تهران در محاصره زباله / قوه قضائیه پیگیر تضییع حقوق عامه باشد / وزارتخانه های کشور و بهداشت زباله های بی سر و سامان را در خیابان ها نمی بینند؟ + فیلم
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مدیریت پسماند در تهران، این روزها دچار بحران است. شهری که باید نماد نظم، بهداشت و مدیریت باشد، حالا به صحنه ای از بی برنامگی و بی تفاوتی تبدیل شده که هر شهروندی با یک قدم زدن ساده در محله خود، آن را لمس می کند. انباشت زباله، پراکنده و اغلب رهاشده در معابر، تصویری است که دیگر به نقاط خاص محدود نیست و از شمال تا جنوب پایتخت دیده می شود.

مسئله فقط زشتی بصری شهر نیست؛ بلکه مستقیما با سلامت عمومی گره خورده است. زباله هایی که ساعت ها و گاه روزها جمع آوری نمی شوند، منبع انتشار انواع آلودگی ها، حشرات، جوندگان و بیماری ها هستند. این وضعیت، به ویژه در فصل های گرم سال، خطر شیوع بیماری های عفونی و پوستی را افزایش می دهد؛ اما به نظر می رسد سلامت شهروندان، در اولویت مدیران شهری جایی ندارد.

شورای شهر تهران بارها درباره وضعیت نابسامان مدیریت پسماند به شهرداری تذکر داده است؛ اما این تذکرها یا نادیده گرفته شده اند یا در حد چند واکنش رسانه ای باقی مانده اند. در مقابل، سکوت برخی دیگر از اعضای شورا در برابر این وضعیت مشهود، سوال برانگیز است. وقتی یک بحران تا این اندازه عیان است، سکوت، چیزی جز همراهی با ناکارآمدی تلقی نمی شود.

پس از جنگ ۱۲ روزه، موضوع اخراج اتباع افغانستانی غیرمجاز با جدیت بیشتری دنبال شد و مسائل امنیتی در کانون توجه قرار گرفت؛ اما حالا، با گذشت چند ماه، به نظر می رسد این موضوع هم دچار همان سرنوشت همیشگی شده؛ رهاشدگی. حضور اتباع غیرمجاز در میان زباله گردها همچنان به چشم می خورد؛ موضوعی که هم از منظر اجتماعی و هم از منظر امنیتی و بهداشتی قابل اغماض نیست.

سوال اینجاست؛ وزارت کشور، سازمان شهرداری ها و دهیاری ها و سازمان ملی مهاجرت دقیقا چه نظارتی بر عملکرد شهرداری تهران دارند؟ اخراج اتباع غیرمجاز و استثمار آنها توسط پیمانکاران شهرداری، به طور واضح مشخص و مسئولیت مستقیم آن نیز بر عهده شهردار تهران بود. رسانه رکنا نیز بارها و بارها در مورد خطرات حضور اتباع غیرمجاز در پایتخت و تبعات امنیتی آن به شهرداری تهران هشدار داده بود؛ ولی نتیجه را مشاهده کردیم. عاقبت به اخراج گسترده اتباع غیرمجاز و ماندن دست سازمان مدیریت پسماند شهرداری در حنا رسیدیم. تا جایی که شهرداری با پیشنهادهای ویژه، اقدام به جذب نیروی ایرانی کرد، کاری که می توانست از مدت ها قبل آن را شروع کند.  وقتی تخلف و سوءمدیریت، اینچنین آشکار در سطح شهر جریان دارد، چرا واکنش موثری دیده نمی شود؟ آیا شهرداری تهران به ابتدایی ترین وظیفه ذاتی خود یعنی جمع آوری و مدیریت پسماند عمل می کند؛ ولی در مقابل، شهروندان همچنان موظف اند عوارض شهری را سر موعد و بدون چون و چرا پرداخت کنند؟

قوه قضائیه نمی تواند نسبت به این حجم از ترک فعل بی تفاوت باشد. اگر مسئولان قضایی در این شهر زندگی می کنند، اگر در همین خیابان ها رفت و آمد دارند و خانواده هایشان در همین فضا نفس می کشند، به وضوح می بینند که مدیریت پسماند در پایتخت، به بدوی ترین و ناکارآمدترین شکل ممکن اداره می شود و در برخی نقاط این وظایف به صورت ناقص پیگیری می شود. این وضعیت، مصداق روشن تضییع حقوق عامه است و نیاز به ورود جدی دارد.

از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که مگر ایران با کمبود فناوری یا توان مالی برای به روزرسانی سیستم مدیریت پسماند مواجه است؟ مگر شرکت های دانش بنیان و متخصصان داخلی بارها اعلام آمادگی نکرده اند؟ چرا از راه حل های علمی، هوشمند و پایدار استفاده نمی شود؟ مشکل، نبود راه حل نیست؛ بلکه نبود اراده برای اجرای آن است.

وزیر بهداشت و به طور ویژه، معاونت بهداشت این وزارتخانه هم نمی توانند خود را کنار بکشند. آیا مسئولان این حوزه در شهر قدم نمی زنند؟ محل زندگی و کارشان از این آلودگی ها جداست؟ شهری که غرق در زباله و آلودگی است، مستقیما سلامت مردم را تهدید می کند. وزارت بهداشت که متولی سلامت جامعه است، چرا در برابر این وضعیت موضع جدی و مطالبه گرانه ندارد؟

در نهایت، این پرسش باقی می ماند چرا صدای شهروندان شنیده نمی شود؟ پایتختی که مردم عادی در آن زندگی می کنند، شهری کثیف، آلوده و مستعد بیماری است؛ اما پایتختی که برخی مدیران در آن زندگی می کنند، ظاهرا جای دیگری است. این شکاف، فقط شکاف مدیریتی نیست؛ شکاف میان واقعیت زندگی مردم و نگاه مسئولانی است که از پشت میز، شهر را تمیز و مرتب می بینند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات