ناگفته هایی از تنگه هرمز / ۲۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد برای ایران
تبلیغات

به گزارش رکنا، تحلیل‌های انجام شده در خصوص پتانسیل اقتصادی تنگه هرمز نشان می‌دهد ایران بر اساس سناریوهای مختلف، حق دارد که حداقل ۲۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار در سال از این شاهراه حیاتی درآمد ایجاد کند.

دو سناریوی اصلی برای تنگه هرمز

سناریوی اول: خدمات ویژه امنیتی در این فرض، اگر ایران در قالب خدمات امنیتی از هر کشتی عبوری حدود ۲ میلیون دلار دریافت کند، با توجه به عبور روزانه حدود ۱۴۰ کشتی، درآمد روزانه به رقم ۲۸۰ میلیون دلار می‌رسد. این میزان در مقیاس سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد بود؛ رقمی که حدود سه برابر درآمد سالانه نفتی کشور است.

سناریوی دوم: عوارض متعارف بین‌المللی در این چارچوب که مشابه رویه کانال سوئز است، اگر به‌طور متوسط از هر کشتی ۴۰۰ هزار دلار دریافت شود، درآمد روزانه حدود ۵۶ میلیون دلار و درآمد سالانه در حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار خواهد بود. این رقم تقریباً معادل درآمد صادرات نفت ایران است.

صورت‌بندی حقوقی و ضربه به دلار نکته مهم دیگر، نحوه صورت‌بندی حقوقی این درآمدهاست. با وجود قواعد حقوق بین‌الملل مبنی بر عبور آزاد، امکان تعریف این هزینه‌ها در قالب‌هایی نظیر «تأمین امنیت»، «حفاظت از محیط زیست دریایی» یا «ارائه خدمات دریایی» وجود دارد.

همچنین اگر این درآمدها به جای دلار با ارزهایی مانند یوان دریافت شوند، می‌تواند به تضعیف جایگاه دلار در نظام مالی جهانی کمک کند. سهم دلار از ذخایر ارزی جهان از ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۵۷ درصد کاهش یافته و این تحول می‌تواند ضربه دیگری به نظام «پترو-دلار» وارد سازد.

تنگه هرمز در اختیار ایران

سوال واقعی دیگر این نیست که آیا تنگه هرمز کاملاً بسته شده است یا خیر. سوال حیاتی‌تر این است: آیا تنگه با وجود باز بودن قانونی، از نظر تجاری غیرقابل استفاده شده است؟

تنگه بسته نیست، اما دیگر امن نیست — و این معادله‌ای است که اکنون بازارهای جهانی را به حرکت درآورده است.

تنگه هرمز کاملاً مسدود نشده، اما به عنوان یک کریدور انرژی قابل اتکا کار خود را متوقف کرده است. ایران به اندازه هدف قرار دادن مستقیم نفت، در حال قیمت‌گذاری بر «ترس» پیرامون آن است.

این هسته ارزیابی اطلاعاتی است. شاخص‌های فعلی نشان می‌دهند که ایران به دنبال استراتژی بسته کردن کامل نیست، بلکه رویکردی پیچیده‌تر را دنبال می‌کند: «اختلال کنترل‌شده». این استراتژی قیمت نفت را بالا می‌برد، هزینه‌های بیمه را متورم می‌کند و فشار سیاسی بر ایالات متحده و متحدانش ایجاد می‌کند—بدون اینکه توجیهی روشن برای یک جنگ دریایی تمام‌عیار فراهم آورد.

بیانیه‌های رسمی ایران در ۲۲ مارس ۲۰۲۶ این تفسیر را تقویت می‌کنند. رویترز گزارش داد که تهران تنگه را برای اکثر کشتی‌ها باز توصیف کرده، به استثنای آنهایی که به کشورهای متخاصم مرتبط هستند و نیاز به هماهنگی برای عبور دارند. این یک تناقض نیست — این یک دکترین است: نگه داشتن گذرگاه به صورت قانونی باز در حالی که از نظر عملیاتی نامطمئن است.

همزمان، داده‌های مدیریت اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA) نشان می‌دهد که صرف تهدید حمله و عدم پوشش بیمه‌ای، بسیاری از تانکرها را برآن داشته تا از عبور خودداری کنند، حتی اگر تنگه فیزیکی بسته نباشد. در واقع، بازارها پیش از وقوع بسته شدن رسمی، به یک اختلال عملکردی واکنش نشان می‌دهند.

این موضوع ما را به اصل موضوع می‌رساند: ایران برای دستیابی به تأثیر راهبردی نیازی به بستن تنگه هرمز ندارد—فقط باید آن را به کریدوری قابل ناوبری اما ناامن تبدیل کند.

مزایای استراتژی اختلال کنترل‌شده این مدل سه مزیت فراهم می‌کند: ۱. قیمت نفت را به محدوده‌ای می‌رساند که بر اقتصاد جهانی فشار می‌آورد بدون اینکه تشدید نظامی فوری را تضمین کند. ۲. با حفظ ادعای ادامه ناوبری، پوشش دیپلماتیک را حفظ می‌کند. ۳. به تهران اجازه می‌دهد سطوح تشدید تنش را کنترل کرده و اختلال را متناسب با فشار نظامی و سیاسی تنظیم کند.

پیشینه تاریخی و بازارهای مدرن از نظر تاریخی، این رویکرد کاملاً جدید نیست. در طول «جنگ تانکری» دهه ۱۹۸۰، جریان نفت کاملاً متوقف نشد، اما هزینه‌های ریسک سر به فلک کشید و ایالات متحده را مجبور به اسکورت کشتی‌ها کرد. با این حال، امروز بازارها سریع‌تر واکنش نشان می‌دهند، بیمه حساس‌تر است و زنجیره‌های تأمین پیچیده‌تر شده‌اند.

در نتیجه، یک حادثه دریایی یا تهدید قابل باور می‌تواند سریع‌تر از یک عملیات نظامی گسترده، بازارها را تکان دهد. موثرترین سلاح دیگر تنها موشک نیست—بلکه «ترس تجاری» است که قیمت‌گذاری را در عبور، بیمه و انرژی همزمان بازسازی می‌کند.

ایران نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا ندارد. فقط باید مفهوم «عبور امن» را زیر سوال ببرد. اگر موفق شود، این تأثیر بلافاصله بر قیمت نفت، هزینه‌های بیمه، تصمیمات حمل‌ونقل، تولید خلیج فارس و تورم جهانی گسترش می‌یابد. داده‌های EIA نشان می‌دهد که تقریباً ۲۰ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ از این تنگه عبور کرده است—حدود ۲۰ درصد از مصرف مایعات نفتی جهان—که نشان می‌دهد چرا هرگونه اختلال به یک شوک سیستمی جهانی تبدیل می‌شود.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات