در گفت و گوی رکنا با مهندس شاغل در فاز ۱۱ پارس جنوبی مطرح شد
این مردان خلیج فارس، چراغ ایران را روشن نگه داشتند / ایستادگی در دل جنگ + فیلم
اجتماعی رکنا، در حالی که صدای انفجار و عبور جنگندهها آسمان جنوب کشور را میشکافد، مردانی بر سکوهای گازی پارس جنوبی، صدها کیلومتر دور از خانواده و در میان گرمای سوزان، رطوبت خفهکننده و خطر دائمی گاز و آتش، همچنان ایستادهاند. آنها میدان را ترک نکردهاند؛ زیرا میدانند خاموشی این سکوها تنها توقف یک تأسیسات نیست، بلکه خاموش شدن بخشی از شریان حیاتی ایران است. روایت پیشرو، داستان ایستادگی مردانی است که در دل خلیج فارس، بیادعا و گمنام، از امنیت انرژی کشور پاسداری میکنند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در روزهایی که صدای انفجار از جنوب کشور به گوش میرسد، جنگندهها آسمان را میشکافند و نگرانی از حملات، سایه خود را بر زندگی مردم انداخته است، گروهی از مردان در دورترین نقطه مرزهای انرژی ایران همچنان ایستادهاند؛ مردانی که نه نامشان در تیترها میآید و نه تصویرشان روی صفحه تلویزیون نقش میبندد، اما اگر لحظهای میدان را خالی کنند، بخشی از شریان حیاتی کشور از حرکت بازمیایستد.
آنها ساکنان سکوهای گازی پارس جنوبیاند؛ سازههای فولادی عظیمی که بیش از ۱۰۰ کیلومتر دورتر از ساحل ایران، در دل خلیج فارس بر آب ایستادهاند. جایی که شب و روز، جنگ و آرامش، گرما و طوفان، معنای دیگری پیدا میکند.
یکی از این مردان، وحید رحمانی، مهندس شاغل در فاز ۱۱ پارس جنوبی است. او این روزها را برای خبرنگار اجتماعی رکنا از روی سکویی روایت میکند که هفتههاست خانهاش شده است.
«قبل از جنگ، هر دو هفته یکبار با هلیکوپتر جابهجا میشدیم؛ دو هفته روی سکو و دو هفته کنار خانواده. اما حالا شرایط جنگی، وضعیت امنیتی و محدودیتهای جابهجایی همه چیز را به هم ریخته است. من الان ۳۷ روز است که روی سکو ماندهام.»
۳۷ روز دوری از خانه، دوری از خانواده و زندگی در نقطهای که از هر سو تنها آب دیده میشود.
جایی که ایران نفس میکشد
بسیاری از مردم، مشعلهای عسلویه را دیدهاند، اما کمتر کسی میداند گازی که خانهها را گرم میکند و چرخ صنایع را میچرخاند، از کجا میآید.
مخزن عظیم پارس جنوبی در اعماق خلیج فارس قرار دارد؛ میدان مشترکی که چاههای آن تا پنج کیلومتر در دل زمین فرو رفتهاند. گاز از دل این چاهها استخراج میشود و پس از طی صدها کیلومتر مسیر دریایی و زمینی، به خانه میلیونها ایرانی میرسد.
اما پیش از رسیدن به شهرها، مردانی هستند که باید شبانهروز مراقب باشند تا هیچ خللی در این مسیر ایجاد نشود.
روی هر سکو، گروهی از اپراتورها، مهندسان برق، مکانیک، ابزار دقیق، نیروهای بهرهبرداری، جرثقیلبانها، آشپزها و کارکنان خدماتی زندگی میکنند. زندگیای که بیشتر به مأموریتی دائمی شباهت دارد تا یک شغل معمولی.
میان آتش، فولاد و رطوبت
کار روی سکوهای گازی تنها به دوری از خانواده محدود نمیشود.
زمستانهای خلیج فارس شاید به ۲۰ تا ۲۴ درجه برسد، اما تابستان داستان دیگری دارد. دمای هوا گاهی از ۴۵ درجه سانتیگراد عبور میکند و رطوبت، اغلب بالای ۹۰ درصد است؛ رطوبتی که نفس کشیدن را دشوار میکند و لباس کار را در چند دقیقه خیس عرق.
اما این پایان ماجرا نیست.
تجهیزات فرآیندی سکو که وظیفه جداسازی گاز، آب و میعانات را بر عهده دارند، خود دمایی بین ۷۰ تا ۷۵ درجه سانتیگراد دارند. کارکنان در میان انبوهی از لولهها، مخازن و تجهیزاتی کار میکنند که مانند بخاریهای عظیم صنعتی گرما پس میدهند.
رحیمی میگوید: «وقتی در سایت قدم میزنید، انگار بین چندین هیتر بزرگ در حال حرکت هستید. گرمای هوا یک طرف، گرمای تجهیزات هم یک طرف.»
در چنین شرایطی، تعمیر یک پمپ، رفع یک نشتی یا راهاندازی دوباره یک تجهیز، به آزمونی از استقامت تبدیل میشود.
جنگی دیگر در دل دریا
اما آنچه این روزها را متفاوت کرده، فقط گرما و سختی کار نیست.
در هفتههای اخیر، صدای انفجار و عبور جنگندهها به بخشی از زندگی روزمره جنوب کشور تبدیل شده است. برخی تأسیسات انرژی هدف قرار گرفتهاند و نگرانی از حملات، همواره وجود دارد.
با این حال، سکوها خاموش نشدهاند.
در حالی که بسیاری از مردم اخبار جنگ را از صفحه تلفن همراه دنبال میکنند، کارکنان پارس جنوبی در دل خلیج فارس همچنان بر سر شیفتهای خود حاضر میشوند؛ زیرا میدانند خاموش شدن یک سکو فقط توقف یک تأسیسات صنعتی نیست؛ بلکه میتواند بر زندگی میلیونها نفر اثر بگذارد.
جایی که یک اشتباه، آخرین اشتباه است
خطر، همیشگیترین همسایه سکوهاست.
فشار عملیاتی در برخی بخشها به ۱۰۰ تا ۱۱۰ بار میرسد و گازی که استخراج میشود، گازی ترش و حاوی سولفید هیدروژن است؛ گازی که استنشاق مقدار اندکی از آن میتواند در چند لحظه جان انسان را بگیرد.
به همین دلیل، کوچکترین خطا میتواند حادثهای جبرانناپذیر رقم بزند.
نیروهای تعمیرات و نگهداری ساعت کاری مشخصی ندارند. ممکن است نیمهشب تجهیزی از مدار خارج شود و تا طلوع آفتاب همه درگیر بازگرداندن آن به چرخه تولید باشند. گاهی یک عملیات تعمیراتی از غروب آغاز میشود و تا صبح روز بعد ادامه پیدا میکند.
در اینجا، ساعت و تقویم معنای متفاوتی دارند.
قهرمانان بینام
رحیمی از همکارانی یاد میکند که در همین سکوها جان باختهاند؛ کسانی که در دل دریا دچار ایست قلبی شدند و پیش از رسیدن بالگرد یا شناور امدادی، فرصت زندگی را از دست دادند.
او از گلایهای هم میگوید؛ از اینکه با وجود همه این سختیها، احساس میکنند کمتر دیده میشوند.
اما حقیقت این است که ارزش کار این مردان را نمیتوان با اعداد و ارقام سنجید.
در روزهایی که کشور زیر فشار جنگ قرار دارد، هزاران نفر بر فراز سکوهای پارس جنوبی ایستادهاند؛ در گرمای ۴۵ درجه، در رطوبت خفهکننده، در میان تجهیزاتی که دمایشان به ۷۵ درجه میرسد، در فاصلهای بیش از ۱۰۰ کیلومتر از ساحل، دور از خانواده و زیر سایه تهدید.
آنها سربازان گمنام خط مقدم انرژی ایراناند.
اگر رزمندگان از مرزها پاسداری میکنند، این مردان از شریانهایی محافظت میکنند که زندگی روزمره میلیونها ایرانی به آن وابسته است.
شاید نامشان در اخبار تکرار نشود، اما در دل خلیج فارس، جایی میان آسمان و دریا، میان صدای موجها و غرش تجهیزات، مردانی ایستادهاند که در سختترین روزها، اجازه ندادهاند چراغ ایران خاموش شود.