جنگ در بیرون، خشونت در درون خانه؛ آزمون فوری بهزیستی و اورژانس اجتماعی در مهار بحران پنهان خانواده‌ ها/ نیاز افزایش رصد میدانی در همه محلات
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، یک ماه از آغاز جنگ نظامی ناگهانی می‌گذرد؛ بحرانی که از نهم اسفندماه آغاز شد و زندگی میلیون‌ها ایرانی را در کوتاه‌ترین زمان دستخوش اختلال عمیق کرد. در فاصله‌ای کوتاه، خیابان‌های شلوغ شهرهای بزرگ خالی شد، مراکز خصوصی و دولتی تعطیل، فعالیت‌های اقتصادی متوقف و خانواده‌ها عملاً در خانه‌هایشان محصور شدند. این وضعیت، همان‌گونه که در تمامی بحران‌های مشابه جهانی مشاهده شده است، پیامدهای اجتماعی و روانی گسترده‌ای به دنبال دارد؛ پیامدهایی که اگر بی‌پاسخ بماند، می‌تواند در سکوت خانه‌ها به فاجعه‌های کوچک و بزرگ تبدیل شود.

تعطیلی ناگهانی محل کار، قطع تعاملات روزمره و کاهش شدید فعالیت‌های اقتصادی نه‌تنها منجر به کاهش درآمد، که موجب شکل‌گیری استرس شدید، بی‌ثباتی روانی و احساس بی‌پناهی در میان خانواده‌ها شده است.

اقشار مختلف جامعه، از کارگران روزمزد تا کارمندان ادارات، اکنون با وضعیتی مواجه‌اند که نه زمان پایان آن مشخص است و نه چشم‌انداز بازگشت به روال عادی زندگی. این بلاتکلیفی، همان‌طور که در مطالعات بحران‌های مشابه مشاهده شده، بستر شکل‌گیری افسردگی، اضطراب مزمن و تنش‌های خانوادگی است.

در چنین شرایطی، خانه که قرار است امن‌ترین محل باشد، به‌طور بالقوه می‌تواند به صحنه افزایش خشونت خانگی تبدیل شود؛ خشونتی که پیش از بحران نیز آمار قابل توجهی داشت و اکنون با فشرده شدن اعضای خانواده در یک فضای کوچک و استرس‌زا، احتمال وقوع آن بالاتر رفته است. زنان، کودکان، سالمندان و حتی مردان در معرض خطرند. فشار اقتصادی، احساس ناتوانی، فقدان فضای تنفسی، اضطراب آینده و نبود دسترسی آسان به خدمات حمایتی، همگی عوامل تشدیدکننده‌اند.

در این فضا، نقش سازمان بهزیستی و اورژانس اجتماعی بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. این نهادها در خط مقدم حمایت از آسیب‌دیدگان قرار دارند، اما بحران جاری نیازمند بازتعریف شیوه‌های مداخله و افزایش چابکی عملیاتی است. نخستین مطالبه روشن از این سازمان‌ها، فعال نگاه داشتن مستمر و بدون وقفه سامانه‌های ۱۲۳، مراکز مداخله در بحران، خانه‌های امن و تیم‌های سیار اورژانس اجتماعی است. در شرایط تعطیلی عمومی، تنها نهادهایی که تعطیلی‌پذیر نیستند همین مراکز حمایتی‌اند.

دومین ضرورت، افزایش ظرفیت پاسخ‌دهی فوری است. موضوعی که در شرایط مشابه جهانی نیز مسبوق به سابقه است. اما بدون افزایش تعداد نیروهای خط پاسخگو، اختصاص خودروهای بیشتر برای اعزام‌های ضروری و ایجاد مراکز اسکان موقت، هیچ سازوکار حمایتی قادر به کنترل حجم بحران نخواهد بود.

سومین مطالبه، حضور فعال میدانی است؛ نه صرفاً پاسخ‌گویی تلفنی. تیم‌های اورژانس اجتماعی باید با رعایت اصول ایمنی، در محلات پرجمعیت و مناطق پرخطر حضور پررنگ‌تری داشته باشند این رصد های میدانی و بررسی محلات باید همه طبقات اجتماعی از شمال تا جنوب از شرق تا غرب هر شهر را در بر بگیرد زیرا خشونت خانگی طبقه اجتماعی و سطح سواد و جنسیت نمی شناسد.تجربه نشان داده است که مداخله سریع و حضوری در بسیاری از موارد مانع تشدید خشونت و حتی نجات‌دهنده جان افراد است.

بهزیستی همچنین باید نقش ارتباطی خود را تقویت کند. اطلاع‌رسانی گسترده درباره خدمات حمایتی، در شرایطی که بسیاری رسانه‌ها درگیر پوشش اخبار جنگ‌اند، نقش حیاتی دارد.

راه‌اندازی کمپین‌های اطلاع‌رسانی اضطراری در پیام‌رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و حتی از طریق پیامک سراسری می‌تواند آگاهی خانواده‌ها از راه‌های کمک را به شکل چشمگیری افزایش دهد. مردم باید بدانند که در این روزها تنها نیستند و همچنان می‌توانند از حمایت نهادهای تخصصی بهره‌مند شوند.

در کنار این‌ها، یکی از مهم‌ترین مطالبه‌ها، ارائه خدمات روان‌درمانی و مشاوره از راه دور است. شرایط فعلی امکان مراجعه حضوری را کاهش داده، بنابراین مشاوره‌های تلفنی و آنلاین باید به‌صورت گسترده، رایگان و در دسترس قرار گیرد. بسیاری از تنش‌های خانگی قابل پیشگیری‌اند، اگر خانواده‌ها امکان بیان و مدیریت احساسات خود را داشته باشند.

در نهایت، بحران‌های این‌چنینی آزمونی برای کارآمدی ساختارهای حمایتی‌اند. جامعه، بیش از هر زمان دیگر، به حضور فعال و موثر نهادهای تخصصی نیاز دارد. امروز وقت آن است که بهزیستی و اورژانس اجتماعی با تقویت نیروها، گسترش خدمات و حضور میدانی مستمر، سپر دفاعی خانواده‌ها در برابر خشونت و فروپاشی روانی باشند. این بحران، اگرچه سخت و نفس‌گیر است، اما با مداخله درست می‌توان از آسیب‌های ثانویه و خاموش آن جلوگیری کرد؛ آسیب‌هایی که ممکن است حتی پس از پایان درگیری نظامی نیز سال‌ها ادامه یابد.

 

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات