رکنا گزارش می دهد
خاکسپاری روزانه هزاران تن سم در قلب طبیعت شمال / ادامه بحران پسماند مازندران
اجتماعی رکنا:مازندران در سکوت و انفعال دستگاههای مسئول، آرامآرام زیر کوهی از زباله و باتلاقی از شیرابههای سمی دفن میشود. بحران پسماند در شمال کشور از مرز یک معضل بهداشتی گذشته و به فاجعهای ملی و خاموش تبدیل شده است؛ جایی که وعدههای دهانپرکن کارخانههای زبالهسوز و کمپوست سالهاست در حد حرف و روبانهای نمادین باقی ماندهاند، در حالی که روزانه بیش از سه هزار تن پسماند، بیرحمانه در عمق کهنسالترین جنگلهای زمین خالی میشود و سموم آن از مسیر آبهای زیرزمینی و شالیزارها، مستقیما سلامت یک نسل را هدف گرفته است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مازندران سالهاست تاوان زیبایی و گردشگرپذیر بودن خود را با ریختن شیرابه در رگهای حیاتیاش پس میدهد. زیر سایه غفلت مدیریتی و پروژههای ناتمام، کهنسالترین میراث طبیعی ایران در حال تبدیل شدن به یک زبالهدانی بزرگ است. بحران پسماند در شمال کشور از مرحله هشدار عبور کرده و اکنون به فاز تخریب برگشتناپذیر منابع آب، خاک و سلامت عمومی رسیده است؛ بحرانی که نه با افتتاحهای نمادین مهار شده و نه با وعدههای تکراری سامان یافته است.
روزی نیست که کوههای سرسبز البرز و جنگلهای باستانی هیرکانی، زیر بار سنگین صدها کامیون زباله شهری و روستایی کمر خم نکنند. مازندران به عنوان قطب گردشگری کشور، روزانه بیش از سه هزار تن زباله تولید میکند؛ رقمی که در ایام تعطیلات و با هجوم مسافران، رشدی سرسامآور پیدا میکند. اما واقعیت تلخ اینجاست که سازوکار جمعآوری و امحای پسماند در این خطه، دههها از استانداردهای اولیه بهداشتی و محیطزیستی عقب مانده است. هنوز هم در قرن بیست و یکم، بخش عمدهای از طلای کثیف در دل جنگلها و مجاورت رودخانهها به بدویترین شکل ممکن رها و تلنبار میشود.
![]()
گسیل پسماند به دل جنگل فقط انباشت چند کیسه و پلاستیک نیست؛ مسئله اصلی، سم مهلکی به نام شیرابه است. هر تن زباله تر صدها لیتر شیرابه به شدت سمی و حاوی فلزات سنگین تولید میکند. این مایع سیاه و بدبو، آرام و بیصدا در بافت اسفنجی خاک جنگل نفوذ کرده، سفرههای آب زیرزمینی را آلوده میسازد و در نهایت از طریق چاههای کشاورزی، شالیزارها و آب شرب، به چرخه غذایی و سفرههای مردم بازمیگردد. شیوع انواع بیماریهای گوارشی، پوستی و آمارهای نگرانکننده سرطان در استان، تاوانی است که جامعه برای سوءمدیریت پسماند پرداخت میکند.
در طول سالهای گذشته، نام پروژههای زبالهسوز و کارخانههای کمپوست بارها در اخبار و گزارشهای دولتی تکرار شد. از زبالهسوز ساری گرفته تا وعده تجهیز مراکز پردازش در نوشهر، آمل و بابل؛ اما در عمل خروجی این پروژهها یا بسیار کمتر از وعدههای داده شده بوده یا به دلیل نواقص فنی و کمبود اعتبار، با ظرفیت ناقص کار میکنند. در بسیاری از شهرها، طرح تفکیک از مبدا در حد یک شعار تبلیغاتی باقی مانده و هیچ زیرساخت مشوق یا الزامآوری برای شهروندان تعبیه نشده است.
![]()
واقعیت بیتعارف این است که مازندران در میانه پاسکاری مسئولیتها میان دستگاههای مختلف ذینفع گرفتار شده است. از یک سو شهرداریها کمبود بودجه و ماشینآلات مدرن را بهانه میکنند، از سوی دیگر نهادهای متولی محیطزیست و منابع طبیعی در موضع انفعال یا واکنشهای دیرهنگام قرار دارند. این چرخه ناکارآمد، فرصت تنفس را از جنگلهای میلیونساله گرفته است؛ ذخیرهگاهی که از عصر یخبندان جان سالم به در برده، حالا قربانی ناکارآمدی ساختاری در دفع یک بحران روزمره شده است.
![]()
اگر روند فعلی ادامه یابد، مازندران نه فقط پوشش گیاهی و جذابیت زیستمحیطی خود را از دست خواهد داد، بلکه به دلیل بحران عمیق آلودگی منابع آبی، در آیندهای نه چندان دور با چالش مهاجرت معکوس ساکنان بومی و نابودی بخش عمدهای از اراضی بارور کشاورزی روبرو میشود. حل مسئله پسماند شمال دیگر با اختصاص اعتبارات قطرهچکانی یا برگزاری جلسات نمایشی ممکن نیست؛ نجات هیرکانی نیازمند اراده ملی، ورود فناوریهای استاندارد، استقرار فوری شبکه تفکیک و پردازش علمی و پاسخگویی شفاف مدیرانی است که سلامت یک نسل را پای بیبرنامگی هدر دادهاند.
-
فیلم سفر در زمان/ همبازی شدن دوباره حسن معجونی و پسرش بعد از 11 سال / خاطره های همه زنده شد
ارسال نظر