خواب عجیب دزد / زائرم مریض‌احوال بود، چرا از او دزدی کردی؟

اطراف دستگاه را نگاه می‌کرد و دنبال گوشی‌اش می‌گشت. من با خوش‌حالی از محل دور شدم و به خانه رفتم. در بین راه، گوشی زنگ خورد که آن را خاموش کردم. از اینکه به این راحتی یک گوشی تلفن‌همراه گران‌قیمت به جیب زده بودم، احساس خوش‌حالی می‌کردم. قرار بود روز بعد گوشی را به مال‌خر بفروشم. شب، غذایی خوردم و خوابیدم؛ اما با خوابی عجیب از خواب پریدم. من آقایی نورانی را در خواب دیدم که به صورتم نگاه نمی‌کرد. جلو رفتم تا چهره‌اش را ببینم، روبرگرداند و گفت: زائرم مریض‌احوال بود، چرا گوشی‌اش را دزدیدی؟
او این حرف را زد و از من دور شد. تا صبح نخوابیدم و فکرم درگیر شده بود. گوشی را روشن کردم و زنگ زدم. زن جوان گفت همراه خانواده‌اش توی اتوبوس هستند و به شهر خودشان می‌روند. از آن‌ها خواستم بیایند و گوشی را تحویل بگیرند. او و همسرش وسط راه پیاده شدند و به مشهد برگشتند. من گوشی را تحویلشان دادم و اعتراف کردم دزد هستم. ما به کلانتری٢٩‌ آمده‌ایم. نمی‌خواهم همسایه آقا امام‌رضا(ع) باشم و روسیاه بشوم. خاک بر سرم کنند که آقا را از خودم رنجانده‌ام .

پایان خبر / رکنا / کدخبر 192338
  • فیلم/ آواز احساسی دوقلوهای پایتخت همه را غافلگیر کرد؛ اجرای شنیدنی رحمان و رحیم

اخبار تاپ حوادث