کاخ سفید در جست‌وجوی توافقی فراتر از میراث اوباما / تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای؛ دو گره سخت توافق ترامپ با ایران
تبلیغات

پرونده توافق احتمالی میان واشنگتن و تهران به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات داخلی آمریکا تبدیل شده است. گزارش «واشنگتن پست» نشان می‌دهد اختلاف‌ها در پایتخت آمریکا بر سر شکل توافق، امتیازهای احتمالی به ایران و میزان قابل اعتماد بودن تهران رو به افزایش است. پرسش اصلی این است: ترامپ برای گرفتن تعهد هسته‌ای از ایران، چه چیزی حاضر است بدهد؟

به گزارش رکنا به نقل از فرارو، ترامپ در سخنان اخیر خود تلاش کرده پیام اصلی دولتش را ساده و قاطع نشان دهد: ایران هرگز نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. او حتی گفته است در برابر این هدف، نگرانی درباره هزینه‌های داخلی در آمریکا اهمیت ثانویه دارد. اما همین موضع سخت، اکنون دولت او را با پرسش‌هایی دشوار روبه‌رو کرده است؛ جنگ چه زمانی پایان می‌یابد؟ ایران در برابر عقب‌نشینی هسته‌ای چه امتیازی می‌گیرد؟

تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای؛ دو گره سخت توافق ترامپ با ایران

نخستین گره، تنگه هرمز است. ایران از زمان آغاز جنگ، یکی از حساس‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان را به اهرم فشار تبدیل کرده است. سوزان مالونی، مدیر سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز می‌گوید تهران بعید است بدون دریافت امتیاز، این گذرگاه را کاملاً باز کند. از نگاه او، ایران اکنون از بسته‌بودن یا کنترل هرمز سود راهبردی می‌برد و نمی‌خواهد بدون بهره‌برداری سیاسی و اقتصادی از این ابزار، به وضعیت قبل بازگردد. اما همین موضوع برای آمریکا و جهان خطرناک است.

مارک کانسیان، کارشناس نظامی مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل هشدار می‌دهد اگر توافقی به ایران اجازه دهد ادعا کند حاکمیت خود را بر تنگه تحمیل کرده است، این امر می‌تواند سابقه‌ای خطرناک برای دیگر گذرگاه‌های راهبردی جهان ایجاد کند. به بیان دیگر، مسئله هرمز فقط درباره ایران نیست؛ درباره قواعد جهانی کشتیرانی و آزادی عبور در نقاط حساس بین‌المللی است.

گره دوم، پرونده هسته‌ای است. ترامپ برای آغاز جنگ دلایل مختلفی مطرح کرده، اما برنامه هسته‌ای ایران در مرکز روایت او قرار داشته است؛ به‌ویژه برای رأی‌دهندگان جمهوری‌خواهی که هم‌زمان باید افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند. کاخ سفید باید به آنان توضیح دهد که هزینه‌های جنگ در نهایت به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای منجر خواهد شد. اما سابقه برجام همچنان سایه سنگینی بر مذاکرات دارد. ایران یک دهه پیش در دوره اوباما با توافقی جامع متعهد شد به‌دنبال سلاح هسته‌ای نرود؛ توافقی که ترامپ بعدها از آن خارج شد و آن را ضعیف و زیان‌بار توصیف کرد. اکنون، او باید توافقی بسازد که از نگاه پایگاه سیاسی‌اش شبیه همان توافق نباشد.

در پایان هفته، صدای اعتراض از درون نزدیک‌ترین حلقه‌های سیاسی ترامپ بلند شد. چهره‌هایی که معمولاً در پرونده ایران پشت سر او می‌ایستادند، این‌بار نسبت به توافق احتمالی با تهران هشدار دادند. لیندسی گراهام، متحد دیرینه ترامپ و از سرسخت‌ترین حامیان جنگ با ایران، گفت هر توافقی که ایران را در موقعیت قدرت نگه دارد، برای اسرائیل کابوس خواهد بود. هشدار گراهام اهمیت زیادی داشت، زیرا او از مخالفان سنتی ترامپ نیست. برعکس، در سال‌های گذشته از مدافعان اصلی فشار حداکثری و حتی گزینه سرنگونی نظام ایران بود. اما اکنون می‌گوید اگر تهران همچنان بتواند تنگه هرمز را تهدید کند یا زیرساخت‌های نفتی منطقه را هدف بگیرد، موازنه قدرت در خاورمیانه تغییر خواهد کرد.

تام کاتن، رئیس کمیته اطلاعات سنا، نیز موضعی مشابه گرفت. راجر ویکر، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، هشدار داد اعتماد به حسن نیت ایران در آتش‌بس ۶۰ روزه می‌تواند فاجعه‌بار باشد و دستاوردهای عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل را از بین ببرد. این فشار داخلی خیلی زود روی لحن ترامپ اثر گذاشت. رئیس‌جمهور آمریکا که تا ساعاتی پیش از توافقی نزدیک سخن می‌گفت، ناگهان تأکید کرد توافق بدی با ایران امضا نخواهد کرد و هر توافقی باید بهتر از توافق اوباما باشد. او حتی گفت از تیم مذاکره‌کننده خواسته است عجله نکنند؛ جمله‌ای که نشان می‌داد کاخ سفید دیگر نمی‌تواند موج اعتراض جمهوری‌خواهان را نادیده بگیرد. به این ترتیب، ترامپ اکنون فقط با دموکرات‌ها روبه‌رو نیست؛ بخشی از جمهوری‌خواهان، شماری از چهره‌های ماگا و حتی برخی متحدان سابقش نیز در برابر او ایستاده‌اند. دموکرات‌ها از سوی دیگر می‌گویند ترامپ نه پروژه هسته‌ای ایران را پایان داده، نه نظام تهران را تضعیف کرده و نه توان منطقه‌ای آن را مهار کرده است.

اسرائیل زیر فشار توافق احتمالی ایران و آمریکا

در حالی که گزارش‌ها از تلاش‌های فشرده برای رسیدن به تفاهم میان تهران و واشنگتن حکایت دارد، منابع اسرائیلی و غربی می‌گویند توافق نهایی هنوز فاصله زیادی دارد. به روایت شبکه ۱۲ اسرائیل، اختلاف‌های اساسی میان دو طرف همچنان پابرجاست و متن موجود بیش از آنکه یک توافق آماده امضا باشد، چارچوبی کلی و ناتمام به شمار می‌رود.

بر اساس این گزارش، تفاهم در حال شکل‌گیری شامل آتش‌بسی موقت به مدت حدود ۶۰ روز و بازگشایی تنگه هرمز به روی جریان نفت است. در مقابل، قرار است موضوعات حساس‌تر از جمله برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت اورانیوم غنی‌شده، در مراحل بعدی بررسی شود. اما همین ترتیب، نگرانی اسرائیل را افزایش داده است. منابع مطلع می‌گویند موضوعاتی مانند تضمین‌های امنیتی برای ایران، حدود برنامه موشکی و حمایت تهران از گروه‌های منطقه‌ای هنوز حل‌وفصل نشده است. تا زمانی که این پرونده‌ها روشن نشود، امضای نهایی توافق قطعی نخواهد بود.

در تل‌آویو، نگرانی اصلی این است که توافقی ناقص، پیش از مهار واقعی توان هسته‌ای و موشکی ایران، به تهران تنفس اقتصادی و نظامی بدهد. مقام‌های اسرائیلی می‌ترسند کاهش فشارها به ایران امکان دهد توان مالی و نظامی خود را بازسازی کند و در عین حال، نفوذ منطقه‌ای‌اش را در جبهه‌هایی مانند لبنان، سوریه و دریای سرخ حفظ کند. به همین دلیل، اسرائیل فشارهای خود بر واشنگتن را افزایش داده است. تل‌آویو از آمریکا می‌خواهد در امضای توافقی که ممکن است آزادی عمل اسرائیل را در لبنان یا علیه اهداف ایرانی محدود کند، عجله نکند.

نهادهای امنیتی و سیاسی اسرائیل نیز با تردید و احتیاط روند مذاکرات را دنبال می‌کنند. از نگاه آنان، ایران طی ماه‌های گذشته با وجود تحریم‌ها توانسته بخشی از ظرفیت‌های نظامی و منطقه‌ای خود را تقویت کند. بنابراین، هرگونه گشایش اقتصادی بدون تضمین‌های سختگیرانه، می‌تواند از نگاه تل‌آویو به معنای خرید زمان برای تهران باشد.

دیپلماسی، فشار یا جنگ؛ سه‌راهی ترامپ در برابر ایران

دان رینی، کارشناس مسائل بین الملل معتقد است دولت دونالد ترامپ حاضر نیست مذاکرات با ایران به روندی طولانی و فرسایشی تبدیل شود که در عمل، پوششی برای پیشبرد برنامه هسته‌ای تهران باشد. کاهش تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران می‌تواند بخشی از مشوق‌های توافق باشد، اما فقط در صورتی که تهران امتیازهایی ملموس، عملی و قابل بررسی بدهد.  هر توافق احتمالی باید سه ویژگی داشته باشد: قوی باشد، قابلیت اجرا داشته باشد و ریسک دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را از میان ببرد. او سه مسیر را پیش روی تهران می‌بیند: دیپلماسی، ادامه فشار اقتصادی، یا رویارویی نظامی. رینی امیدوار است ایران پیش از آنکه بحران خطرناک‌تر شود، مسیر دیپلماسی را انتخاب کند.

دان رینی معتقد است اختلاف بر سر تاکتیک‌ها طبیعی است، اما هدف اصلی باید مورد توافق گسترده باشد: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای. از نگاه او، این مسئله فراتر از رقابت حزبی است و بسیاری از آمریکایی‌ها و متحدان واشنگتن بر سر آن اتفاق نظر دارند. او تأکید می‌کند که رابطه آمریکا و اسرائیل نیز بر نگرانی‌های امنیتی مشترک، به‌ویژه درباره برنامه هسته‌ای ایران و حمایت تهران از گروه‌های مقاومت، استوار است. با این حال، رینی می‌گوید تصمیم نهایی را ترامپ بر اساس منافع ملی آمریکا و ثبات جهانی می‌گیرد، نه بر پایه فشار خارجی. به باور او، همکاری واشنگتن و تل‌آویو نشانه همسویی راهبردی است نه کنترل یا دیکته‌کردن سیاست از بیرون.

در مورد انتخابات میان‌دوره‌ای و فشار کنگره، دان رینی می‌پذیرد که سیاست خارجی همیشه از فضای داخلی اثر می‌گیرد، به‌ویژه وقتی قیمت انرژی و نگرانی‌های اقتصادی رأی‌دهندگان را تحت فشار می‌گذارد. اما او تأکید دارد که پرونده هسته‌ای ایران موضوعی کوتاه‌مدت نیست و پیامدهای آن به ثبات بلندمدت جهان مربوط می‌شود. او همچنین از تصمیم ترامپ برای توقف موقت عملیات نظامی دفاع می‌کند و آن را نشانه خویشتنداری می‌داند. به گفته رینی، ترامپ هم‌زمان هم راه دیپلماسی را باز گذاشته و هم فشار مؤثر را حفظ کرده است. گزینه نظامی همچنان وجود دارد، اما واشنگتن ترجیح می‌دهد تا زمانی که امکان توافق معتبر وجود دارد، مسیر صلح‌آمیز را بیازماید.

دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در توئیتی در ایکس نوشت: واشنگتن از نظر نظامی توان آن را دارد که نظام ایران را به‌شدت بی‌ثبات کند و شاید حتی تا مرز فروپاشی پیش ببرد؛ اما مسئله اصلی توانایی صرف نیست، هزینه و اراده سیاسی لازم برای چنین پروژه‌ای است. واقعیت این است که منابع مورد نیاز برای سرنگونی نظام ایران بسیار فراتر از چیزی است که امروز هر دولت آمریکایی حاضر باشد بپردازد. همین شکاف، یکی از تناقض‌های راهبردی سال‌های اخیر در سیاست آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده است: اهدافی نزدیک به تغییر نظام مطرح می‌شد، اما ابزارهای لازم برای تحقق آن هرگز در سطحی متناسب فراهم نشد.

در عمل، واشنگتن به‌دنبال نتایج حداکثری با ابزارهای محدود بود. آمریکا و متحدانش می‌خواستند تهران عقب‌نشینی کند، نفوذ منطقه‌ای‌اش کاهش یابد و برنامه‌های حساسش مهار شود؛ اما حاضر نبودند هزینه یک پروژه تمام‌عیار برای تغییر نظام را بپردازند. به همین دلیل، اتکا به نیروهای نیابتی، شرکای منطقه‌ای و بازیگرانی مانند کردها به بخشی از این راهبرد تبدیل شد. اکنون روشن‌تر از گذشته است که بازگشت به یک عملیات نظامی محدود علیه ایران، بعید است محاسبات اصلی رهبران تهران را تغییر دهد. ایران نشان داده است که برای حفظ بقای نظام و جایگاه منطقه‌ای خود، توان تحمل فشارهای سنگین را دارد. این تاب‌آوری، محاسبات واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است.

در مقابل، گزینه‌های شدیدتر نیز خطرهای بزرگی دارند. حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران یا کشاندن بحران به سطحی گسترده‌تر در خلیج می‌تواند بازار جهانی انرژی را دچار شوک کند، اقتصاد جهانی را تحت فشار بگذارد و حتی پیامدهای زیست‌محیطی بلندمدت برجای بگذارد. همین مسئله نوعی بازدارندگی متقابل بر محور انرژی میان واشنگتن و تهران ایجاد کرده است. هر دو طرف می‌دانند عبور از برخی خطوط، می‌تواند بحرانی را آزاد کند که دیگر کاملاً در کنترل هیچ‌کدام نباشد. ایران می‌داند اختلال در امنیت انرژی می‌تواند فشار جهانی ایجاد کند؛ آمریکا نیز می‌داند اقدام علیه زیرساخت‌های حساس ایران ممکن است واکنش‌هایی زنجیره‌ای در خلیج و بازار جهانی به راه اندازد.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات