آژیر قرمز بحران سوگ های حل نشده در ایران /  وزارت بهداشت به حوزه سلامت روان ظلم می کند

سلامت روان / خبرنگار اجتماعی رکنا برای صحبت در مورد اهمیت سلامت روان و یافتن راه حل هایی برای داشتن شهروندانی با روان سالم، باحمید یعقوبی، استاد دانشگاه و از روانشناسان بالینی باسابقه درباره بحران سوگ گفت و گویی داشتیم .

یعقوبی از کم توجهی به سلامت روان در نظام سلامت ایران گلایه کرد و ریشه بسیاری از ناهنجاری های جامعه را مسائل مربوط به روان دانست.

سلامت روان

سلامت چهار بعد دارد

حمید یعقوبی در توضیح جایگاه روانشناسی در این روزهای کرونایی در جامعه و ابعاد سلامت، گفت: در ابتدا باید سلامت را تعریف کنیم بعد ببینیم جایگاه روانشناسی کجا باید باشد. سازمان بهداشت جهانی در سال 1948 گفت سلامت عبارت است از حالت کامل رفاه جسمی، روانی و اجتماعی، نه فقط نبود معلولیت و بیماری ها. در اوایل قرن بیستم هم بعد معنوی را به عنوان بعد چهارم سلامت به این تعریف اضافه می کند.

او ادامه داد: در کشور ما وقتی صحبت از سلامت می شود، بلافاصله به یاد سلامت جسمی می افتیم و از آن سه بعد دیگر غفلت می شود. البته در سال های اخیر سلامت روان به نسبت بیشتری مورد توجه مردم و سیاستگزاران قرار گرفته است. اما به نظر می رسد تا رسیدن به جایگاه اصلی خودش فاصله زیادی دارد.

این استاد دانشگاه افزود: در این سال ها رسانه ها، صداوسیما و شبکه های اجتماعی، باعث شدند سواد سلامت روان جامعه ایران به نسبت دو، سه دهه قبل بالاتر برود. الآن مردم کمتری بیماری روانی را یک لکه ننگ می دانند. همین برداشت اشتباه از روانشناسی، آنها را از خدمات روانشناسی محرم می کند و زمانی به روانشناس مراجعه می کنند که بیماری شان شدت پیدا کرده است و بعضا فرد مجبور می شود در تمام طول عمرش تحت روان درمانی باشد.

پیمانه سلامت روان در نظام سلامت ایران کوچک است

او اظهار داشت: در نظام سلامت ایران، پیمانه سلامت روان، بسیار کوچک در نظر گرفته شده است. خود وزارت بهداشت در سال 91 آماری داد که 23.6 درصد ایرانیان، به گونه ای مبتلا به اختلالات روانی هستند. یعنی از هر چهار ایرانی، یک نفر نیاز دارد که از خدمات روانپزشکی استفاده کنند. درصورتی که میزان استفاده مردم بسیار پایین تر از این میزان است.

بی توجهی به ساخت  بیمارستان روانپزشکی

این روانشناس بالینی گفت: همچنین میزان تسهیلاتی که دولت و وزارت بهداشت در اختیار مردم قرار می دهد هم مهم است. برای مثال ببینید چه تعداد بیمارستان جسمی می سازیم و چه تعداد بیمارستان روانپزشکی می سازیم. چه تعداد کادر درمان بهداشتی جسمانی در وزارت بهداشت استخدام می کنیم و چه تعداد متخصص سلامت روان. وزارت بهداشت واقعا به حوزه سلامت روان ظلم می کند. شاید چند ده اداره کل داشته باشد که فقط یکی از آنها دفتر سلامت روانی اجتماعی است.

سلامت اجتماعی از سلامت روانی و جسمی مهم تر است

وی در توضیح اهمیت سلامت اجتماعی گفت: به نظرم سلامت اجتماعی حتی از سلامت روانی و جسمی هم مهم تر است. در بحث سلامت اجتماعی در کشور کمتر رسیدگی می شود. سرمایه اجتماعی ایرانیان پایین است. اعتماد بین مردم و اعتماد مردم به نهادها و سازمان های دولتی و غیر دولتی پایین است. سلامت اجتماعی در ایران حلقه مفقوده است و اصلا گم شده است. یکی دو سال است سازمان آسیب های اجتماعی به وجود آمده است. این سازمان باید سی، چهل سال قبل به وجود می آمد. ما فکر نکردیم و یک مرتبه خود را با حاشیه نشینی، اعتیاد، بیکاری، فقط، مفاسد اخلاقی و آسیب های فضای مجازی روبرو شدیم.

بسیاری بیماری های جسمی و تعاملات اجتماعی تحت تاثیر وضعیت روان است

این استاد دانشگاه در ادامه توضیحاتش در مورد سلامت روان، اظهار داشت: در نظام سلامت نه به اندازه نیاز و حتی به اندازه تقاضای مردم هم وزارت بهداشت به مساله سلامت روان نمی پردازد. تن ز جان و جان ز تن مستور نیست. یعنی بسیاری از بیماری های جسمی و تعاملات اجتماعی تحت تاثیر وضعیت روانشناختی افراد است. به طور مثال وقتی فردی خوشحال باشد و یک ماشین جلوی او بپیچد، از آن ماشین می گذرد. اما اگر همان آدم افسرده، غمگین و خشمگین باشد، ممکن است درگیر شود. سلامت روان هم اگر چه سابقه طولانی دارد اما در آن حدی که نیاز است، به خصوص در بین مسئولین دیده نمی شود.

سرمایه گذاری در سلامت روان دیر نتیجه می دهد

این روانشناس در توضیح دلیل کم توجهی به سلامت روان در بین مسئولین، گفت: عقل مردم به چشم شان است. حالا بعضی از ما مردم متولی وزارت بهداشت، رئیس جمهور، وزیر و مدیرکل هستیم. به طور مثال اگر روبان بیمارستانی را قیچی کنید، به چشم می آید اما وقتی برای اعتیاد یا سلامت روان هزینه کنید، زیاد به چشم نمی آید. سرمایه گذاری در بخش سلامت روان، مانند فرهنگ است، دیر نتیجه می دهد.

مسائل روانی ناملموس است و به چشم نمی آید

حمید یعقوبی افزود: اثرات مداخله در بیماری های جسمی عینی است و به سرعت نتایجش را می بینیم. در صورتی که به طور مثال بهبود فرد افسرده ممکن است چند ماه تا یک سال به طول بیانجامد. این مساله ناملموس به چشم نمی آید و آن را انسان های باهوشی مانند ابن سینا و مولونا متوجه می شوند. اما کسی که آی کیو معمولی دارد، این مسائل را درک نمی کنند. در واقع همانطور که بخشی از جامعه پرداختن به مساله روان را لکه ننگ می داند، وزیر و وکیل و مدیرکل هم می توانند همینطور باشند.

روان شناس ها از اجزای اصلی مداخله در بحران هستند

یعقوبی در توضیح جایگاه روانشناسیدر دوران کرونا، گفت: روانشناس ها همیشه در بحران ها یکی از اجزای اصلی مداخله هستند. با آمدن بحران، نظم زندگی، ذهنی و روانی ما به هم می ریزد. در این مواقع حضور روانشناس می تواند کمک کند. فرقی نمی کند این بحران سیل باشد، زلزله باشد یا جنگ و تجاوز. حالا کرونا هم بحرانی جهانی است و ما هر لحظه استرس ابتلا به این بیماری را داریم. وقتی استرس تولید می شود اولین متخصص باید روانشناس باشد.

استرس سیستم ایمنی بدن را تضعیف می کند

وی افزود: می دانیم متخصصان بیماری های عفونی و واگیردار، از ابتدای این بیماری به ما توصیه به حفظ آرامش کرده اند. اگر استرس نداشته باشید، نترسید و آرامش داشته باشید، سیستم ایمنی بدنتان مقاوم تر است. اگر بترسید هم سیستم ایمنی پایین می آید و احتمال ابتلا به کرونا بیشتر می شود. البته در اوج بحران کرونا، دفتر سلامت روانی اجتماعی وزارت بهداشت کار مثبتی انجام داد. اینکه مشاوره روانی را هم به سامانه 4030 اضافه کردند. اگرچه بعد از انجام این کار و گذشت مدتی، احساس کردند مردم توانسته اند از حالت بحران خارج شوند و این سامانه در یک ماه اخیر دیگر فعال نیست.

سوگ، مشکلی جدی در دوران کرونا

او در ادامه گفت: تصور می کنم هنوز هم فعال شدن بخش روان سامانه 4030 لازم است و پیشنهاد می کنم دوباره فعال بشود. همانطور که گفتم مشکل بحرانی در کرونا، یعنی ترس و نگرانی، کمرنگ شده است اما الآن با سوگ حل نشده روبرو هستیم. سوگواری های دوران کرونا خیلی محدود و محفلی و در جمعی کوچک انجام شد. خانواده های متوفیان نتوانستند آنطور که باید و شاید سوگواری کنند و تسلی خاطر پیدا کنند. این سوگ اگر حل نشود به افسردگی تبدیل می شود.

لزوم داشتن برنامه ای جدی برای مدیریت سوگ

یعقوبی در توضیح راه حلی برای حل بحران سوگ، گفت: یک راه حل این مساله، صحبت روانشناسان با خانواده متوفیان از طریق سامانه 4030 است. به نظرم لازم است که وزارت بهداشت برای مدیریت سوگ برنامه جدی داشته باشد. همین که افراد احساس کنند وزارت بهداشت به دنبال حل و فصل سوگ افراد است، قوت قلب پیدا می کنند. در غیر این صورت این سوگ ها می توانند به افسردگی تبدیل شوند.

بی کیفیت بودن آموزش روانشناسی به اعتماد مردم لطمه می زند

این روانشناس بالینی در پاسخ به سوال خبرنگار رکنا در مورد اینکه چگونه روانشناسی می تواند جایگاهش را در جامعه به دست بیاورد، اظهار داشت: به نظرم باید سه موضوع "افزایش کیفیت دانش و روان روانشناسان"، "حمایت و پشتیبانی دولت و بیمه ها" و "افزایش سطح سواد سلامت روان جامعه" محقق شود. در اولین گام خود رواشناسان باید بنیه علمی خود را تقویت بیشتری بکنند. در حال حاضر تعداد دانشگاه هایی که دانشجوی روانشناسی تربیت می کنند خیلی زیاد است و برخی از این دانشگاه ها کیفیت لازم را ندارند. باید نهادهای مسئول کیفی سازی آموزش روانشناسی را در دستور کار قرار دهند. این آموزشی که امروز در برخی از موسسات آموزشی می بینیم، در آینده به اعتماد مردم به روانشناسی لطمه وارد خواهد کرد.

وی ادامه داد: بخش دیگر حائز اهمیت در اینجا دولت و وزارت بهداشت هستند که بدانند بخش مهمی از سلامت، سلامت روان است. البته می دانم که وزیر فعلی بهداشت در حوزه های سلامت روان و اجتماعی دیدگاه های خوبی دارد اما این نگاه باید در حوزه سلامت اعمال شود.

بیمه خدمات روانشناسی همچنان مورد بی توجهی

حمید یعقوبی افزود: همچنین بحث بیمه خدمات روانشناسی بحثی مهمی است. در همه جای دنیا، خدمات روانشناسی مشمول بیمه است اما در ایران اینطور نیست. با نگاهی به میزان طلاق، اعتیاد، پرخاشگری و نزاع در جامعه و پرونده های در دادگاه ها، مشخص می شود نیاز به این خدمات در جامعه ایران نیاز است. بخش عمده ای از این مشکلات منشا گرفته از سلامت روان هستند.

هزینه های سلامت روانی در مقایسه با درآمد افراد خیلی زیاد است

این روانشناس بالینی با سابقه گفت: حتی اگر کسی هم بخواهد از خدمات روان استفاده کند، به دلیل نبود بیمه برایش سخت است. هزینه های سلامت روانی در ایران در مقایسه با جهان بسیار ارزان است اما در مقایسه با درآمد یک کارگر، معلم، و کارمند، خیلی زیاد است.

او اظهار داشت: در نهایت سواد سلامت روان مردم باید بالاتر بیاید. مثلا در خارج هر خانواده ای یک وکیل و یک روانشناس دارد. ولی ما در ایران هم به وکلا ضربه می زنیم و به طور مثال در فیلم ها آن ها را قالتاق معرفی می کنند. خیلی از مشکلات حقوقی ما به علت مشورت نکردن با یک وکیل است. مشاوره هم به همین شکل. هر خانواده ای که مشکلی دارد، باید بفهمد که باید به مشاور و روانشناس مراجعه کند تا کار به جاهای باریک نکشد.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟