ته خط کودکان زباله گرد ، فروش موادمخدر و سرقت / آسیبی در مرز بحران

کودکان زباله گرد/ به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، پشت این آمارهای اعلام شده پیام بسیاری خوابیده است.  استیصال در مقابل مشکلات و تامین هزینه ها یکی از این پیام ها است که تنها به  زندگی بزرگسالان ختم نمی شوند، کودکان کار هم به این استیصال می رسند و مجبور می شوند به سمت و سوی جرائمی بروند که به دلخواه خودشان نیست و وضعیت خانواده هایشان شرایط آنها را هم با مشکل روبرو کرده و به سمت جرائم سوق می دهد و کودکان کار به ویژه زباله گردها به جرائمی همچون خرده فروشی موادمخدر و سرقت های خرد گرایش پیدا می کنند.

مهدی قوامی پور، جامعه شناس در گفتگو با خبرنگار اجتماعی رکنا در این خصوص تاکید کرد: گفته می شود بخشی از کودکان زباله گرد ایرانی نیستند، ایرانی نبودن آنها رافع مسئولیت نیست و باید به همه این کودکان بدون توجه به ملیت آنها توجه شود.

مهدی قوامی پور/ دکترای جامعه شناسی سیاسی

این جامعه شناس افزود: هر پدیده را می توان در دو بخش ساختار و کارگزار بررسی کرد. کارگزاران مدیران و مجریانی هستند که می توانند اهداف انسانی و نیت خیر داشته باشند. اما صرف داشتن انگیزه های انسانی برای تحقق یک برنامه موفق کافی نیست. آنها نیازمند ساختارها هستند تا اهداف و نیت های خود را به فعلیت برسانند. بنابراین باید گفت آیا شهرداری به لحاظ ساختاری امکان شناسایی و حمایت موثر از کودکان کار و خانواده های آنها را دارد؟ در بحث حمایت های اجتماعی بهزیستی، شهرداری، کمیته امداد و... سازمان های موازی هستند که شرح وظایف آنها تداخل دارد و مانع از اقدامی موثر می شود. شهرداری به لحاظ ساختاری فاقد ظرفیت حل معضل کودکان زباله گرد است.

آسیب های جدی تر منتظر کودکان زباله گرد

قوامی پور با اشاره به این که کودکان زباله گرد از خانواده هایی به شدت آسیب پذیر هستند، گفت: آسیب پذیری خانواده ها کودکان را برای بسیاری از مسائل و آسیب های اجتماعی دیگر مستعد می کند. این کودکان برای اعتیاد، خرید و فروش موادمخدر و حتی سرقت مستعد می شوند. وقتی کودکان زباله گرد را از شغلی که جلوی چشم همه صورت می گیرد، منع می کنید بدون تعریف بدیل های کارآمد، صرفا آنها را سمت مسائل و آسیب های جدی تر سوق می دهید.

وی با بیان این که هیچ جامعه شناسی با زباله گردی کودکان موافق نیست، تاکید کرد: اصل قطعی این است که هیچ کس با کار کودکان موافق نیست. اما همه جامعه شناسان بر این نکته تاکید می کنند که برنامه های سلبی به تنهایی هیچ وقت در امور اجتماعی راه به جایی نمی برد. بنابراین باید برنامه های ایجابی کنار برنامه های سلبی قرار گیرد. یعنی اگر کودکان زباله گردی نکنند چه کاری انجام دهند؟ حتما باید برای این کودکان برنامه ای مدون و شفاف داشته باشیم و نمی توان با موعظه های اخلاقی یا حتی اهداف بشردوستانه و انسانی بدون ساختار کارآمد به هدف دست یافت.

قراردادهای سفید امضا برای کارگران

با دستور ممنوعیت زباله گردی کودکان و پابرجا بودن مشکلات اقتصادی خانواده کودکان زباله گرد احتمال سوق این کودکان به کارگاه های زیرزمینی افزایش می یابد. کودکان در این کارگاه ها با چه مشکلاتی روبرو خواهند شد؟ قوامی پور در پاسخ به این سوال گفت: بیش از 98 درصد از جامعه کارگری که بخش شفاف و قانونمند اقتصاد کشور است دارای قراردادهای یکساله و بخش زیادی نیز با قراردادهای سفید امضا روبرو هستند. وقتی کارگران بالغ که ظاهرا توان دفاع از حقوق خود را دارند امنیت شغلی ندارند و به اشکال مختلف حقوق آنان تضییع می شود، تصور کنید کودکانی که نمی توانند از خود دفاع کند و از هیچ حمایت قانونی که ناظر بر محیط های کاری آنان باشد برخوردار نیستند وارد عرصه کار زیرزمینی می شوند چه وضعیتی پیدا می کنند؟ مقایسه وضعیت کارگران بزرگسال و کودکان می تواند عمق فاجعه را مشخص کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟