آقای رئیس جمهور، این فاکتور کوچک، تصویری بزرگ از معیشت نابسامان مردم است/ پرداخت ۴۰۰ هزار تومان برای سه قلم خرید سوپرمارکتی ساده!
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، فاکتورهای خرید  شهروندان داغ و سوزان است. شب گذشته، سه قلم کالا، بی‌هیچ تجملی؛ یک بسته نان تست، یک اسنک و یک بسته کوچک رایس‌کیک برنجی. عدد پایین برگه حساب ۴۰۰ هزار تومان ثبت شد. نه گوشت در کار است، نه برنج ایرانی، نه میوه فصل. فقط یک خرید حداقلی برای رفع یک نیاز ساده. اما همین ۴۰۰ هزار تومان، وقتی در کنار حداقل دستمزد ۱۰ میلیون و ۳۹۰ هزار و ۹۶۸ تومانی سال ۱۴۰۴ قرار می‌گیرد، به عددی تکان‌دهنده تبدیل می‌شود.

۴۰۰ هزار تومان معادل حدود ۳.۸ تا ۴ درصد حداقل حقوق ماهانه یک کارگر است. یعنی اگر یک کارگر با حداقل دریافتی تنها روزی یک خرید مشابه انجام دهد، در پایان ماه باید حدود ۱۲ میلیون تومان هزینه کند؛ رقمی بالاتر از کل حقوقش. حتی اگر چنین خریدی فقط ۱۵ روز در ماه تکرار شود، هزینه آن به ۶ میلیون تومان می‌رسد؛ بیش از نیمی از درآمد ماهانه. این برآورد ساده نشان می‌دهد که فاصله میان دستمزد و هزینه‌های جاری زندگی به شکل خطرناکی در حال گسترش است.

در پایان دی‌ ماه، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نرخ تورم سالانه را ۴۴.۲ درصد اعلام کرد و هم‌زمان مرکز آمار ایران رقم ۴۴.۶ درصد را منتشر کرد. اما آنچه بیش از این ارقام اهمیت دارد، روند افزایشی مداوم تورم است. سال با تورم ۳۶.۴ درصد آغاز شد و اکنون به بالای ۴۴ درصد رسیده است. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که تا پایان سال این نرخ می‌تواند به حدود ۴۶ درصد برسد؛ یعنی نزدیک به ۱۰ واحد درصد افزایش در طول یک سال.

در دی‌ماه و همزمان با حذف ارز ترجیحی، تورم خوراکی‌ها به ۸۹.۹ درصد رسید. این بدان معناست که قیمت مواد غذایی در مقایسه با سال گذشته تقریباً دو برابر شده است. در سبد هزینه‌ای دهک‌های پایین درآمدی، خوراکی‌ها سهم بالاتری دارند؛ بنابراین جهش قیمت غذا مستقیماً سفره اقشار کم‌درآمد را هدف قرار می‌دهد. وقتی تورم عمومی حدود ۴۴ درصد است اما خوراکی‌ها نزدیک به ۹۰ درصد رشد می‌کنند، فشار واقعی بر زندگی مردم بسیار بیشتر از میانگین اعلام‌شده است.

اگر برآوردی واقع‌ بینانه از هزینه خوراک یک خانوار کارگری داشته باشیم، تصویر نگران‌ کننده‌ تر می‌شود. فرض کنیم یک خانواده سه نفره در ماه تنها ۲۰ نوبت خریدی در سطح همین ۴۰۰ هزار تومان داشته باشد؛ مجموع هزینه به ۸ میلیون تومان می‌رسد. این رقم هنوز شامل اقلامی مانند گوشت، مرغ، برنج باکیفیت، میوه، حبوبات عمده، روغن، لبنیات کامل یا سایر مایحتاج اصلی نیست. اگر این موارد را اضافه کنیم، هزینه خوراک به‌ راحتی از حداقل دستمزد عبور می‌کند. در چنین شرایطی، اجاره مسکن، قبوض، حمل‌ونقل، درمان و آموزش عملاً از چه منبعی تأمین می‌شود؟

افزایش نرخ ارز در دو سال اخیر، یکی از موتورهای اصلی این موج تورمی بوده است. نوسان ارزی، قیمت مواد اولیه و کالاهای وارداتی را بالا برده و هم‌زمان انتظارات تورمی را تقویت کرده است. بازار پیشاپیش افزایش‌ها را در قیمت‌ها لحاظ می‌کند و مصرف‌کننده نهایی، حلقه‌ای است که تمام این فشار را یکجا تحمل می‌کند.

چشم‌انداز ۱۴۰۵ نیز چندان آرام نیست. بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که تورم می‌تواند از رکورد ۵۳.۱ درصدی سال ۱۴۰۱ عبور کند. عبور از آن سطح به معنای ورود به دوره‌ای از تورم‌های بسیار بالا و فرساینده است؛ دوره‌ای که در آن نه تنها قدرت خرید، بلکه امید اجتماعی و امکان برنامه‌ریزی برای آینده نیز تحلیل می‌رود.

۴۰۰ هزار تومان برای سه قلم ساده، شاید در مقیاس کلان اقتصادی رقمی ناچیز باشد، اما در زندگی روزمره میلیون‌ها کارگر، معادل چند روز دغدغه و محاسبه است. این عدد کوچک، تصویری بزرگ از اقتصادی ارائه می‌دهد که در آن درآمد ثابت با سرعتی بسیار کمتر از هزینه‌های زندگی حرکت می‌کند؛ مسیری که اگر اصلاح نشود، از بحران اقتصادی به بحران اجتماعی خواهد رسید.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات