من و همسرم یک سال قبل ازدواج کردیم. ما فامیل هستیم و او و خانواده‌اش را می‌شناسم. همه می‌دانستیم که چقدر پدرش او را در دوران کودکی کتک می‌زد.

شوهرم خیلی گوشه‌گیر و ساکت و کم‌حرف بود. خانواده‌ام می‌گفتند خجالتی است و کم‌کم درست می‌شود. اما نه‌تنها اوضاع فرقی نکرد بلکه در مدت کوتاهی متوجه شدیم شوهرم دست‌کج است. خانه هرکس می‌رفتیم پول یا وسیله‌ای گم می‌شد. بعد از تکرار این موضوع، به‌خصوص در میهمانی‌هایی که درخانه اقوام نزدیکمان برگزار می‌شد، او را زیر نظر گرفتیم و حدسمان درست از آب در‌آمد. شوهرم حتی به‌خاطر این کار از شرکتی که در آن کار می‌کرد هم اخراج و بیکار شد. حالا هم هیچ دغدغه‌ای برای آینده ندارد. گاهی به خانه ما می‌آید و هرچه درباره کارهایش توضیح می‌خواهم سکوت می‌کند.

مانده‌ام چکار کنم. فکر می‌کنم بداخلاقی و تندخویی‌های پدرش باعث شده دچار حس خود کم‌بینی و حقارت شود.کارشناس دایره اجتماعی کلانتری ما را به مرکز مشاوره آرامش پلیس Police معرفی کرده است. نمی‌خواهم تصمیم عجولانه و بی‌خردانه‌ای درمورد آینده‌ام بگیرم؛ اگرچه برادر و خواهرم دیگر با او سلام و احوالپرسی هم نمی‌کنند و مشکل ما بیخ پیدا کرده است.اگر پدرها و مادرها کمی بیشتر به فکر آرامش فکری و عاطفی فرزندان خود باشند شاید چنین مشکلاتی پیش نیاید. می‌ترسم موضوع را به پدرش اطلاع بدهم و کار بدتر بشود. خانواده خودم هم خجالت می‌کشند درباره کارهای اشتباهش با او صحبتی بکنند. خانم مشاور از من خواسته است قبل از اظهارنظر کارشناس مرکز آرامش پلیس هیچ قضاوتی نکنم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 339871
  • فیلم آتش سوزی هولناک در کالیفرنیا

اخبار تاپ حوادث