رکنا گزارش می دهد
در یکماه 60 اثر تاریخی تهران مورد تخریب حملات نظامی قرار گرفت / نقض آشکار قوانین حفاظت از اموال فرهنگی و تاریخی در زمان جنگ
رکنا، حملات نظامی اخیر به تهران، ضمن تحمیل خسارات جبرانناپذیر بر میراث غنی پایتخت، نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه و کنوانسیونهای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ محسوب میشود. عدم رعایت فواصل ایمنی تعیین شده توسط یونسکو، نه تنها منجر به نابودی هویت تاریخی ایران شده، بلکه مسئولیت حقوقی بینالمللی برای طرف مهاجم به همراه دارد و نیازمند اتخاذ تدابیر فوری برای حفاظت از این آثار ارزشمند است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در بحبوحه درگیری های نظامی جاری میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلافی شامل آمریکا و اسرائیل که از نهم اسفندماه 1404 آغاز و اکنون در آستانه دومین ماه خود قرار دارد، خسارات وارده بر تار و پود میراث فرهنگی پایتخت، ابعاد نگرانکنندهای به خود گرفته است.
بر اساس پایش های اخیر، بیش از شصت اثر تاریخی ارزشمند، عمدتاً از دوران قاجار و پهلوی، در حملات هوایی اخیر دچار آسیبهای جدی شدهاند؛ برخی تخریبها به حدی است که مرمت آنها را در هالهای از ابهام فرو برده و برخی دیگر، به دلیل محدودیتهای میدانی، هنوز ارزیابی دقیقی از میزان تخریب آنها در دست نیست، اما با توجه به نزدیکی به نقاط انفجار، احتمال آسیبدیدگی گسترده آنها قوی است.
این گزارش به تحلیل عمیق اثرات مخرب و بلندمدت موجهای انفجار بر تمامی اجزای این آثار، از جمله شیشه، دیوار، پارچه، سنگفرش و اشیاء موزهای، پرداخته و انطباق این رویدادها را با معیارهای جهانی حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ و پیامدهای حقوقی مترتب بر آن مورد بررسی قرار میدهد.
شکافت فنی و زیستی عناصر تاریخی در مواجهه با شوکهای انفجاری
موجهای انفجار، در هر مقیاسی، نیروی مخربی را به ساختارهای تاریخی وارد میکنند که اثرات آن فراتر از خرابیهای سطحی است. در مورد آثار موزهای، این شوکها موجب شکستگی و خرد شدن لایههای حفاظتی شیشهای، و در نتیجه، آسیب مستقیم به اشیاء نفیس گلی، سفالی، فلزی، مسی و سنگی میشود. این برخوردها تنها منجر به خرابی ظاهری نمیشوند، بلکه با ایجاد ترکهای ریز و درشت، تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت ناشی از انفجار، و شوکهای مکانیکی مکرر، ساختار مولکولی مواد را در بلندمدت متزلزل کرده و عمر مفید آنها را به شدت کاهش میدهند.
در خصوص بناهای تاریخی، لایههای مختلف معماری، از جمله دیوارها، تزئینات گچبری، کاشیکاری و نمای سنگی، در معرض فشارهای مخرب قرار میگیرند.
این فشارها نه تنها باعث ترکخوردگی و ورم در بتن و سنگ میشوند، بلکه با آسیب رساندن به اتصالات و ساختارهای داخلی، پایداری کلی بنا را مختل کرده و زمینهساز ناپایداریهای سازهای در آینده میشوند.
منسوجات تاریخی، اعم از پردهها، فرشها و پوشاک، به دلیل ماهیت ظریف خود، در معرض سوختگی، تغییر رنگ، پوسیدگی و از هم گسستگی قرار میگیرند. ذرات معلق ناشی از انفجار و تغییرات ناگهانی محیطی، این فرآیند زوال را تسریع میبخشند. سنگفرشها و عناصر نما نیز با شکسته شدن، خراشیدگی و جابجایی، زیباییشناسی و کارایی خود را از دست داده و فرسایش آنها شتاب میگیرد.
پیامدهای بلندمدت و تحلیل تخریب ساختاری
اثرات بلندمدت این صدمات، فراتر از یک مرمت سطحی است. شوکهای انفجاری مکرر، موجب ایجاد تنشهای داخلی در ساختارهای سنگی، گلی و فلزی شده و حتی اگر در ابتدا قابل مشاهده نباشند، به مرور زمان منجر به ترکهای عمیق، خرد شدن مواد و در نهایت، از بین رفتن یکپارچگی سازه میشوند.
بسیاری از اشیاء باستانی، به دلیل قدمت و جنس مواد تشکیلدهنده، در برابر این تنشهای ناگهانی و شدید، شکنندگی بالایی از خود نشان میدهند و ترمیم آنها نیازمند دانش تخصصی، منابع مالی قابل توجه و تکنیکهای پیچیده مرمتی است که گاهی در حد غیرممکن یا بسیار پرهزینه قرار میگیرد.
آسیب به لایههای تزئینی و جزئیات ظریف، نه تنها ارزش زیباییشناختی اثر را کاهش میدهد، بلکه اصالت تاریخی و اعتبار علمی آن را زیر سوال میبرد.
علاوه بر این، خسارات وارده به پوششهای محافظتی، مانند شیشههای موزهها یا سقف بناها، آثار را در معرض عوامل مخرب محیطی مانند رطوبت، گرد و غبار و نوسانات دمایی قرار داده و فرآیند زوال را تسریع میبخشد.
در چنین شرایطی، پروژههای بلندمدت حفاظت و مرمت که نیازمند برنامهریزی دقیق و تخصیص منابع پایدار هستند، با توقف یا تأخیر مواجه شده و میراث فرهنگی در معرض خطر نابودی دائمی قرار میگیرد.
انطباق با معیارهای جهانی و مسئولیت حقوقی در شرایط جنگی
حقوق بینالملل بشردوستانه، با درک اهمیت حیاتی حفظ میراث فرهنگی بشریت، چارچوبهای مشخصی را برای حفاظت از مراکز تاریخی در زمان درگیریهای مسلحانه تدوین کرده است.
کنوانسیونهای لاهه (1907) و به ویژه کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در صورت بروز مخاصمات مسلحانه (1954) به صراحت هرگونه حمله مستقیم یا ضرر رساندن به اماکن تاریخی، موزهها و آثار فرهنگی را که به عنوان اهداف نظامی تعیین نشدهاند، ممنوع کردهاند.
همچنین، راهنماییهای سازمان یونسکو، بر ضرورت رعایت فاصلههای ایمنی مشخص،بین اهداف نظامی و مراکز فرهنگی تأکید دارد. هرگونه نقض این مقررات، نه تنها عملی غیرانسانی و خلاف عرف بینالمللی محسوب میشود، بلکه مسئولیت حقوقی مستقیم برای طرف مهاجم به همراه دارد و میتواند در مجامع بینالمللی مورد پیگرد قرار گیرد.
درگیریهای اخیر در تهران، در صورت عدم رعایت این فاصلهها و اصول، نقض آشکار این قوانین بوده و تبعات حقوقی، سیاسی و فرهنگی گستردهای را به همراه خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار رکنا، حملات هوایی اخیر، لایههای متعددی از تخریب را بر پیکر میراث فرهنگی تهران تحمیل کرده است که اثرات آن به مراتب فراتر از خسارات مادی و فنی آنی است. این تخریبها، با از بین بردن اصالت و ارزش تاریخی آثار، حافظه جمعی یک ملت را هدف قرار داده و بازسازی آن در بلندمدت، با چالشهای فنی، مالی و حقوقی عظیمی همراه خواهد بود.
ضروری است که در چارچوب قوانین بینالمللی، تدابیر لازم برای حفاظت از این آثار اتخاذ شده و از هرگونه اقدامی که منجر به آسیب بیشتر گردد، جلوگیری شود. در غیر این صورت، نه تنها بخش قابل توجهی از هویت تاریخی ایران در معرض نابودی قرار خواهد گرفت، بلکه نقض آشکار حقوق فرهنگی بشریت، لکه ننگی بر تاریخ معاصر خواهد بود.
ارسال نظر