ماجرای تهدید شهید لاریجانی توسط احمدی نژاد / سبد گل حدادعادل برای لاریجانی به چه مناسبت بود؟
رکنا سیاسی : کاظم جلالی با اشاره به ماجرای یکشنبه سیاه گفت: صبح همان روز، من به مجلس رفتم، در دیدار کوتاهی آقای دکترعلی لاریجانی به من گفتند که صبح زود، آقای فروزنده (معاون پارلمانی وقت رئیسجمهور) پیش ایشان آمده و با زبان بیزبانی و تلویحاً خواسته بود که استیضاح صورت نگیرد.
به گزارش رکنا، بخشی از گفتگوی خبر آنلاین با کاظم جلالی ، سفیر ایران در روسیه و یکی از همکاران قدیمی شهید علی لاریجانی را بخوانید ؛
![]()
سوال : آشنایی شما با شهید علی لاریجانی از کجا شروع شد؟
جلالی : چون ایشان مسئولیت داشتند و ما سمت خاصی نداشتیم، همه ما ایشان را بهخوبی میشناختیم؛ درست مثل امروز که بسیاری از مسئولان کشور را میشناسیم. اما نقطهعطف آشنایی متقابل ما، به زمان همکاری من با صداوسیما بازمیگردد.
در آن مقطع، من بهعنوان مجری-کارشناس با صداوسیما همکاری میکردم. در سالهای ۱۳۷۴، ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ مجری برنامه «اندیشهها» در شبکه چهار سیما بودم. برنامه دیگری هم به نام «جهان سیاست» داشتیم که بهصورت زنده از شبکه دو پخش میشد و مسئولیت اجرای آن بر عهده من بود.
به واسطه تولید و اجرای همین برنامهها با آقای دکتر لاریجانی آشنا شدم. بعدها وقتی به مجلس ششم راه یافتم، ایشان ریاست سازمان صداوسیما را بر عهده داشتند؛ از آن زمان و در طول دورههای ششم و هفتم مجلس، ارتباطات ما نزدیکتر و بیشتر شد. در نهایت، با کاندیداتوری و ورود ایشان از حوزه انتخابیه قم به مجلس هشتم، این ارتباط و همکاری شکل قویتری به خود گرفت.
حدادعادل در تمام دورانی که نماینده بودند، برای موفقیت مجلس تلاش میکردند
سوال : در مجلس هشتم چه اتفاقی افتاد که از ایشان حمایت کردید و نوع برخورد با آقای حدادعادل پس از ریاست در مجلس هشتم چطور بود؟
پاسخ : به هر حال در مجلس سلیقههای متفاوتی وجود دارد. دکتر حدادعادل شخصیت اخلاقی ارزنده و والایی هستند؛ حتی خود من شاید زودتر از شهید لاریجانی، توفیق همکاری و خدمت در کنار حدادعادل را داشتم. در دورهای در مدرسه فرهنگ، دکتر حدادعادل تاریخ تدریس میکردم.
بعدها نظرها به این سمت رفت که تغییراتی در هیئترئیسه مجلس ایجاد شود و در پی آن، دکتر لاریجانی کاندیدا شدند. به نظرم آن دوران از این جهت یکی از دورههای خوب مجلس بود که هر دو بزرگوار به دلیل ارتباطات دیرینه خود، اجازه ندادند تنش یا گلایهای به بیرون منعکس شود؛ البته نمیخواهم بگویم هیچ دلخوری وجود نداشت؛ چرا که ادعای شاید اغراقآمیزی باشد، اما هر چه بود، از حد خود فراتر نرفت.
زمانی که شهید لاریجانی به ریاست مجلس هشتم رسیدند، آقای حدادعادل به عنوان رقیب ایشان، سبد گل بسیار بزرگ و فاخری برای تبریک به ایشان هدیه دادند و در تمام دورانی هم که نماینده بودند، برای موفقیت مجلس تلاش میکردند؛ اگرچه رقابتهای درونگروهی وجود داشت و من در پی انکار آن نیستم، چرا که خود ما هم فراکسیون داشتیم و رقابت میکردیم.
در طول نزدیک به ربع قرن همکاری با ایشان، حتی یک بار هم عصبانیتشان را ندیدم. این که میگویم عصبانیت ایشان را ندیدم، به این دلیل است که ما خیلی از نزدیک با هم کار میکردیم؛ بحثهای فراکسیونی، بحثهای هیأترئیسه، بحثهای مختلف در سه دوره مجلس پیش آمده است؛ اما یک بار هم عصبانیت ایشان را ندیدم؛ با وجود تمام این فشارها، ایشان همیشه خونسردی و متانت خود را حفظ میکردند.
در یکشنبه سیاه هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمیرفت
جلالی در ادامه گفت : مثلاً در وقایع ۱۵ بهمن سال ۱۳۹۱ که در ادبیات سیاسی مجلس به «یکشنبه سیاه» مشهور شد، هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمیرفت. من خاطرات زیادی از آن روز پرتنش دارم. وقت جلسه علنی، آرامش و طمأنینه فوقالعادهشان را میدیدیم. در همه موارد دیگر هم ایشان صبورانه تلاش میکرد منتقدان را قانع کند و اگر میدید گفتگو دیگر اثرگذار نیست، بحث را ادامه نمیداد و میرفت.
شب قبل از آن حادثه، یعنی شامگاه ۱۴ بهمن، ما در محل ریاستجمهوری جلسه داشتیم. سلسله نشستهایی به فرمان رهبر شهیدمان برگزار میشد و ایشان تأکید کرده بودند که دولت باید بستهای حمایتی تحت عنوان «عیدانه» به مردم ارائه کند. در آن جلسات، ما با مسئولان دولتی از جمله رئیسجمهور وقت، معاون اول، وزیر اقتصاد و رئیسکل بانک مرکزی نشست مشترکی داشتیم. از طرف مجلس نیز رئیس وقت، یکی از نواب رئیس و چند تن از رؤسای کمیسیونها حضور داشتند و من هم به عنوان رئیس مرکز پژوهشها در جلسه حاضر بودم. مسئولان ارشد قوه قضائیه نیز در این نشستها شرکت میکردند.
شب ۱۵ بهمن آخرین جلسهای بود که برای عیدانه برگزار شد. جلسه خوب اداره شد و در پایان، یکی از نمایندگان مجلس گفت: «امیدواریم حالا که جلسه خیلی خوب برگزار شد، فردا هم در استیضاح جناب شیخالاسلامی همین جو حاکم باشد. »
لاریجانی به احمدی نژاد گفت که نمایندگان خواستار استیضاح شدهاند
سوال : در آن جلسه بین آقای لاریجانی و احمدینژاد تنشی ایجاد نشد و برخورد دو رئیس به چه صورت بود؟
پاسخ : تا آن لحظه همه چیز در جلسه به خوبی پیش میرفت؛ اما پس از این جمله آن نماینده، آقای احمدینژاد گفت: «اگر رئیس بگذارد، خوب اداره شود، بله؛ ولی همه چیز زیر سر خود رئیس است.» آقای لاریجانی در پاسخ گفتند: «خیر، زیر سر من نیست؛ نمایندگان خواستار استیضاح شدهاند و شما هم نخواستید موضوع را حل کنید. »
در آنجا من اجازه گرفتم و رو به آقای احمدینژاد گفتم: «آقای احمدینژاد، من نه میخواهم آخرت خودم را فدای شما کنم و نه فدای آقای لاریجانی. چند روز پیش از آن، ما در سفر سودان بودیم و خبر اعلام وصول استیضاح آقای شیخالاسلام را همانجا شنیدیم. زمانی که این خبر به ما رسید، من در اتاق آقای لاریجانی بودم و ایشان با تاسف گفتند: «ای کاش این استیضاح اعلام وصول نمیشد.» در واقع آن جلسه علنی مجلس که استیضاح در آن اعلام وصول شد، به ریاست برادر عزیزم، حجتالاسلام والمسلمین ابوترابیفرد اداره میشد و آقای لاریجانی نقشی در آن نداشتند. »
با این گفتگوها، جروبحثها در جلسه عیدانه آغاز شد. شهید لاریجانی هم چون اصولاً اهل مشاجره و جروبحث نبودند، بلند شدند و جلسه را ترک کردند؛ ایشان همیشه شبها زود میخوابیدند و صبح زود برای رسیدگی به کارها بیدار میشدند. ما پس از رفتن ایشان، شاید حدود ۴۵ دقیقه دیگر همچنان ایستاده به بحث و گفتگو ادامه دادیم، اما شهید لاریجانی همان ابتدا رفتند.
ماجرای تهدید شهید لاریجانی از سمت احمدی نژاد
سوال : در جلسه استیضاح چه اتفاقاتی افتاد؟ روحیه آقای لاریجانی بعد از پخش آن فیلم و حتی حملهای که در قم صورت گرفت، چگونه بود؟
پاسخ : آن جلسه را که همه دیدید. صبح همان روز، من به مجلس رفتم، در دیدار کوتاهی آقای دکتر لاریجانی به من گفتند که صبح زود، آقای فروزنده (معاون پارلمانی وقت رئیسجمهور) پیش ایشان آمده و با زبان بیزبانی و تلویحاً خواسته بود که استیضاح صورت نگیرد. شهید لاریجانی نقل کرد؛ «به ایشان توضیح دادم که روند استیضاح دیگر در دست من نیست و نمایندگان بر آن اصرار دارند.» آقای فروزنده که انسان بسیار ماخوذ بهحیایی است، در نهایت به بنده خدا [آقای لاریجانی] هشدار داده بود که اگر استیضاح را جلو ببرید، رئیسجمهور فیلمهایی دارد که قصد دارد آنها را در صحن علنی پخش کند. شهید لاریجانی به ایشان گفتند که این تهدید رییس مجلس است و من از تهدید هراسی ندارم و به وظیفهام عمل میکنم.
اگر در آن روز کسی فیلم مجلس را از روبهرو میگرفت، مجلس طوفان بود
سوال : بعد از پخش فیلم ایشان چه واکنشی در جلسات خصوصی داشتند و گلایه نکردند؟
یکی از مواردی که درباره به شهید لاریجانی برای من جالب بوده و قبل از شهادتش نیز گفتهام، آرامش ایشان بود. اگر در آن روز کسی فیلم مجلس را از روبهرو میگرفت، مجلس طوفان بود. مجلس خیلی طوفانی بود و اکثریت مانند آتش فشان بودند.
نزدیک ظهر به ایشان گفتم حالا که همه صحبتها انجام شده، جلسه را برای نماز ختم نکنید، ادامه پیدا کند و رأیگیری صورت بگیرد. یک مکثی کرد و گفت نه، بگذارید نماز اول وقت بخوانیم و ببینیم خدا چه میخواهد. مجلس را هم برای نماز اول وقت تعطیل کردند.
گلایهای هم نکردند و لحنشان را هم دیدید. نمایندگان مرتب میخواستند تذکر بدهند و داد میزدند؛ اداره مجلس سخت بود. به دلیل نوع فیلمبرداری مجلس، کمتر افراد متوجه میشوند که در پایین چه خبر بود.
اما ایشان همه را به آرامش دعوت میکرد و میگفت تذکرات را بعداً میشنویم و نکاتش را هم گفت. فقط یکبار لحنش تند شد، آن هم زمانی که آقای احمدینژاد گفت میخواهد صحبت کند و ایشان گفت نه، وقت شما تمام است. آنجا لحن کمی تند شد و بقیه صحبتها با لحن آرام بود. خیلی برای من عجیب است؛ این حجم از فشار، اداره مجلس، فحش شنیدن و مسائلی که در بیرون به وجود میآمد، ایشان چطور پاسخ میداد. الآن هم میتوانم صورت ایشان را تجسم کنم که چگونه بود. همیشه در آرامش کامل بود.