رکنا گزارش می دهد
تالابهای ایران در خط قرمز اکولوژیک/۳ تالاب سرریز، ۴۰ درصد تالابها خشک/ وقتی ۹۰ درصد آب به کشاورزی میرسد
رکنا، در حالی که گزارشهای رسمی از سرریز شدن سه تالاب و افزایش ۳.۷ درصدی بارشها خبر میدهند، بررسی دادههای اکولوژیک تصویر دیگری را آشکار میکند؛ شبکه تالابهای ایران با کسری مزمن حقآبه، برداشت بیرویه منابع آب و تغییرات اقلیمی در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. اکنون بیش از نیمی از تالابهای کشور دورههای طولانی خشکی را تجربه میکنند و بسیاری از آنها به کانونهای بالقوه گرد و غبار تبدیل شدهاند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکناَ، در ظاهر، گزارش رسمی سازمان حفاظت محیط زیست از وضعیت تالابهای کشور در سال جاری حاوی نشانههایی از بهبود است. افزایش متوسط بارشها به میزان ۳.۷ درصد، سرریز شدن سه تالاب و آبگیری نسبی چند تالاب مهم، در نگاه نخست تصویری امیدوارکننده از بازگشت حیات به زیستبومهای آبی کشور ترسیم میکند. اما بررسی دقیقتر دادهها نشان میدهد این تصویر بیش از آنکه نشانه احیای پایدار باشد، حاصل نوسانات مقطعی بارش و مدیریت اضطراری منابع آب است.
ایران با حدود ۲۵۰ تالاب شناساییشده یکی از کشورهای مهم تالابی در منطقه غرب آسیا محسوب میشود. مجموع مساحت این تالابها در شرایط طبیعی به حدود ۳ میلیون هکتار میرسد. با این حال بر اساس برآوردهای کارشناسی، در دو دهه اخیر بیش از ۴۰ درصد این مساحت یا بهطور کامل خشک شده یا با کاهش شدید سطح آب مواجه شده است. در چنین شرایطی، افزایش ۳.۷ درصدی بارش در مقیاس ملی، اگرچه در برخی حوضهها تأثیرگذار بوده، اما برای جبران کسری انباشته منابع آب در تالابها کافی نیست.
شمال کشور؛ تالابهایی که با عقبنشینی خزر میجنگند
در حوضه تالابهای شمالی کشور، مهمترین عامل بحران نه کاهش بارش بلکه تغییرات تراز دریای خزر است. طی یک دهه گذشته سطح آب خزر بیش از یک متر کاهش یافته و همین مسئله باعث شده بسیاری از تالابهای ساحلی با اختلال جدی در تبادل آبی مواجه شوند.
تالاب بوجاق در استان گیلان نمونهای از این وضعیت است. اگرچه بارشهای مناسب سال جاری و برخی اقدامات مدیریتی توانسته شرایط این تالاب را تا حدی تثبیت کند، اما دادههای هیدرولوژیک نشان میدهد افت تراز آب خزر همچنان تهدید اصلی برای تالابهای ساحلی شمال کشور است.
تالاب انزلی نیز که یکی از مهمترین تالابهای ثبتشده در کنوانسیون رامسر محسوب میشود، علاوه بر رسوبگذاری گسترده با هجوم گونه مهاجم سنبل آبی دستوپنجه نرم میکند. برآوردها نشان میدهد این گیاه مهاجم در برخی بخشهای تالاب بیش از ۲۰ درصد سطح آب را پوشانده و با کاهش اکسیژن محلول، تهدیدی جدی برای حیات آبزیان ایجاد کرده است.
میانکاله و خلیج گرگان؛ نبرد با عقبنشینی دریا
خلیج گرگان و تالاب میانکاله در سالهای اخیر به یکی از کانونهای بحران تالابی در ایران تبدیل شدهاند. کاهش تبادل آب میان خلیج و دریای خزر، همراه با افت تراز دریا، باعث شده عمق متوسط آب در بخشهایی از خلیج به کمتر از یک متر برسد.
لایروبی کانال آشوراده توانسته موقتاً ارتباط هیدرولوژیک خلیج با دریا را حفظ کند، اما مدلهای پیشبینی نشان میدهد در صورت ادامه روند فعلی کاهش سطح خزر، بدون اقدامات تکمیلی احتمال تبدیل شدن بخشهایی از خلیج گرگان به پهنههای گلی و کمعمق وجود دارد.
شمال شرق؛ تالابهایی که حقآبه ندارند
در استان گلستان، تالابهای آلاگل و آجیگل همچنان با کمبود شدید آب روبهرو هستند. اگرچه بارشهای اخیر و لایروبی ورودیها باعث آبگیری بخشی از تالابها شده، اما حجم آب ورودی به اندازهای نبوده که تالاب آلاگل به سطح پایدار برسد.
مطالعات حوضه آبریز نشان میدهد برداشت آب در بخش کشاورزی در برخی مناطق حوضه اترک تا ۸۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر را مصرف میکند. در چنین شرایطی، تأمین حقآبه محیط زیستی تالابها عملاً در اولویتهای مدیریتی پایینتر قرار گرفته است.
تالاب گمیشان نیز علاوه بر بحران کمآبی با مسئله عقبنشینی دریای خزر مواجه است؛ پدیدهای که میتواند در سالهای آینده ساختار هیدرولوژیک این تالاب ساحلی را بهطور اساسی تغییر دهد.
آذربایجان شرقی؛ احیای شکننده در حوضه ارومیه
در شمال غرب کشور، تالاب قوریگل امسال حدود ۷۰ درصد آبگیری شده اما عمق آب در بخش زیادی از تالاب کم گزارش شده است. چنین وضعیتی نشان میدهد این تالاب همچنان در برابر کوچکترین اختلال در تأمین آب بسیار آسیبپذیر است.
تالاب قرهقشلاق نیز که یکی از تالابهای اقماری حوضه دریاچه ارومیه محسوب میشود، پس از چند سال خشکی مجدداً آبگیری شده است. اهمیت این تالاب در نقش آن بهعنوان زیستگاه پشتیبان برای پرندگان مهاجر در اکوسیستم دریاچه ارومیه است؛ اکوسیستمی که طی دو دهه اخیر بیش از ۹۰ درصد سطح آب خود را از دست داده است.
فارس؛ تالابهایی که با سدها نفس میکشند
در استان فارس، تالابهای بختگان، طشک، مهارلو و ارژن بهعنوان یکی از بحرانیترین مجموعههای تالابی کشور شناخته میشوند. دادههای رسمی نشان میدهد تالاب مهارلو در سال جاری حدود ۸۰ درصد آبگیری شده، اما تالاب بختگان که زمانی دومین دریاچه بزرگ داخلی ایران بود، تنها ۳۰ درصد آبگیری اولیه داشته و اکنون سطح آبدار آن به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یافته است.
این اعداد در حالی ثبت شده که بختگان برای پایداری اکولوژیک به بیش از یک میلیارد مترمکعب آب سالانه نیاز دارد؛ رقمی که در سالهای اخیر تنها بخش کوچکی از آن تأمین شده است.
تالاب ارژن نیز با وجود ثبت در فهرست رامسر و ذخیرهگاه زیستکره، تنها حدود ۳۰ درصد آبگیری شده است. در بسیاری از سالها، رهاسازی آب از سدهای بالادست تعیینکننده اصلی سرنوشت این تالاب بوده است.
خوزستان؛ تالابهایی با اهمیت امنیتی
تالابهای هورالعظیم و شادگان از بزرگترین اکوسیستمهای آبی غرب آسیا محسوب میشوند و نقشی حیاتی در کنترل ریزگردها، تنظیم اقلیم محلی و تأمین معیشت جوامع بومی دارند.
بخشهایی از هورالعظیم در سال جاری آبگیری نسبتاً مناسبی داشته و مخزن سوم آن نیز در حال آبگیری است. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند تداوم فعالیتهای نفتی و ساخت جادههای دسترسی در داخل تالاب، همچنان ساختار طبیعی جریان آب را مختل میکند.
تالاب شادگان نیز در حال حاضر از نظر حجم آب شرایط نسبتاً پایداری دارد. این تالاب با مساحتی بیش از ۴۰۰ هزار هکتار یکی از بزرگترین تالابهای ثبتشده در کنوانسیون رامسر است و بهطور مستقیم معیشت هزاران صیاد و دامدار محلی را تأمین میکند.
سه تالاب سرریز کردند؛ آماری که معنای دیگری دارد
در میان دهها تالاب کشور، تنها سه تالاب در سال جاری به مرحله سرریز رسیدهاند: شیمبار در خوزستان، زریوار در کردستان و تالاب حله در بوشهر.
تالاب شیمبار پس از سه سال اقدامات احیایی و بارشهای اخیر بهطور کامل آبگیری شده است. تالاب زریوار نیز در نتیجه افزایش بارشها و مدیریت بهتر منابع آب به مرحله سرریز رسیده است. تالاب حله نیز با اصلاح سازههای ورودی آب توانسته برای نخستین بار در سالهای اخیر آبگیری کامل را تجربه کند.
اما در مقیاس ملی، سرریز شدن سه تالاب در میان صدها تالاب کشور بیش از آنکه نشانه احیا باشد، نشاندهنده عمق بحران در سایر تالابهاست.
فلات مرکزی؛ کانون خاموش گرد و غبار آینده
در فلات مرکزی ایران وضعیت به مراتب نگرانکنندهتر است. تالاب مرّه در استان قم امسال شرایط آبی مناسبی داشته و حضور گسترده فلامینگوها در آن گزارش شده است، اما دریاچه نمک و حوض سلطان تقریباً فاقد آب بوده و تنها بستر مرطوب دارند.
در استان البرز، تالاب صالحیه به یکی از کانونهای بالقوه تولید گرد و غبار تبدیل شده است. از این تالاب که زمانی هزاران هکتار وسعت داشت، امسال تنها حدود ۵ تا ۱۰ هکتار آبگیری شده است. وجود کانال زهکشی در میانه تالاب که در دهه ۸۰ ایجاد شده، بخش عمده جریانهای آبی را از این اکوسیستم خارج میکند.
آسیبهای جدید؛ سایه جنگ بر تالابهای جنوب
در کنار فشارهای اقلیمی و مدیریتی، تالابهای ساحلی جنوب کشور در ماههای اخیر با عامل تازهای از تهدید مواجه شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که برخی از این تالابها در پی حملات نظامی اخیر آسیب دیدهاند. اگرچه ارزیابی دقیق میزان خسارت هنوز در دست انجام است، اما تجربههای مشابه نشان میدهد آلودگیهای ناشی از درگیریهای نظامی میتواند آثار بلندمدت بر اکوسیستمهای ساحلی بر جای بگذارد.
بحران واقعی؛ کسری حقآبه محیط زیست
اما در پس همه این تحولات، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: حقآبه تالابها. بر اساس قوانین ایران، پس از تأمین آب شرب، محیط زیست باید در اولویت دوم تخصیص منابع آبی قرار گیرد. با این حال در عمل، سهم محیط زیست اغلب در انتهای زنجیره تخصیص آب قرار میگیرد.
برآوردهای رسمی نشان میدهد بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد مصرف آب کشور در بخش کشاورزی صورت میگیرد. این در حالی است که بسیاری از تالابهای ایران برای بقا به کسری آبی چند صد میلیون مترمکعبی دچار هستند.
چشمانداز؛ سرنوشت تالابها در گرو تصمیمهای سخت
تصویر کلی تالابهای ایران در سال جاری ترکیبی از بهبودهای مقطعی و بحرانهای ساختاری است. در حالی که چند تالاب به لطف بارشها جان تازه گرفتهاند، دهها تالاب دیگر همچنان در آستانه خشکیدگی کامل قرار دارند.
در چنین شرایطی، سرنوشت تالابهای ایران بیش از هر زمان دیگری به اصلاح الگوی مصرف آب، بازنگری در سیاستهای توسعه کشاورزی و اجرای واقعی حقآبههای محیط زیستی وابسته است. بدون چنین تغییراتی، بسیاری از تالابهای کشور در سالهای آینده نهتنها احیا نخواهند شد، بلکه به کانونهای دائمی گرد و غبار و بحرانهای زیستمحیطی تبدیل خواهند شد.
ارسال نظر