پژوهشگر محیط زیست در گفت و گو با رکنا تاکید کرد:
هورالعظیم دوباره در آتش/ لیندا آشتیانی: حقابه ۱۵ سال پرداخت نشد /آب را ندادند، تجهیزات اطفا هم نمیدهند/نیزارهای خشک؛ بمب ساعتی هورالعظیم شدهاند / گاومیش ها و ماهیان در حال مرگ + فیلم
اجتماعی رکنا، هورالعظیم دوباره در آتش میسوزد؛ اما این آتش از دل گرمای تابستان زاده نشده، حاصل سالها بیتوجهی به حقابه، خشکی تالاب، توسعه میادین نفتی و فقدان تجهیزات اطفای حریق است. لیندا آشتیانی، پژوهشگر هورالعظیم، در گفتوگو با رکنا از بحرانی میگوید که به باور او از مدتها قبل قابل پیشبینی بود؛ بحرانی که در آن «نه حقابه تأمین شد، نه پیشگیری انجام شد و نه امکانات مهار آتش فراهم بود» و اکنون آخرین بخشهای زنده این تالاب راهبردی را به کام شعلهها کشانده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، هورالعظیم بار دیگر دارد می سوزد. هورالعظیم یکشبه آتش نگرفت؛ سالها خشک شد، هشدارها نادیده گرفته شد و امروز نیزارهایی که زمانی قلب یک اکوسیستم زنده بودند، به انبار باروتی تبدیل شدهاند که با نخستین موج گرما شعلهور شدند. لیندا آشتیانی، پژوهشگر هورالعظیم میگوید: «این حادثه قابل پیشبینی بود؛ چون نه حقابه رسید، نه پیشگیری انجام شد و نه تجهیزات بحران فراهم شد.»
حقابهای که ۱۵ سال پرداخت نشد
در ادامه گفت و گوی لیندا آشتیانی فعال حوزه محیط زیست و پژوهشگر حوزه هورالعظیم با خبرنگار اجتماعی رکنا را می توانید بخوانید.
لیندا آشتیانی، فعال حوزه محیط زیست و پژوهشگر حوزه هورالعظیم، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا درباره دلایل تداوم آتشسوزی در این تالاب گفت:
«تقریباً در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر، حقابه هورالعظیم پرداخت نشده است؛ جز در سال ۹۸ و در جریان سیلاب آن سال که البته آن هم نمیتوانست به عنوان تأمین حقابه تالاب تعریف شود. حجم آب سیلاب به اندازهای بود که مسئولان مجبور شدند مخزن سد کرخه را باز کنند و در نتیجه، آب تا بخشی از تالاب وارد شد و امکان آبگیری بخشی از آن فراهم شد؛ آن هم نه به صورت کامل. ضمن اینکه شرکتهای نفتی در قسمت جنوبی اجازه آبگیری کامل را ندادند.
در تمام این سالها حقابه هورالعظیم تأمین نشده است. زمانی که بخش عراقی تالاب در سال گذشته دچار آتشسوزی شد، قرار شد از سد سیمره ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب رهاسازی شود تا به بخش ایرانی هورالعظیم برسد، این بخش آبگیری شود و از آتشسوزیهای بعدی جلوگیری شود. همچنین قرار بود مازاد آب به بخش عراقی منتقل شود، اما این اتفاق نیفتاد.
آبی که رهاسازی شده بود، عملاً نتوانست تالاب را آبگیری کند. از همان زمان، با توجه به اینکه مدلهای هواشناسی افزایش دمای قابل توجه امسال را نسبت به سالهای گذشته پیشبینی کرده بودند، کارشناسان هشدار میدادند که وقوع آتشسوزی در منطقه قطعی خواهد بود.»
نیزارهای خشک؛ بمب ساعتی هورالعظیم
آشتیانی با اشاره به نبود برنامه پیشگیرانه برای مقابله با بحران افزود: «در این شرایط، دو راهبرد وجود داشت؛ نخست اینکه حقابه تالاب تأمین شود. علاوه بر آبگیری بستر تالاب، باید به موضوع نیزارهای عظیم هورالعظیم توجه میشد؛ چراکه این نیزارها یکی از قابل اشتعالترین منابع منطقه هستند.
بخشهایی از این نیزارها سالهاست خشک شده و در واقع به یک بمب ساعتی تبدیل شدهاند که هر لحظه با افزایش دما امکان شعلهور شدن دارند. همین اتفاق هم رخ داده است.
در چند سال اخیر نیز آتشسوزیها معمولاً از نیزارها آغاز شده و سپس به بخشهای داخلی تالاب گسترش پیدا کرده است.
اکنون آتش در بخش شمالی تالاب هورالعظیم ادامه دارد؛ منطقهای که اتفاقاً بیشترین تراکم نی را دارد. در بخش جنوبی، نیزارها به دلیل فعالیتهای نفتی عملاً از بین رفتهاند، اما بخش شمالی، بکرترین قسمت هورالعظیم و تنها بخش باقیمانده از زیستبوم اصلی تالاب است.
نیزارهای این منطقه به دلیل خشکی شدید، به شدت قابل اشتعال شدهاند و با افزایش دمای امسال بهسادگی آتش گرفتند؛ چراکه نه حقابهای وجود داشت، نه آبگیری انجام شده بود و نه اقدامات پیشگیرانه صورت گرفته بود.»
نه حقابه تأمین شد، نه تجهیزات بحران فراهم شد
این پژوهشگر محیط زیست ادامه داد: «راهبرد دوم این بود که اگر وزارت نیرو حقابه را پرداخت نمیکند، حداقل تجهیزات کافی در اختیار منطقه و نیروهای عملیاتی قرار گیرد تا محیطبانان بتوانند در صورت وقوع چنین حوادثی، بهموقع وارد عمل شوند و آتش را مهار کنند.اما این اتفاق هم رخ نداد. تجهیزات و امکانات جدیدی فراتر از آنچه از قبل در منطقه وجود داشت، تأمین نشد.
در نتیجه، نه پیشگیری انجام شد و نه امکان مدیریت بهموقع بحران فراهم شد.در حال حاضر بخشی از آتش مهار شده، اما بخش دیگری همچنان باقی مانده است که دقیقاً در منطقهای صعبالعبور قرار دارد.
البته صعبالعبور بودن منطقه به تنهایی دلیل خاموش نشدن آتش نیست؛ مشکل اصلی، نبود تجهیزات و امکانات کافی بوده که باعث شده نیروها نتوانند امکانات لازم را به بخش شمالی و بکر تالاب منتقل کنند.»
آتشسوزی هورالعظیم؛ حادثهای که از قبل پیشبینی شده بود
آشتیانی تأکید کرد: «هیچ اتفاق عجیب و غیرمنتظرهای رخ نداده است. از سال گذشته دقیقاً پیشبینی میشد که چنین شرایطی ایجاد شود. بارها موضوع تأمین حقابه مطالبه شد.
حتی اخیراً کمپینی توسط انجمنهای منطقه، فعالان محیط زیست و کنشگران شکل گرفت و همه خواستار پرداخت حقابه شدند.جوامع محلی نیز بارها درخواست کردند که حقابه تالاب تأمین شود، اما با وجود گستردگی این مطالبه، توجه کافی به آن نشد.
وزارت نیرو آب را رهاسازی نکرد، منطقه خشک ماند، دما به شدت افزایش یافت و نیزارها، بهویژه در بخش شمالی که بیشترین تراکم را دارد، خشک و آماده اشتعال شدند.
از سوی دیگر، تجهیزات لازم برای اطفای حریق نیز تأمین نشده بود. به دلیل شرایط جنگی کشور نیز امکان استفاده سریع از امکاناتی که در سالهای گذشته وجود داشت، فراهم نبود.در سالهای قبل، هنگام وقوع آتشسوزی، پس از پیگیریهای فراوان، معمولاً دو بالگرد به منطقه اعزام میشدند.»
شرایط جنگی؛ آتش با دست خالی مهار میشود
لیندا آشتیانی در ادامه گفت: «در نهایت شاید دو مرحله آبپاشی انجام شود، اما اکنون به دلیل شرایط جنگی و اینکه مناطق جنوبی درگیر شرایط خاصی هستند و این منطقه دقیقاً در مرز با عراق قرار دارد، امکان پرواز بالگرد به آن شکل گذشته وجود ندارد. منطقه به شدت امنیتی شده است.
در حال حاضر با امکانات بسیار ابتدایی و با دست خالی تلاش میکنند آتش را در منطقه خاموش کنند، اما با توجه به وسعت آتشسوزی، طبیعتاً این کار بسیار دشوار است.نکته مهم دیگر این است که گذشته از اینکه خود هورالعظیم دچار آتشسوزی شده، اکنون گاومیشها و ماهیهای منطقه نیز درگیر این شرایط شدهاند.»
گاومیشهای هورالعظیم؛ قربانیان خاموش خشکی تالاب
آشتیانی با اشاره به اهمیت گاومیشها برای معیشت مردم منطقه افزود: «در مورد گاومیشها و ماهیها ابتدا باید به اهمیت آنها برای مردم منطقه اشاره کنم. شغل غالب مردم این منطقه وابسته به گاومیش و ماهی است؛ یعنی یا دامدار هستند یا همزمان دامدار و صیادند.
در سالهای اخیر، بهویژه پس از اینکه آب و برق خوزستان اعلام کرد که در بخش کشاورزی آب بسیار محدودی اختصاص داده میشود، کشاورزی منطقه با محدودیت جدی مواجه شد.
البته نمیتوان گفت کشاورزی کاملاً متوقف شده بود، چراکه حتی کشتهای غیرقانونی هم وجود داشت، اما سالها در حوزه کرخه اعلام شد که کشت قانونی انجام نشود.
این موضوع به تنشهای اجتماعی هم منجر شد. مردم اعتراض کردند و در برخی موارد، با وجود محدودیتها، توانستند به صورت غیرقانونی زمینهای خود را زیر کشت ببرند، اما در مجموع معیشت مردم منطقه به شدت وابسته به کشاورزی، گاومیشداری و دامداری است.
وقتی میگوییم باید مصرف آب در کشاورزی کاهش پیدا کند، به این معنا نیست که باید معیشت مردم منطقه نادیده گرفته شود. باید صیادی و دامداری در این مناطق به رسمیت شناخته شود.»
حیوانی که بدون آب زنده نمیماند
این پژوهشگر حوزه هورالعظیم درباره شرایط سخت گاومیشها گفت: «گاومیش حیوانی است که به شدت وابسته به اکوسیستم آبی است. در هر منطقهای که زندگی میکند، حیات آن در دماهای بالا به وجود آب وابسته است.
این حیوان از زمان طلوع خورشید تا غروب، بخش زیادی از روز را در آب سپری میکند؛ به شکلی که آب تمام بدن آن را میپوشاند تا پوستش آسیب نبیند.
اگر گاومیش نتواند به طور کامل در آب غوطهور شود و بدنش خشک بماند، در گرمای شدید دچار آسیب جدی میشود؛ همانطور که تصاویر دردناکی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، نشاندهنده همین وضعیت است.
به صورت سنتی، گاومیشها صبح، پیش از شدت گرفتن آفتاب، به سمت خورها و مناطق آبی میروند و هنگام غروب نیز دستهدسته به آغل و محل نگهداری خود بازمیگردند.»
خشکی تالاب و تهدید ماهیهای بومی
آشتیانی با اشاره به آسیبهای وارد شده به زیستبوم آبی هورالعظیم ادامه داد: «در مورد ماهیها هم باید گفت که خشکی هورالعظیم در سالهای اخیر و کاهش رهاسازی آب، باعث از بین رفتن بسیاری از ظرفیتهای طبیعی منطقه شده است.
کار به جایی رسیده که گونهای مانند تیلاپیا در منطقه رهاسازی شده؛ گونهای مهاجم که آسیبهای زیادی به گونههای بومی وارد کرده است.
حتی پژوهشگران و کارشناسان نیز درباره پیامدهای رهاسازی و توسعه پرورش تیلاپیا در منطقه هشدار دادهاند.
این گونه به دلیل مقاومت بالاتر، میتواند شرایط کمآبی و کاهش حقابه را بهتر تحمل کند، اما گونههای بومی حساستر هستند و آسیب بیشتری میبینند.»
کاهش مصرف آب کشاورزی بدون حذف معیشت مردم
او تأکید کرد:«اگر میگوییم باید مصرف آب در کشاورزی کاهش پیدا کند ـ که به نظر من هم باید این اتفاق بیفتد و مطالعات علمی هم آن را تأیید میکند ـ در کنار آن باید معیشتهای جایگزین و سنتی منطقه، یعنی دامداری و صیادی، به رسمیت شناخته شود و حقابه مورد نیاز برای حفظ این اکوسیستم تأمین شود.»
هورالعظیم؛ تالابی که مرز سیاسی آن را از هم جدا کرد
آشتیانی درباره موضوع دیپلماسی آب و ارتباط بخش ایرانی و عراقی هورالعظیم گفت: «اما درباره موضوع دیپلماسی آب، در این زمینه با برخی کارشناسان دیگر اختلاف دیدگاه دارم. باید توجه کنیم که هورالعظیم تالابی بوده که حدود دو سوم آن در عراق و یک سوم آن در ایران قرار داشته است.این تالاب به صورت تاریخی یک پهنه آبی یکپارچه به نام هویزه بوده و مرزی که امروز میان دو کشور وجود دارد، در گذشته باعث جدایی اکولوژیک این تالاب نشده بود.
بخش ایرانی و عراقی هورالعظیم یک سیستم بههمپیوسته بودند. بنابراین وقتی درباره حقابه و مدیریت این تالاب صحبت میکنیم، باید این واقعیت تاریخی و زیستمحیطی را در نظر بگیریم که هورالعظیم یک تالاب مشترک و یکپارچه بوده و حیات بخش ایرانی و عراقی آن به هم وابسته است.»
کرخه؛ شریان اصلی هورالعظیم
لیندا آشتیانی در ادامه گفت: «حدود ۷۰ درصد آب هورالعظیم از رودخانه کرخه تأمین میشده است. کرخه یک رودخانه با آب شیرین است و آب هور هم از همین منبع تأمین میشده است.
مسیر حرکت آب به این شکل بوده که آب کرخه وارد بخش ایرانی هورالعظیم میشده و شیب تالاب به سمت عراق است.وقتی بخش ایرانی تالاب، یعنی حوضچههای یک، دو و سه، آبگیری میشد، آب به سمت بخش جنوبی که همان حوضچههای چهار و پنج هستند، حرکت میکرد. این حوضچهها عمیقترین بخشهای تالاب محسوب میشوند و در برخی نقاط، عمق آنها به حدود پنج متر هم میرسد.
در واقع، زمانی که سطح آب در کل تالاب، چه در بخش ایرانی و چه در بخش عراقی، بالا میآمد، آب از طریق همین حوضچهها به سمت بخش جنوبی عراق هدایت میشد و باعث آبگیری بخش عراقی میشد.
یعنی مازاد آبی که از بخش ایرانی عبور میکرد، حدود ۳۰ درصد باقیمانده آب تالاب بود که در یک سیستم یکپارچه به سمت بخش عراقی منتقل میشد.»
مرز سیاسی، ارتباط آبی تالاب را قطع کرد
آشتیانی با اشاره به تغییر شرایط پس از تثبیت مرزها میان دو کشور افزود: «اما زمانی که مرز میان دو کشور تثبیت شد، قرار بر این بود که حدود سه میلیارد مترمکعب آب از محل منابع آبی مشترک دجله و فرات تأمین شود و حدود یک میلیارد و خردهای مترمکعب نیز به عنوان حقابه هورالعظیم از سمت کرخه تأمین شود.
با این حال، ایجاد مرز میان دو کشور به مرور باعث شد ارتباط هیدرولوژیکی و آبی بخش ایرانی و عراقی تالاب به طور کامل قطع شود. به جز در سیلاب سال ۹۸، که به دلیل شرایط خاص و اینکه بخش جنوبی ایران و تأسیسات نفتی امکان دریافت آب را نداشتند، دریچههای دایک مرزی باز شد.
حتی بخشی از دایک منفجر شد، تا آب به سمت اروندرود و بخش عراقی منتقل شود. این موضوع با اعتراض بسیاری از فعالان محیط زیست مواجه شد که چرا اجازه داده نشد ابتدا بخشهای دیگر تالاب در ایران آبگیری شوند؛ چراکه تأسیسات نفتی نیز ایمنسازی نشده بودند و اجازه آبگیری کامل داده نشد.
به غیر از آن سال، در هیچ سال دیگری دریچههای دایک مرزی باز نشد و آبی از بخش ایرانی به سمت بخش عراقی یا برعکس منتقل نشد.»
انتقال آب به عراق؛ اختلاف میان ملاحظات اکولوژیک و واقعیتهای آبی
این پژوهشگر حوزه هورالعظیم درباره اختلاف نظرها پیرامون انتقال آب به بخش عراقی تالاب گفت: «شاید این موضوع از منظر مفاهیم اکولوژیک، غیرکارشناسی به نظر برسد، اما باید شرایط موجود را هم در نظر گرفت.
بخش عراقی تالاب در تمام این سالها خشک شده بود، سطح زیر کشت در عراق به شدت افزایش پیدا کرده بود، دجله و رودخانههای دیگر با کاهش شدید منابع مواجه شده بودند و سدسازیهای ترکیه نیز بر این وضعیت تأثیر گذاشته بود.
در چنین شرایطی، اگر ما آب را به سمت عراق منتقل میکردیم، آبی بود که دیگر بازگشتی به سمت ایران نداشت. در واقع همان میزان آبی که در بخش ایرانی هور باقی مانده بود را نیز از دست میدادیم و بخش ایرانی هم به سرنوشت بخش عراقی دچار میشد که تقریباً به طور کامل خشک شده بود.
حتی تا همین مدت اخیر و حتی اکنون، بخش عراقی به طور کامل آبگیری نشده و همچنان بخشهایی از آن خشک است.»
هورالعظیم؛ قربانی ضعف مدیریت مشترک آب
آشتیانی ادامه داد: «بنابراین دیدگاه من این است که اگرچه از منظر اکولوژیک، قطع ارتباط آبی دو بخش تالاب درست نیست، اما از منظر دیپلماسی آبی، وقتی طرف مقابل حاضر نبود بخش عراقی را تأمین کند، در تمام این سالها از مسئولیت خود شانه خالی کرد.
حتی هنگام آتشسوزی نیزارهای خودشان، که اخیراً هم رسانهای شد، اعلام کردند که ما آب نداریم و اگر ایران از دود ناشی از آتشسوزی نیزارهای عراق ناراحت است، خودش آب کرخه را به عراق بدهد تا ما بتوانیم تالاب را مرطوب کنیم و آتشسوزی ایجاد نشود.
وقتی کشور همسایه چنین دیدگاهی دارد و حاضر نیست برای مدیریت بحران و تأمین حقابه بخش خودش اقدامی انجام دهد، طبیعی است که این موضوع نیازمند بررسی در چارچوب دیپلماسی است. البته اینکه آیا دیپلماسی آبی ما ضعیف بوده یا نه، بحث دیگری است.
به اعتقاد من، ما باید از ظرفیتهای دیپلماسی استفاده میکردیم تا عراق را ملزم کنیم حقابه بخش خودش را تأمین کند و در عین حال، خودمان هم باید بخش ایرانی را مدیریت و تأمین میکردیم.
اما این اتفاق نیفتاد. ما نه توانستیم بخش ایرانی را به شکل کامل حفظ کنیم و نه توانستیم طرف عراقی را برای تأمین حقابه خودش متقاعد کنیم. نتیجه این شد که بخش عراقی خشک شد.»
حوضچههای جنوبی هورالعظیم؛ جایی که دیگر چیزی برای سوختن نمانده است
لیندا آشتیانی در ادامه گفت: «بخش جنوبی هورالعظیم در قسمت ایرانی تقریباً به طور کامل خشک شده است؛ یعنی حوضچههای چهار و پنج که عمیقترین بخشهای تالاب بودند، از بین رفتهاند و تنها حوضچههای یک و دو باقی ماندهاند که آنها هم هنوز تا حدی آب دارند.
یکی از دلایل مهم این اتفاق، تخریب ناشی از فعالیتهای صنعتی و میادین نفتی است. البته در این منطقه کشاورزی هم وجود دارد، اما بخش عمده تخریب به فعالیتهای نفتی مربوط است.
در واقع میادین نفتی در بخش جنوبی قرار گرفتند و همین موضوع باعث شد امکان آبگیری کامل این قسمت فراهم نشود.»
همه تقصیر را نمیتوان به گردن همسایه انداخت
آشتیانی با انتقاد از نگاههای تکبعدی به بحران هورالعظیم افزود: «اما اینکه تمام انگشت اتهام را به سمت کشور همسایه یا حتی ترکیه بگیریم، من به شدت با این موضوع مخالفم. ما هم در این ماجرا سهم داشتیم و اینکه ایران آب را به بخش عراقی نداد، قابل انکار نیست.
باید یک تعامل برد-برد شکل میگرفت؛ یعنی عراق ملزم میشد حقابه بخش خودش را تأمین کند و ما هم حقابه بخش ایرانی را تأمین میکردیم تا این همکاری برای هر دو طرف منفعت داشته باشد.
اینکه ما ضعیف بودیم، توان این کار را نداشتیم یا نخواستیم، موضوع دیگری است. به نظر من، بیشتر نخواستیم، چون در حوزههای دیگر به حمایت عراق نیاز داشتیم و این موضوع هم قابل درک است.»
انتقال آب به عراق در شرایط فعلی، تصمیم درستی نیست
این پژوهشگر حوزه هورالعظیم درباره انتقال آب از ایران به بخش عراقی تالاب گفت: «اما با شرایطی که امروز ایجاد شده، من به شدت مخالف انتقال آب از ایران به عراق هستم.
آتش با امکانات ابتدایی؛ بحران تجهیزات در هورالعظیم
آشتیانی درباره کمبود امکانات اطفای حریق گفت: «موضوع دیگر، تجهیزات اطفای حریق است. حتی اگر امروز بالگردی بخواهد وارد منطقه شود، با توجه به شرایط موجود ممکن است با محدودیتهای امنیتی مواجه شود. بنابراین روی زمین، با امکانات بسیار محدود تلاش میشود آتش مهار شود؛ اما در چنین وسعتی، با ابزارهای ابتدایی نمیتوان انتظار زیادی داشت.»
نفت؛ زخمی که بر پیکر بخش جنوبی تالاب ماند
او با اشاره به نقش فعالیتهای نفتی در وضعیت فعلی هورالعظیم ادامه داد: «در حداقل ۳۰ سال اخیر، به جز سال ۹۸ که شرایط سیلابی خاصی ایجاد شد، حقابه قابل توجهی برای هورالعظیم پرداخت نشده و تالاب به شرایط اکولوژیک مورد نیاز خود نرسیده است. در کنار بحث حقابه، بخش جنوبی تالاب به دلیل فعالیتهای نفتی نیز اجازه آبگیری کامل پیدا نکرد.
اگر با مسئولان اجتماعی شرکت مهندسی و توسعه نفت، به عنوان کارفرمای میادین نفتی منطقه، صحبت کنید، مشخص میشود که ارتفاع دکلها و تجهیزات باید افزایش پیدا میکرد تا امکان آبگیری تالاب فراهم شود. حتی امکان افزایش ارتفاع تجهیزات تا حدود سه متر وجود داشت، اما این کار انجام نشد و ارتفاعها در حدود یک و نیم متر باقی ماند. در نتیجه، با بالا آمدن آب و آبگیری تالاب، تجهیزات دچار مشکل میشدند و به همین دلیل عملاً بخش جنوبی خشک نگه داشته شد.»
بخش شمالی؛ آخرین بازمانده زیستبوم هورالعظیم
آشتیانی با اشاره به وضعیت بخش شمالی تالاب گفت: «از سوی دیگر، در بخش شمالی که منطقه بکرتر تالاب است، اکنون دو میدان نفتی سفیر و یاران نیز در همین محدوده قرار دارند و نگرانیهایی درباره تخریب این بخش وجود دارد.
در کنار همه این موارد، کشاورزی غیرقانونی هم در منطقه وجود دارد، اما نباید فراموش کنیم که کشاورزان منطقه در این شرایط، جزو آسیبپذیرترین گروهها هستند. آنها هم به دلیل شرایط موجود، برای ادامه زندگی و تأمین معیشت خود تلاش میکنند. واقعیت این است که حقابه بخش ایرانی تالاب پرداخت نشده است.
نگاه وزارت نیرو این است که آب باید به بخشهایی مانند کشاورزی و صنعت فروخته شود و در مقابل آن درآمدی ایجاد شود تا بتواند هزینههای خود را تأمین کند. از این منظر، رهاسازی آب برای تالاب گویی به معنای هدر رفتن آب و رایگان از دست رفتن منابع است. از طرف دیگر، در شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی، این نگاه وجود دارد که اختصاص آب به تالاب از نظر اقتصادی برای برخی بخشها توجیه ندارد. اما نتیجه این نگاهها این شده که هورالعظیم از بین رفته است.»
هورالعظیم نسوخت؛ سالها خشک شد تا آماده آتش شود
آشتیانی جمعبندی کرد: «دلیل اینکه اکنون بخش جنوبی تالاب آتش نمیگیرد، این نیست که وضعیت خوبی دارد؛ بلکه به این دلیل است که دیگر چیزی برای سوختن باقی نمانده است.
آن بخش خشک شده و تبدیل به زمین برهنه شده است. اما بخش شمالی آتش گرفته، چون دقیقاً همان جایی است که نیزارهای باقیمانده و متراکم وجود دارند؛ نیزارهایی که سالها خشک ماندهاند و بالاترین ظرفیت اشتعال را داشتهاند. به همین دلیل است که امروز شاهد این آتشسوزی گسترده در هورالعظیم هستیم.»