معرفی کتاب / رمان داغ سرد

به گزارش رکنا، درونمایه اصلی رمان «داغ سرد» توهمات ناشی از مصرف ماری‌جوانا (گل)، گسست واقعیت، ترومای سرکوب‌شده و بهای سنگین حفظ آبروی خانوادگی است.

طلوع :

رمان با روایت اول‌شخصِ «پریناز»، دختر جوان و سرمست روزگار، از خانواده متوسط جامعه  آغاز می‌شود. او در یک کلینیک روان‌پزشکیِ مجهز و ایزوله تحت نظر «دکتر راد» بستری است.

پریناز تصور می‌کند به دلیل افسردگی پس از زایمان و مرگ دلخراش نوزادش «دانیال» و همسرش «مانی» در یک تصادف رانندگی در این کلینیک حبس شده است.

دوست  پریناز (رها) دختری  مقتدر و سرد است که به بهانه‌ی حفظ سلامتِ روان  دوستش، او را از دنیای بیرون جدا کرده است.

دریافت پیامک‌های ناشناس و سرنخ‌هایی از یک «عروسک خرس پاندای  بدون دهان »، ذهنِ پریناز را بیدار می‌کند، او متوجه می‌شود خاطراتش دستکاری شده‌اند.

با جستجوی مخفیانه در انبار کلینیک، حقیقتِ هولناکی فاش می‌شود، دانیال هرگز یک نوزاد نبوده بلکه نامِ رمزِ  انواع مواد مخدرهای روانگردان بوده که در شکم عروسک‌های پاندا  جاسازی می شد  و در پارتی های شبانه به عنوان هدیه به شرکت کننده ها داده می شد. مانی  نیز همسر او نبوده بلکه یک راننده و شریکِ خلافکار بوده که پرینازِ ۱۹ ساله تحت تأثیر مصرف شدید مواد با او وارد رابطه شده بود.

پریناز درمی‌یابد که دوستش رها برای جلوگیری از احتمال دهن لقی مانی  و پاک کردن ردپای راز عروسک های پاندا با نام دانیال، تصادفِ جاده‌ی شمال را عمداً ترتیب داده تا مانی  را از بین ببرد و پریناز را با شوکِ درمانی و القای دروغ به یک «دوست  داغدار» بدل کند تا گذشته‌اش پنهان بماند. 

پریناز موفق می‌شود یک رم میکروSD (حاوی مدارک جنایت دوستش) را پیدا کرده و برای محافظت از آن، رم را می‌بلعد. 

او در یک رویاروییِ حماسی و خشن  دوستش و  دکتر راد را شکست داده و به عنوان یک گروگان‌گیرِ حقیقت، پیروزمندانه از کلینیک خارج می‌شود.

هنگامی که پریناز زیر باران قدم به خیابان می‌گذارد تا طعم آزادی را بچشد واقعیت در اطرافش شروع به فروپاشی می‌کند. 

قطرات باران به بوی خون و بنزین تبدیل می‌شوند و نورِ خیابان جای خود را به نوربالای کورکننده‌ی یک کامیون می‌دهد.

در یک چرخش تکان‌دهنده مشخص می‌شود که هیچ کلینیک، توطئه‌ی دوستانه  یا فرار  پیروزمندانه  در کار نبوده است. 

تمامِ این مبارزه‌ی حماسی و پیچیده، توهماتِ یک ذهنِ متلاشی‌شده بر اثر مصرفِ سنگینِ «گل» (THC) و آخرین تلاش‌های مغزی در حالِ مرگ وی بوده است.

پریناز در واقعیت، همان دخترِ ۱۹ ساله‌ی نشئه‌ای است که در ماشینِ مانی  پس از برخوردِ مرگبار با کامیون از بالای پل آزمایش سقوط کرده و  در میانِ آهن‌پاره‌ها گیر افتاده است.

ذهنِ او برای فرار از درد و عذاب‌ وجدان، این واقعیتِ جایگزین را ساخته بود.

داستان با مرگِ سلول‌های خاکستریِ او در میانِ آهن و خون پایان می‌یابد.

یک هشدارِ تلخ و کوبنده از تاوانی که مصرف مواد مخدر بر روان و واقعیتِ انسان تحمیل می‌کند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1240401
  • عکس ها / اولین واکنش مهسا طهماسبی به ازدواج دوم همسر سابقش + فیلم جنجالی عروسی