برادر محمد تصریح کرد: شرط خانواده ما برای اهدای عضو این بود که اعضای برادرم به صورت رایگان فقط به بیماران فقیر و نیازمند اهدا شود، این در حالی بود که خانواده ما از نظر اقتصادی بسیار ضعیف هستند ولی فقر واقعی از نظر ما عدم تمکن مالی نیست.

ابراهیم انصاری در پایان گفت: با اینکه چند ماهی از فوت برادرم می‌گذرد ولی احساس می‌کنم برادرم زنده است، قلبش می‌تپد و در جایی سرگرم زندگی است.

در ادامه به سراغ خواهر جوان ناکام میثم ظهیری از شهرستان قائم‌شهر رفتم و از او در مورد چون و چرایی بحث اهدای عضو برادرش که دومین اهدا کننده عضو در سال ۹۸ است پرسیدم، که گفت: برادرم ۳۲ سال داشت و مجرد بود.

الهه ظهیری افزود: متأسفانه در فروردین ماه امسال برادرم در اثر سکته مغزی راهی بیمارستان شد، در کمال ناباوری این اتفاق برایش افتاد و ما را به شوک فرو برد.

پزشکان اظهار ناامیدی کردند و گفتند: میثم دیگر برنخواهد گشت و مرگش حتمی است، یک شبانه‌روز در بیمارستان ماند، اگر بخواهم از حال و روز خانواده‌ام بگویم ناتوانم با نگاه کردن به چهره بی‌جان برادرم غم بزرگی تا ابد بر دل همه ما نشست، برادرم که باید به زودی بساط ازدواج برایش برپا می‌کردیم اینک نمی‌دانستیم با جسم بی‌جانش بر روی تخت بیمارستان چه کنیم؟.

خواهر این اهداکننده ادامه داد: تصمیم سختی بود ولی چون پدر و مادرم با اهدای عضو مشکلی نداشتند و برعکس، این کار را خیر می‌دانستند موافقت خود را اعلام کردند، صبح روز بعد او را راهی بیمارستانی در تهران کردند تا نسبت به پیوند اعضا اقدامات لازم را انجام بدهند، همراه او قلب و احساس ما هم به سستی می‌رفت، نمی‌توانم بگویم چقدر دردناک بود، باورم نمی‌شد، یعنی اعضای بدن میثم نصیب چه کسی خواهد شد‌‌‌‌؟ قلب مهربانش در سینه چه کسی خواهد تپید؟

در همین فکرها بودم که به ما خبر دادند که آقا میثم شما هفت نفر را از مرگ حتمی نجات داد و خودش بار سفر را محکم کرد و رفت.

آری برادرم رفت ولی هفت نفر با رفتنش به زندگی بازگشتند، اگرچه غم از دست دادنش با هیچ چیز کم نمی‌شود ولی خوشحالی و شوقی که از اهدای عضو برادرم نصیب‌مان شد با هیچ چیز قابل مقایسه نیست، گویی میثم زنده است یک نفر نیست بلکه هفت نفر است...

اهدای عضو فردی از اعضای خانواده به‌معنای واقعی یعنی اهدای عضوی از همه افراد آن خانواده، وچه بخشنده‌اند کسانی که این سعادت نصیب‌شان شده و می‌توانند به هم‌نوعان خود زندگی ببخشند.

چه بخشندگی زیبایی است که اهدای اعضای یک نفر به چندین نفر فرصت زندگی بخشیده و خانواده‌هایشان فرصتی برای دوباره در کنارهم بودن داشته باشند، اشک نریزند و امیدشان ناامید نشود، چه خوب است نوع دوستی را بیاموزیم و در هر شرایطی خودمان را جای دیگران قرار دهیم.

اهدای عضو یعنی اهدای زندگی، لبخند، فرصت و به یادگار گذاشتن نامی نیکو که می‌تواند تمثال قیمتی و الگوی همگان باشد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟