شهناز در شهر غریب بود و جمشید متاهل او را به خلوتگاه برد
حوادث رکنا: شهناز در مسافرت و در شهر غریب به دام شیطانی جمشید افتاد.
شهناز ۲۲ ساله که باور ندارد چه بلایی بر سرش آمده است وقتی دربرابر بازپرس دادسرا ایستاد با گریه گفت: مردی با وعده ازدواج به من تجاوز کرده است.
او ادامه داد:هیچ وقت زندگی خوبی نداشتم پدرم با وجود اینکه مادرم کنارش بود خواست زن دوم بگیرد که کارشان با مادرم به طلاق کشید.
شهناز ادامه داد:بخاطر مشکلات مالی مادرم نتوانستم در کنارش بمانم و در خانه پدرم با اذیت کردن نامادری ام همیشه دعوا داشتم تا اینکه با پدرم برای مدت یک هفته به این شهر آمدم و دور از چشم پدرم با مرد مغازه داری به نام جمشید آشنا شدم.
دختر جوان با بغض افزود:وقتی جمشید ماجرای زندگی ام را شنید با عشق ورزی آرامم کرد به او دلبسته شدم ووقتی پدرم خواست به شهرمان برگردد با بهانه اینکه من سفر با قطار را دوست دارم قرار شد روز بعد از آنها سوار بر قطار برگردم.
شهناز گفت: جمشید به من وعده ازدواج داده بود و در یک روز تنهایی ام وقتی نزدش رفتم او خواست به خانه شان برویم تا پدر و مادرش من را ببینند و بزودی خواستگاری صورت گیرد اما دروغ می گفت او فریبم داد و با وجود التماس هایم من را مورد تجاوز قرار داد و مانند آشغال از خانه بیرونم انداخت.
با ادعاهای شهناز بازپرس دستور داد تا ماموران جمشید را در مغازه اش به دام اندازند و این مرد وقتی دستگیر شد راز خود را فاش ساخت و مشخص شد این مغازه دار زن و بچه دارد و از همان ابتدا قصد تجاوز به شهناز را داشت.
-
فیلم/ اعتراف تلخ آقا رشید؛ سال هاست با افسردگی زندگی می کنم و دارو می خورم
خدا لعنت کندجمشیدرا.که ازمشکل این بدبخت سواستفادنمود.بلید.جمشیدپیش زن وبچه اش بدنام شود.تابدانندباچه کثیفی زندگی میکردند